نوشته‌ها

فیلم | مسیر درست

برای ایده و اجرا اگر بخوام سهمی قائل بشم، قطعاً نودونه و نیم درصد سهم اجرا و فقط نیم درصد سهم ایده خواهد بود.

درسته که بهترین نتایج همیشه از یک ایده ناب سرچشمه گرفته‌اند اما ایده‌ها زمانی ارزش پیدا میکنند که به اجرا در اومده باشند. یعنی ضعیف‌ترین اجرا از یک ایده ساده و معمولی به مراتب قابل توجه‌تر از یک ایده بی‌نظیر اجرا نشده‌ست.

یک ایده هرچقدر خاص و منحصربفرد، قطعا در این جمعیت نزدیک به ۹میلیاردی کره زمین، قبل از شما از ذهن چندین نفر باهوش‌تر از شما هم گذر کرده، اما نهایتاً صاحب ایده کسی‌ست که اون رو اجرا کرده یا بهتره بگم که بهترین اجرا رو به نام خودش ثبت کرده.

بله؛ کار سخت‌تر هم شد. نه تنها ایده به تنهایی ارزشمند نیست، که اجرای ضعیف هم در برابر اجرای برتر محکوم به شکسته و ایده از آن اجرای برتر خواهد بود.

فیلم | رویای لاتاری

آخرین بخش دورهمی سوم به سوالات شما اختصاص داشت. یکی از حاضرین که سن و سال بیشتری از اکثریت داشت و فرد جاافتاده و با تجربه‌ای بود، گفت: من سایتی راه انداختم برای فروش آهن و تابحال یک میلیارد هم هزینه کردم اما نتیجه نگرفتم!

برای چندمین بار موضوع بحث معطوف شد به ماجرای «پذیرش»، واژه‌ای که اگر اشتباه نکنم، صحبت‌های اونروز رو هم باهاش شروع کرده بودم.

پذیرش احتمالات منطقی؛ اینکه چند درصد از کسانی که تلاش دارند کسب‌وکاری راه‌اندازی کنند، به موفقیت می‌رسند؟
اگر پا در راه پر رقیبی گذاشته باشید چه بلایی سر این موفقیت خواهد آمد؟

تصور کنید که قصد کردید یک فروشگاه اینترنتی راه اندازی کنید، چیزی شبیه به دیجیکالا. چند میلیارد هم هزینه کرده‌اید و نتیجه نگرفته‌اید. به نظرتون چه باید کرد؟
با توصیه‌های یک بیزینسمن موفق گره‌ای باز خواهد شد؟
از حوالی یکی از کمپین‌های تبلیغاتی ده‌ها میلیاردی دیجیکالا هم نمی‌توانید گذر کنید.
بله؛ از ابتدا نباید پا در مسیر می‌گذاشتید.
مگر اینکه ایده‌ای متفاوت داشته باشید. مثلاً سایت «تُرب» رو راه‌اندازی کنید.

توصیه من هم توقف یا ایده نو بود.
شاید بگید چون خودت تو همین کاری!
جواب کاملم به عنوان کسی که خودش هم یک سایت اینترنتی فروش آهن‌آلات داره رو تو پست دیگه‌ای براتون میذارم.

کسی میتونه جوابم رو حدس بزنه؟ و علتش رو هم بگه

فیلم | هزینه مشورت

اگه قرار باشه شخص یا اشخاصی رو برای مشورت مخاطب خودتون قرار بدید، بعد همزمان با طرح مسئله مجبور باشید مراقب حرف زدنتون باشید که مبادا موضوع مورد شور یا حواشی اون، مخاطب یا مخاطبین رو ناراحت نکنه، طبیعیه یا باید بیخیال مشورت بشید یا اینکه فرد یا جمع دیگری رو برای مشورت انتخاب کنید؟
پیچیده شد؟
راستش؛ من یکی که وقتی با کسی مشورت میکنم، میخوام باری از ذهنم برداشته بشه، اگه قرار باشه بخوام اون لحظه به اینم فکر کنم که طرف مقابلم چه برداشتی ممکنه بکنه، ترجیح میدم اصلا حرف نزنم.
شما چطور؟
در این مشاجره حق رو به کی میدین؟ شاید من در اشتباهم!