زندگی‌نامه | قسمت 9 | پسرم «حسام» به دنیا آمد

بعد از عید سال 87 به عموم گفتم: این ماشین ها دیگه برای ما مناسب نیست (من 206 داشتم و شریکم پروتون) به همین دلیل من یک هیوندا کوپه خریدم و عموم یک سوناتا. حالا دیگه واقعا در کل فامیل پدری و مادری برجسته بودم. به هر چیزی كه مي خواستم رسیده بودم. زندگیم از بیشتر فامیل خیلی بهتر بود. بیش از 5 نفر از افراد فامیل توی شرکت و کارخونه‌م کار می‌کردن و چند تای اونها صاحب ماشین و خونه شده بودن.

هميشه سعي كردم كه به دوستان و آشناهام كمك كنم تا اونها هم در كنار من رشد كنن. من سختي هاي فراواني كشيده بودم، گاهي خودمم باورم نميشد كه چه مسير طولاني اي رو تونستم طي كنم.اما تا مقصد فاصله زيادي داشتم.

حدود 6 ماه از سربازیم گذشته بود که همسرم باردار شد و خدا را شکر، چند ماه بعد، دوران سربازی 2 ماه کم شد و من یک ماه قبل از به دنیا اومدن فرزندم، خدمتم تموم می شد. سونوگرافی مشخص کرد فرزندم پسره (من قول دادم صادقانه بنویسم فقط؛ دعا میکردم فرزندم پسر باشه) اواخر خدمت، یعنی اواخر سال 87، یک مغازه آهن فروشی در شادآباد اجاره کردیم و عموم که تا اون زمان مسئول تدارکات کارخانه بود، مسئول مغازه هم شد.

بعد ازعید سربازیم تموم شد. یعنی 5 اردیبهشت سال 88 و در تاریخ 26 اردیبهشت، حسام کیامرزی پا به عرصه وجود نهاد (جانم فدای او باد). متاسفانه پسرم در هنگام تولد دچار بیماری هرنی دیافگرام شده بود و احشام شکمی به جای یکی از ریه ها نشسته بود. یک روز پس از تولد گفتند: بچه یک روزه‌م باید عمل بشه و احتمال زنده موندن این موارد در آمریکا پایین تر از 50 درصده. پسرم عمل شد و پس از سیزده روز از بیمارستان مرخص شد (خدا رو شکر در آن زمان هنوز احساس خاصی به فرزندم نداشتم و فقط نگران همسرم بودم، که تقریبا ازغصه در حال مرگ بود). دوباره شور به خونه برگشت.

اواخر خرداد ماه به شریکم پیشنهاد دادم که شرکت و کارخونه رو بخره یا بفروشه و همچنين سهم مغازه رو به اون فروختم. دو طرف توانایی خرید رو داشتن. چون پایان سال گذشته نفری 70 ميلیون برداشت کرده بودیم و سال قبلش هم نفری یک آپارتمان 70 متری پیش خرید کرده بودیم. خوشبختانه عموی من بسیار بزرگوارانه با این قضیه کنار اومد (من خیلی دوست داشتم سهمم رو بخره، چون به جایی رسیده بودم که با پول بهتر کار میکردم تا با دردسر تولید) ولی عموم سهمش از كارخانه رو فروخت و تمام وقت در مغازه اش در شادآباد ماند و ما هم کماکان سعی میکنیم بیشترین خرید رو از ایشون انجام بدیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.