زندگینامه | قسمت 12 | آهنآنلاین؛ از دخمه زیر زمین تا سود 500 میلیونی
يك روز مجبور میشديم پياده بريم خونه، يك روز آبدارچيمون در مترو گير مي كرد. اصلا ديگه كسي نه چيزي میخريد نه چيزي ميفروخت! ما هم در مرحله استارت بوديم.
قابل توجه اون هایی كه به هميشه عادت دارن دنبال بهونه بگردن؛ بهونه خوبي بود كه تا آخر عمر بگن سر اين موضوع كاسبي ما خراب شد و الان من به همین خاطر كارمندم يا راننده آژانسم.
ولي ما طبق عادت، كم نياورديم و با اون شرايط خاص و امنيتي ساختيم. خدا رو شكر بالاخره اون قائله ختم شد.
بعد از مدتي كارمند فروش آورديم، پورسانت داديم و فرم درست كرديم. ولي پايان سال اول حدود ١٠ ميليون هم ضرر كرديم. شريكم (بهراد) تصميم گرفت كه دفتر شادمان و مغازه رو تجميع كنه. به همين دليل در زير زمين خونه اي در پامنار، با صاحبخانه صحبت كرديم كه انبارهاي بزرگ رو يكي كنه و اون رو به عنوان دفتر به ما اجاره بده.
حالا يك دفتر ٤٠ متري در زيرزميني در پامنار داشتيم. باوركنين وقتي برق میرفت، مثل تاريكخونه ميشد. بوي توالت در سالن میاومد. يكي دوبار موش توي دفتر گرفتیم.
ما به سختي تونستيم فقط يكي از كارمندان رو راضي كنيم كه از شادمان به اين دفتر ناجور، اون هم در محيط خاص و مردونه پامنار بياد. از همه بدتر، دفترمون در کوچه و پس كوچه بود. ما نياز به استخدام كارمند جديد داشتيم، ولي خيلي سخت يك خانم راضي به كار در همچين شرايط و محيطي مي شد. (دوباره تاكيد ميكنم اين كارها رو شريكم (بهراد) انجام داده و من صرفا مشاوره ميدادم).
به هر سختي چند كارمند گرفتيم و سايت رو قويتر كرديم. ليست قيمت هاي بيشتري ميگرفتيم و در سايت ميزديم. كم كم يک چندتايي مشتري پيدا كرديم.
شخصی رو براي اصلاح سايت به صورت پاره وقت استخدام كرديم و بعد از يكسال يك مقداري سود كرديم و موفق به خريد دفتر ٦٧ متري در همون پامنار ولي طبقه ٣ و ساختماني نوساز شديم.
شريكم از من خواست كه هفته اي ٨ ساعت براي آهن آنلاين وقت بذارم، ولي من ديگه دردسرهام در كياسازه تموم شده بود و شرايطم خیلی خوب بود و به سختي و با پيگيري هاي زياد شريكم، نهايت هفته اي ٤ تا ٥ ساعت به آهن آنلاين مي اومدم.
بعد از اسباب كشي، شرايطمون خيلي بهتر شد. به عبارتي نسبت به اون دخمه ٤٠ متري، خيلي خوب شده بوديم. كارمندهاي فروشمون به سه نفر رسيده بود كه يكي از اونها آبدارچي و تحصيلدارمون بود كه كارمند فروشمون شده بود؛ نیما. جوون متولد 70 که شاید باورتون نشه اما الان مدیر تامین آهن آنلاین فعلیه و دست راست من تو بازرگانی عریض و طویل آهن آنلاین.
خلاصه؛ چند ماهي با اين شرايط جديد كار كرديم. بهراد خيلي تلاش ميكرد كه من وقت بيشتري در آهن آنلاين بگذرونم. ولي براي من به صرفه نبود. حال سوار مترو شدن هم نداشتم. با ماشين هم كه چون اونجا وسط طرح ترافيك بود، نمي شد رفت.
يك روز بهراد به من گفت سود كياسازه سالي چقدره؟ من گفتم ٥٠٠ ميليون. گفت اگر آهن انلاين سود بيشتري بده زمان بيشتري براش ميگذاري؟ گفتم بله.
فرداي اون روز مستندات آورد كه سود آهن انلاين تا به امروز ٥١٨ ميليون تومن بوده، ولي چند مشكل اساسي وجود داشت…
ادامه دارد…



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟نظری بدهید!