فیلم | بدتر از احمدی نژاد
بدتر از احمدینژاد هم مگه داریم!؟ بله. یک نسخه بدتر، اما آمریکایی که متاسفانه قدرتمندترین کشور جهان رو این روزها بازیچه خودش کرده. شومنِ خودشیفتهای که صحنه دنیا رو با یک شوی تلویزیونی اشتباه گرفته…

بدتر از احمدینژاد هم مگه داریم!؟ بله. یک نسخه بدتر، اما آمریکایی که متاسفانه قدرتمندترین کشور جهان رو این روزها بازیچه خودش کرده. شومنِ خودشیفتهای که صحنه دنیا رو با یک شوی تلویزیونی اشتباه گرفته…
ضمن احترام به دوستان تحصیلکرده در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای مدیریت کسبوکار، چند سال پیش اتفاقی افتاد که به یکباره خیلیها در دنیای بیزینس صاحب مدارک امبیای و دیبیای شدند.
حین جلسه مشغول صحبت راجع به ورود و اظهار نظر برخی افراد ناآگاه به موضوعات تخصصی بودیم که یاد این ماجرا افتادم.
مثلا تبلیغات و مدیریت از جمله مواردی هستند که همه به نحوی درش صاحبنظرند در صورتی که موضوعات بسیار حساس، پرچالش و صدالبته تخصصی هستند.
ناترازی انرژی در کشور ما دلایل متفاوتی داره اما یکی از راهحلهای سریع، اثربخش و منطقی اون اصلاح قیمت حاملهای انرژیه.
دقت داشته باشید که منظورم این نیست که برق، آب، گاز یا بنزین هم قیمت دیگر کشورهای جهان بشه، نه! پس نیازی نیست درآمد و سایر هزینهها رو مقایسه و یادآوری کنید.
قیمت حاملهای انرژی در مملکت ما حتی نسبت درستی با حداقل درآمد مردم هم نداره! یک نگاه ساده به شیوه مصرف و دغدغه صرفهجویی در مصرف انرژی در خانوادههای ایرانی به وضوح اثبات میکند که ما در ایران، بهای انرژی رو آنقدری که باید پرداخت نمیکنیم.
حضور جدی مادران در جامعه و بهطور مشخص کار کردن اونها دستاوردهای بسیار مهم و مثبتی داره که به هیچ عنوان نباید دست کم بگیرنش و از دستش بدن. خصوصا مادران نسل جدید که به تازگی صاحب فرزند شدن یا تصمیم دارن که بچهدار بشن، در اولین فرصت که فرزندشون به سن مهدکودک رسید، باید برای بازگشت یا حضور در محیط کار تصمیمگیری کنند.
البته طبق معمول این نظر شخصی منه و صرفاً یک توصیه به شما دوستان عزیز هست.
خوشحال میشم نظر شما رو هم در کامنتها بخونم.
ماجرای سندروم «تقصیر من نیست»
اتفاق تازهای نیست، اما شاید این روزها بیشتر از قبل باهاش روبرو شدم و از دیگران شنیدم.
ماجرا برمیگرده به زمانی که به یک اتفاق یا جریان اعتراض میکنی! معمولا اولین واکنش فرد یا افرادی که در ماجرا دخیل هستند، شانه خالی کردن است…
برای شما هم اتفاق افتاده؟
به نظرتون دلیل این اتفاق چیه؟
یکی از شروط قابل توجه و اثر گذار بر موفقیت در هر کاری به زبان ساده اینه که اهل اون کار هم باشی و ازش یررشته داشته باشی.
نمیشه کسی اهل و علاقه مند به هنر نباشه و در زمینه ای هنری موفق عمل کنه یا مثلا به محیط زیست اعتقادی نداشته باشه و در جهت حفظ محیط زیست اقدامی موثر انجام بده.
سال هاست در ایران ما اقتصاد دستور می شوند. از عهد قاجار تا به امروز. بیچارا اقتصاد که گیر ما افتاده.
قابل توجه دوستانی که فکر میکنن همین که پاشون رو از این مملکت بذارن بیرون، بسته به توانایی و شایستگیشون خیلی شیک و مجلسی میتونن مشغول کار بشن یا بیزینس خودشون رو راه بندازن و به صرف تسلطی که بر حرفهشون دارن، در یک فضای ایدهآل و به دور از رانت و رابطهبازی شروع به کار میکنن و با تکیه بر لیاقت و خروجی منحصربفردشون پلههای ترقی رو طی میکنن، باید عرض کنم: ما هم همین فکر رو میکردیم، ولی این خبرا نیست.
اگر بخوام پس از ۲۰ سال تلاش و تجربه در حوزه کسبوکار، عامل موفقیت رو (فارغ از اینکه چقدر بشه اسم خودم رو موفق گذاشت) در یک کلمه خلاصه کنم، اون کلمه «کانکشن» هست. کانکشن یا به عبارتی همون رابطه.
البته تلاش، پشتکار، تحصیلات، شانس و… همه مواردی که پیشتر راجع بهش صحبت کردهایم و صحبت کردهاند بهجای خود لازم و موثرند. اما کانکشن جادوگر این ماجراست.
سالها پیش، قبل از اینکه بازی مافیا مثل این روزها معروف و مُد بشه، مرحله آخر استخدام ما بازی مافیا بود…