نوشته‌ها

فیلم | لشکرآباد

از قاچاق مواد تا سفر سفیر سوئیس
این پست نیاز به کپشن نداره، فقط داستان رو تا انتها گوش کنید.
پ.ن: بخشی از گفت و گوی لایو با دکتر مولوی با موضوع ” تقدم اقتصاد بر فرهنگ ” رو میبینید.

فیلم | ممنوع الپخش

امروز در حاشیه نمایشگاه اهواز مصاحبه‌ای داشتم که موقع انتشار فرمودند ممنوع‌الپخشه! چرا؟
چراش رو گفتند، اما هم بسیار عجیب بود، هم نباید بگم.

امیدوارم اینجا ایراد نداشته باشه بذارم.

فیلم | بیزینس‌های اهواز و سنگ‌اندازی‌ مسئولین

میلیاردها خرج کردیم که تولید کنیم. اونم تو خوزستان و تجهیزات صنعت نفت که باید با هزار بدبختی وارد کشور کنند.
حالا به جاى حمايت تو سال توليد و دانش‌بنیان، افتادیم تو یه دور باطل که تولید کن تا پروانه بدیم، پروانه بگیر تا سفارش بدیم، سفارش بگیر تا بیای تو لیست و …
خب بگو نیا سراغ تولید! با شعار که چیزی تولید نمیشه!

فیلم | اهواز٣ | بچه که بودم، اینجا کار می‌کردم

خاطراتم رو اگر تو سایت خونده باشید، یا اگر پست های اول همین پیج رو دیده باشید، میدونید که من تو ١٣ سالگی برای خریدن آتاری، تو یه مغازه موتورسیکلت سازی کار میکردم.
حالا و بعد از گذشت ٣٠ سال از اون روزها، برگشتم و اون مغازه رو پیدا کردم.
همه چیز عوض شده بود جز مغازه اگزوز سازی سر نبش خیابون که از سال ١٣۴٩ تا الان فعاله.
.
٢٩ آبانماه ١۴٠٠- اهواز- حوالی پل سیاه

فیلم | اهواز ٢ | دبیرستان بهشتی

یکی از اتفاقات خوب سفر اخیرم به اهواز سر زدن به دبیرستانم بود.
دبیرستان تیزهوشان شهید بهشتی که یادآور تحصیل در سال‌های ٧۴ تا ٧٧ است. یادآور شیطنت‌های نوجوانی؛ یادآور قشنگ‌ترین خاطرات و بهترین روزهای زندگی‌م که تکرار نشدنی هستند و با هیچ چیز عوضشون نمی‌کنم.
.
برای مرور خاطرات، خیلی چیزا سر جاشون بود اما حیف که دیگه خبری از معلم‌ و ناظم‌های زمان ما نبود.
البته تعداد زیادی از دوستان صمیمی و درجه یک امروزم، با افتخار رفقای قدیمی روزهای دبیرستان هستند.
.
٢٩ آبانماه ١۴٠٠- اهواز- کیانپارس

فیلم | اهواز ١ | خانه پدری

چند ماه از رفتن پدر گذشت و به دلیل کرونا با تاخیر مجلس یادبودی برایش در اهواز برگزار کردیم و به همین خاطر پس از مدت‌ها به اهواز سفر کردم.
.
فردای مراسم سری زدم به خانه پدری؛ خاطرم نیست آخرین باری که گذرم به این کوچه افتاد کی بود اما تو حال و هوای خودم انگار همین دیروز بود.
همه چی سر جاش بود و من زنده شدم با خاطراتی که زنده شد.
هر کنج‌اش یادی از پدرم بود و ای کاش بود و هنوز این خانه، خانه‌مان بود.
.
٢٩ آبانماه ١۴٠٠- اهواز- پادادشهر