نوشته‌ها

فیلم | سرمایه از من، کار از تو

در ظاهر منصفانه است،
اما در عمل هیچ‌وقت پایدار نمی‌ماند.
وقتی کسب‌وکار به سود می‌رسد، کسی که کار می‌کند
به‌زودی با خود می‌گوید: «حتی اگر نزول بگیرم، به صرفه تر است تا سودم را با کسی که هیچ کاری نمیکند ، تقسیم کنم.»
و همان‌جا پایان شراکت رقم می خورد.
این نوع شراکت را پیشنهاد نمی کنم
چون بنیانش بر وابستگی است، نه همکاری.

فیلم | تولید در کانادا

تولید در هر جای دنیا غیر از ایران، به معنای رقابت با جریان تولید جهانی ست.یعنی رقابت آزاد بدون حمایت از تولیدکننده داخلی. یعنی هر جای دنیا هر چیزی که تولید میکنی، باید ارزون ترین و با کیفیت ترین رو تولید کنی.
دوستانی بارها راجع به تولید کفش در کانادا ازم سوال پرسیدن. در جواب این سوال باید پرسید: آیامیتونید کفشی با کیفیت تر از آدیداس تولید کنید با همون قیمت در کانادا؟ یا میتونید کفشی با کیفیت چینی تولید کنید ارزون تر از قیمتش در کانادا؟

پاسخ مثبت به این سوالات غیر ممکن به نظر میرسه! چرا که سال هاست بهترین کمپانی های دنیا با تولید در چین، بهترین کیفیت رو با کمترین قیمت پیوند زده اند و زمین رقابت رو خالی از حریف کرده اند.

فیلم | لیست سیاه

همه‌تون به‌خاطر دارید وقتی دلار از هزار به ٣هزار تومن رسید. جهشی چنان سریع که در کلام عام از عبارت «یک شبه» براش استفاده میشه.
اون سال اتفاقی برای من افتاد که دوست دیگری هم همزمان گرفتارش شد، اما هر کدوم از ما واکنشی کاملاً عکس به قضیه نشان دادیم، با دو عاقبت بسیار متفاوت.
روایت این ماجرا در دورهمی سوم با حضور تعدادی از شما در کانون توحید مطرح شد که در این ویدئو شاهد اون هستید.
تجربیاتتون از کسب‌وکار در دوران رکود رو در کامنت‌ها با هم به اشتراک بذارید.

فیلم | چاره کار تولید

١٠ ردیف آخر پست‌ها رو که نگاه بندازید، با عناوینی مثل «مرداب تولید»، «خطای تولید» و موارد دیگه، به قدر تجربه ناچیز خودم، راجع به مشکلات تولید گفتم.
راستش تو این پست‌ها تا اینجا بیشتر گفته شده که چه‌کار نکنیم و نباید بکنیم.
دوستان انتقاد داشتند که چرا فقط میگی فلان کار رو نکنید! بگو چه بکنیم.
واقعیت اینکه، مهم‌ترین چیزی که در تولید و کار تولیدی به خود من کمک کرد و باعث موفقیت و رشد مجموعه شد، موضوعی‌ست که در این ویدئو عرض میکنم.

شاید براتون جالب باشه که من سال‌های سال، تولید کردم، از راه تولید به اندک ثروتی رسیدم و هنوز درگیر تولید هستم، اما به لحاظ فنی با تولید محصول بیگانه‌ام.

تولیدکننده، هر چقدر هم که ممتاز باشه، تا زمانی که یک بیزینسمن در کنار خودش نداشته باشه، تا زمانی که تمرکز و اولویتش رو روی فروش نگذاره، موفق نخواهد بود.
این تجربه اندک من؛ شما هم نظرتون رو کامنت کنید.
سپاس از لطف و همراهیتون

فیلم | تولید؛ آری- نه

آیا تولید در ایران بصرفه است؟
قطعا تولید در ایران بصرفه‌ست، اما تا یک مقطع خاص.
خودمونی بگم: از یه جایی به بعد که بزرگ میشی، انقدر دردسرش زیاد میشه که دیگه پوله بیشتر برات کار میکنه.
نمیدونم جاهای دیگر دنیا اوضاع چطوره، ولی تا جایی که به خاطر دارم، کسانی که بیشترین درآمدها رو دارند، تولیدکننده ها نیستند.
شما تولیدکننده‌اید یا تاجر؟

فیلم | خطای تولیدکننده

خیلی از تولیدکنندگان عزیز اشتباهی مشترک مرتکب میشن که احتمال ورشکستگی‌شون رو به شدت بالا میبره.
خرید دستگاه غیر ضروری؛ یعنی چی؟ یعنی تا زمانی که یک دستگاه قرار نیست هر روز هفته روشن باشه، نباید بخریش. بدون برو برگرد ضرره.
تجربه مشترک کی داره؟

فیلم | بیزینس‌های اهواز و سنگ‌اندازی‌ مسئولین

میلیاردها خرج کردیم که تولید کنیم. اونم تو خوزستان و تجهیزات صنعت نفت که باید با هزار بدبختی وارد کشور کنند.
حالا به جاى حمايت تو سال توليد و دانش‌بنیان، افتادیم تو یه دور باطل که تولید کن تا پروانه بدیم، پروانه بگیر تا سفارش بدیم، سفارش بگیر تا بیای تو لیست و …
خب بگو نیا سراغ تولید! با شعار که چیزی تولید نمیشه!

فیلم | مرداب تولید

چند روز پیش دوستی از مشتریان آهن‌آنلاین به من مراجعه کرد که متاسفانه به دلیل چند تصمیم اشتباه در فرایند تولید دچار مشکل شده بود.
یاد روزگار تولید دکل در کیاسازه افتادم و اتفاق مشابهی که خوشبختانه من در اون دوران اسیر مردابش نشدم.
فردای اون روز ماجرا رو با مدیران آهن‌آنلاین درمیون گذاشتم و امشب برای شما به اشتراک میذارم.
امیدوارم تولیدکنندگانی که این ویدئو رو تماشا میکنن، گرفتار این اشتباه نشن. نه تنها تولیدکنندگان، که به همه توصیه میکنم حتی‌المقدور این توصیه رو جدی بگیرند.

بررسی ۳ دوره متفاوت در بازار کار ایران | جوانان با نبود تقاضای نیروی کار، خودشان دست بکار شدند

طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ حدود ۳/۵ میلیون نفر به جمعیت فعال کشور افزوده شده، که حدود ۸۵ درصد جمعیت اضافه شده به جمعیت فعال، شاغل شده اند. جوانان به واسطه نیاز برای تأمین معیشت و در دوره کاهش تقاضای نیروی کار شرکتها، اقدام به ایجاد مشاغل خرد نمودند.

بررسی روند شاخص های اصلی بازار کار از سال 1376 تا 1398، نشان دهنده سه دوره متفاوت از تحولات این بازار است. دوره اولِ تحولات بازار کار (1376-1384) که در آن رشد تعداد شاغلان با متوسط سالیانه 726 هزار نفر همراه بوده است. دوره دوم (1384-1393) که در آن روند صعودی تعداد شاغلان متوقف شد و دوره سوم (1393-1398) که همراه با روند کاملاً صعودی در جمعیت فعال و تعداد شاغلان بوده است. در این گزارش ابعاد مختلف و جزئیات تحولات دوره سوم یعنی 22 فصل منتهی به زمستان سال 1398 ـ که دوره جدیدی در بازار کار کشور است ـ بررسی شده است.

نقطه شروع تحولات دوره مورد بررسی فصل پاییز سال 1393 است؛ از پاییز 1393 به بعد، به طور متوسط در هر فصل نسبت به فصل مشابه سال قبل از آن بیش از 700 هزار نفر به جمعیت فعال اضافه شده اند. به این معنا که با برآورد مقادیر سالیانه، طی سال های 1393 تا 1398 حدود 3/5 میلیون نفر به جمعیت فعال کشور افزوده شده که در مقایسه با عدم افزایش جمعیت فعال در دهه قبل از آن، بسیار قابل توجه است. مشخصه اصلی این دوره تغییر تصمیم جوانان برای ورود به بازار کار و خارج نماندن از بازار کار به منظورِ تحصیلات، خانه داری یا علل دیگر است. بررسی های انجام شده نشان می دهد افزایش جمعیت فعال و نرخ مشارکت طی این بازه زمانی، تحولی است که زنان، جمعیت دارای تحصیلات دانشگاهی و متولدین دهه 70 نقش پُررنگی در ایجاد آن داشته اند، همچنین تحول یاد شده پدیده ای عمدتاً شهری است که با وجود فراگیر بودن آن در کل کشور، در برخی استان ها شدت این تغییرات به مراتب بیش از استان های دیگر بوده است.

تحول اساسی تر طی این دوره آن است که حدود 85 درصد جمعیت اضافه شده به جمعیت فعال، شاغل شده اند. طی این دوره به طور متوسط در هر فصل نسبت به فصل مشابه سال قبل، 621 هزار نفر به جمعیت شاغل اضافه شده است (3 میلیون نفر در طول دوره). بررسی های انجام شده نشان می دهد افزایش اشتغال طی این دوره عمدتاً در بخش خدمات و بنگاه های بسیار کوچک (دارای کمتر از چهار نفر کارکن) و با وضعیت شغلی «کارکن مستقل» و فاقد قرارداد به معنای متعارف بوده است که سهم کمتری از این اشتغال ایجاد شده (نسبت به گذشته) دارای پوشش بیمه به واسطه شغل خود بوده اند و سهم بیشتری (نسبت به گذشته) دارای اشتغال ناقص هستند و تمایل دارند شغل تمام وقت داشته باشند. بنابراین اشتغالی که طی دوره مورد بررسی محقق شده، تفاوت های قابل ملاحظه ای با ترکیب اشتغال کشور در دوره های قبل دارد؛ زیرا از یک سو شاهد حضور پُررنگ تر زنان و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی در بازار کار هستیم و ازسوی دیگر اشتغال ایجاد شده اشتغالی است که نه توسط بخش دولتی یا شرکتی و کارخانه ای، بلکه توسط بخش غیرشرکتی و با تمرکز بر خدماتی مانند خُرده فروشی و عمده فروشی، تعمیرات، حمل ونقل، واسطه گری، خدمات مواد غذایی و… ایجاد شده است.

مرکز پژوهشهای مجلس معتقد است، به نظر می‏رسد جوانان کشور به واسطه نیاز برای تأمین معیشت و در دوره ای که تقاضای نیروی کار توسط شرکتها و بنگاه های اقتصادیِ متوسط و بزرگ بسیار محدود بوده است، خود اقدام به ایجاد مشاغل و ارائه خدماتی برای گذران زندگی خود نموده اند.

موضوع قابل توجه در این دوره شدت بیشتر افزایش نرخ مشارکت و افزایش جمعیت فعال نسبت به افزایش جمعیت شاغل است که منجربه افزایش نرخ بیکاری در برخی از سال های این دوره شده، برای مثال در فصل زمستان سال 1396 نرخ بیکاری کل به بالای 12 درصد و نرخ بیکاری جوانان و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی در برخی استان های کشور به ارقام نامتعارف بالای 50 درصد رسید.

در سال های آخر این دوره، همان طور که پیش بینی می شد به تدریج شاهد کاهش توان اشتغال زایی اقتصاد با این نوع از اشتغال بودیم و بحران کرونا سبب شد که روند اشتغال زایی اقتصاد ایران در این دوره دفعتاً متوقف شود و به نوعی دوره سال های 1393 تا 1398 بازار کار کشور به پایان برسد. افزایش نرخ مشارکت، جمعیت فعال و جمعیت شاغل با وضعیت شغلی «کارکن مستقل» و فاقد قرارداد به معنای متعارف و پوشش بیمه، وضعیت بازار کار را در وضعیت ناپایداری قرار داده که هزینه سیاستگذاری نادرست در این بازار را به شدت افزایش داده و نیازمند توجه جدی است.

منبع: خبرگزاری تسنیم

/پایان نوشتار

زندگی‌نامه | قسمت 4 | بیزینس هفتم و دوران عقد

 

توی این بخش از زندگیم دو نکته خیلی مهم هست: ۱. منی که تا چند روز قبلش 40 نفر آدم داشتن زیرمجموعه‌ام کار می‌کردن، الان داشتم با یک پیکان پکیده مسافرکشی می‌کردم و هیچ ناراحتی هم نداشتم؛ ۲. مسافرکشی پنجمین بیزینسم بود و هر روز داشتم با خودم فکر می‌کردم که چطوری با مسافرکشی پول بیشتری دربیارم، ولی متأسفانه ماشینم داغون بود و من اصلاً آدم فنی نبودم که بتونم خودم از پس مشکلاتش بربیام.

یک کار جدید توی شهرک صنعتی علی‌آباد پیدا کردم. این شهرک ابتدای استان سمنان بود و تا خونه ما حدود 70 کیلومتر فاصله داشت و تقریباً 2 ساعت طول می‌کشید تا به اون‌جا برسم. شغلم هم مهندسی کیفیت بود که من تخصصی توش نداشتم. تازه باید اون‌ها رو هم راضی می‌کردم چون یه مشکل اساسی وجود داشت؛ برای اولین بار این پست شغلی رو ایجاد کرده بودن و برای همین یک مهندس صنایع می‌خواستن.

این شرکت هم داستان خاص خودش رو داشت که بعداً مفصل توضیح می‌دهم.

3 ماه و نیم اون‌جا موندم. تعطیلات نوروز شروع شد. وقتی بعد از تعطیلات برگشتم رئیس ‌اون‌جا من رو خواست و گفت: «دیگه تو رو نمی‌خوام». خب این چندیمن بیزینس بود؟ ششمین!

هشتم فروردین‌ماه سال 82 بود. حالا وضعیتم رو براتون شرح میدم:

۱. از کارم اخراج شدم؛

۲. سربازی نرفته بودم؛

۳. هیچ پس‌اندازی نداشتم؛

۴. درسم تموم نشده بود؛

۵. می‌خواستم 17 اردیبهشت عقد کنم.

بیزینس هفتم و شروع دوران ثروتمندشدن

اگه خاطرتون باشه توی یک کارخونۀ دکل‌سازی کار می‌کردم. تصمیم گرفتم خودم یه کارخونه ایجاد کنم. عموم قبلاً بهم پیشنهاد شراکت داده بود. عموم یک مغازه فروش لوازم موتورسیکلت توی اهواز داشت. قرار شد 5 میلیون تومن بیاره و کار رو شروع کنیم. پول از اون و کار و تخصص از من. شراکتمون هم 50 -50 بود. برای این‌که بدونید اون موقع ۵ میلیون تومن چه ارزشی داشت باید بهتون بگم قیمت پراید حدود ۶ تا ۷ میلیون تومن بود. یعنی ما با 80 درصد پول یک پراید می‌خواستیم کارخونه بزنیم!

دوستی داشتم که یک دفتر توی برج مهستان داشت. این دفتر که حدود پنجاه متر بود رو از دوستش اجاره کرده بود. یک اتاق اون دفتر رو هم اجاره داده بود. من توی دفترش یک صندلی اجاره کردم و چند روز با تلفنش تماس می‌گرفتم. یک کارگاه هم توی جادۀ ساوه اجاره کردم که کاملاً خالی بود. خودم به‌همراه دوستم اون‌جا رو برق‌کشی کردیم. یک سوله داشت که حتی پنجره‌هاش شیشه هم نداشت و زمینش بیابانی بود. یادم هست عموم به اولین کارگری که استخدام کردیم گفته بود که خارهای روی زمین رو بکنه. کار رو شروع کرده بودیم، اما مشکلات مهمی وجود داشت:

۱. من آدم فنی نبودم و دکل و دکل‌سازی رو نمی‌شناختم. عموم هم اصلاً نمی‌دونست دکل چی‌چی هست!؛

۲. هیچ آدم فنی نداشتیم؛

۳. هیچ سفارشی نمی‌تونستیم بگیریم؛

۴. پولی نداشتیم که آدم متخصصی رو استخدام کنیم؛

۵. حتی پولی نداشتیم که کارگاه رو تجهیز کنیم؛

۶. من با همون شرایط عقد کرده بودم و همسرم رو آورده بودم خونۀ پدرم و مثلاً دوران عقدمون بود.

ادامه دارد…