فیلم | دستور لعنتی
بحث اقتصاد دستوری کهنهتر از اونیه که به این دولت و دولت قبل و قبلترش خرده بگیریم. از روزهای شروع نرخ دستوری دلار تا حالا، قیمت دلار بیش از ۱۰/۰۰۰ برابر شده. یعنی ماجرا برمیگرده به روزگاری که دلار ۷ تا تک تومن بوده!

بحث اقتصاد دستوری کهنهتر از اونیه که به این دولت و دولت قبل و قبلترش خرده بگیریم. از روزهای شروع نرخ دستوری دلار تا حالا، قیمت دلار بیش از ۱۰/۰۰۰ برابر شده. یعنی ماجرا برمیگرده به روزگاری که دلار ۷ تا تک تومن بوده!
دو دیدگاه متفاوت با هدفی مشترک؛
انتخاب شما کدام گزینه است؟
یعنی اگر یه حساب سرانگشتی کنید، اقلا تو ٢٠ سال گذشته دستمزد مصوب وزارت کار به دلار یکسان بوده. دنبال خرده ریز اختلافش نگردید، بله، بالا و پایین داشته، ولی همیشه حدود ١5٠ دلار بوده. حواستون باشه که متوسطش رو هم در نظر بگیرید.
یعنی چی؟
یعنی اینکه مثلا
نیمه اول سال ٩٠ دستمزد ٣4٠هزار تومن بود و دلار ١٠٠٠ تومن که میشه ٣٠٠ دلار، اما این نسبت تا آخر همون سال هم دوام نمیاره و بعدشم دلار افزایش ٣٠٠درصدی رو تجربه میکنه و تلافی اون چند ماهی که دستمزد وزارت کار به ٣٠٠ دلار رسیده بود رو در میاره.
مشابه اتفاق سال ٩٠، چند بار دیگه هم اتفاق افتاده. اونجاهایی که دولت با زور دلار رو پایین نگه میداشت و دستمزدها افزایش پیدا میکرد.
اما روی هم رفته، متوسط این نسبت رو در نظر بگیری، تقریبا میشه ١5٠ دلار و همیشه همین بوده. اگرم چند ماهی شده مثلاً ٣٠٠ دلار، بعد تلافیش دراومده و چندماهی هم مثلا شده ١٠٠ دلار.
واضح بود یا راجع بهش صحبت کنیم؟
همهتون بهخاطر دارید وقتی دلار از هزار به ٣هزار تومن رسید. جهشی چنان سریع که در کلام عام از عبارت «یک شبه» براش استفاده میشه.
اون سال اتفاقی برای من افتاد که دوست دیگری هم همزمان گرفتارش شد، اما هر کدوم از ما واکنشی کاملاً عکس به قضیه نشان دادیم، با دو عاقبت بسیار متفاوت.
روایت این ماجرا در دورهمی سوم با حضور تعدادی از شما در کانون توحید مطرح شد که در این ویدئو شاهد اون هستید.
تجربیاتتون از کسبوکار در دوران رکود رو در کامنتها با هم به اشتراک بذارید.
با توجه به شرايط كنونى، كارمون رو شروع كنيم؟
سوالى که تعداد زيادی این روزها از من میپرسند.
فلان کار رو میخواستیم انجام بدیم که خورد به این شرایط! میخواستم بهمان کارو استارت بزنم که یهو اینجوری شد!
والا تا یادمه تو شرایط حساس کنونی بوده و هستیم. بالاخره اونروزی که ما استارت زدیم، درسته که پراید 5 تومن بود، ولی حقوقم ٨5 تومن بود (مثال میگم).
خلاصه که اگه بخوای خودت رو بهخاطر شرایط متوقف کنی، همیشه یه شرایط خاصی داریم تو خاورمیانه. پس به نظر من هر کاری میخوای بکنی، شروع کن.
اقتصادنیوز نوشت: بازار ارز ایران روز گذشته با یک بمب هسته ای مواجه شد و قیمت دلار پس از ۵ ماه و نیم کانال ۲۷ هزار تومان را از دست داد. اما معامله گران قیمت دلار را برای امروز ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ چگونه پیش بینی کرده اند؟
بازار ارز ایران روز گذشته با یک خبر مهم هسته ای مواجه شد. وزارت خارجه آمریکا بامداد شنبه از بازگشت چند معافیت تحریمی در حوزه فنی هستهای مرتبط با نیروگاه بوشهر، رآکتور اراک و رآکتور تحقیقاتی تهران خبر داد و همین خبر مثل یک بمب در بازار دلار روز شنبه منفجر شد تا قیمت دلار پس از ۵ ماه و نیم کانال ۲۷ هزار تومان را از دست بدهد.
قیمت این اسکناس آمریکایی دیروز با ۲۶ هزار و ۸۸۰ تومان بسته شد. از سوی دیگر دیروز میخائیل اولیانوف، نماینده کشور روسیه در مذاکرات هستهای وین با اشاره به لغو تعدادی از تحریمهای هستهای اذعان کرد که مذاکرات وین وارد مرحله نهایی خود شده است و همین خبر به خوشبینی معامله گران بازار دلار افزود.
دیروز همچنین یک خبر قدیمی و دروغین در رابطه با مذاکرات هسته ای باز نشر شد. بیستم دی ماه امسال، برخی رسانه های داخلی به نقل از رای الیوم تیتر زدند: «ایران و امریکا به توافق ۲ ساله اتمی رسیدند!» اما در انتهای معاملات مشخص شد که این خبر بیشتر دروغ بوده است و در فضای هیجانی بازار به افت قیمت کمک کرده است. با این حال، این اتفاق موجب نشد که خریداران به بازار برگردند.
معامله گران بازار دلار معتقدند در صورتی که قیمت دلار امروز نتواند به بالای محدوده ۲۶ هزار و ۸۰۰ تومان برود روند کاهشی قیمت دلار ادامه پیدا می کند.
اما معامله گران قیمت دلار را برای امروز ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ چگونه پیش بینی کرده اند؟
پیش بینی قیمت دلار از مسیر قیمت درهم
قیمت درهم در معاملات پشت خطی روز گذشته بر روی ۷ هزار و ۱۹۰ تومان قرار گرفت که نسبت به قیمت معاملات نقدی دیروز ۹۰ تومان کاهش را نشان می دهد. بنابراین پیش بینی قیمت دلار از مسیر قیمت درهم نزولی است.
پیش بینی قیمت دلار از مسیر بازار فردایی
قیمت دلار فردایی در معاملات پشت خطی روز گذشته کانال ۲۷ هزا ر تومان را از دست داد و وارد کانال ۲۶ هزار تومان شد. قیمت دلار در بازار معاملات فردایی دیشب برروی ۲۶ هزار و ۴۵۰ تومان قرار داشت که نسبت به قیمت دلار در معاملات پشت خطی جمعه شب گذشته ۱ هزار و ۲۰ تومان پایین رفته بود. در معاملات پشت خطی جمعه شب قیمت دلار فردایی بر روی ۲۷ هزار و ۴۷۰ تومان قرار داشت. بنابراین معامله گران قیمت دلار در بازار ارز امروز یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ را نزولی پیش بینی کرده اند
پیش بینی قیمت دلار از کانال هرات
در معاملات پشت خطی دلار هرات شب گذشته قیمت دلار ۲۶ هزار تومان را از دست داد و وارد کانال ۲۵ هزار تومان شد. . این اسکناس آمریکایی دیشب با ۲۵ هزار و ۸۸۰ تومان معامله شد که نسبت به قیمت جمعه شب ۱ هزار و ۲۰ تومان پایین رفته بود. جمعه شب در معاملات پشت خطی قیمت دلار بر روی ۲۶ هزار و ۹۰۰ تومان قرار داشت. بدین ترتیب در بازار هرات معامله گران به استقبال کاهش قیمت دلار رفتند. در واقع معامله گران دلار پیش بینی کردند که قیمت دلار در بازار ارز امروز یکشنبه ۱۷ بهمن پایین می رود.
بازار ارز گرفتار هیجان و ترس
تحلیلهای فنی می گوید کف بعدی قیمت دلار ۲۵ هزار و ۵۰۰ تومان و بعد از آن نیز کف ۲۳ هزار و ۷۰۰ تومان است که از دید بسیاری کف مقاومی است. این معاملهگران برای این گزاره دو دلیل میآورند؛ اول اینکه طی ۸ ماه گذشته دلار بالای این سطح بوده و شکستن آن کار آسانی نخواهد بود. دوم اینکه دولت در بودجه سال آینده، دلار را ۲۳ هزار تومان قرار داده و کاهش قیمت دلار به زیر این سطح به منزله کسری بودجه جدید برای دولت است.
برخی از معاملهگران معتقدند بازار گرفتار هیجان و ترس است و بخشی از این هیجان را بازارساز هدایت میکند. از این رو تصور میکنند با وجود تمام اخبار مثبتی که میآید سطح ۲۶ هزار تومان، محدوده ماندگاری برای دلار است.
با شدت گرفتن فعالیت دلالان در روزهای گذشته در بازار ارز، قیمت دلار وارد کانال ۲۶ هزار تومان شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ماههای گذشته فعالان بازار ارز با توجه به آنچه که تصور میکردند که مذاکرات برجام شاید به نتیجه برسد، ریسک کمتری در بازار ارز نمیکردند و بر همین اساس، به گفته کارشناسان و تحلیلگران بازار، به آسانی برای خرید ارز اقدام نمیکردند، اما از هفته گذشته سیگنالهایی دریافت کردند که احتمال احیای برجام ضعیف خواهد بود. از سوی دیگر، متغیرهای پولی در وضعیت مناسبی قرار ندارد.
به نظر میرسد، این دو موضوع باعث شده که در چند روز اخیر، فعالان دلالان در بازار ارز شدت گیرد و سمت و سوی بازار تغییر کند.
گزارشها از وضعیت قیمتها در بازار آزاد ارز حاکی از آن است که قیمت دلار با افزایشی در حدود ۴۲۶ تومان، وارد کانال ۲۶ هزار تومان شده است.
بررسیها نشان میدهد که قیمت دلار در طول یک هفته گذشته یکهزار و ۱۶۰ تومان افزایش قیمت داشته است.
نگاهی به تحولات قیمت مسکن طی دهه ۱۳۹۰ گویای آن است که قیمت مسکن در شهر تهران کاملاً تابع قیمت دلار است و هرگونه نوسانی در بازار ارز، با اندکی تأخیر، در قیمت مسکن بازتاب پیدا میکند.
هر چند که سایر آیتمها از جمله تأثیر اقتصاد کلان مانند رشد نقدینگی و همچنین فاکتور اثرگذار «کمبود شدید تولید مسکن» در کنار فاکتورهایی چون «نبود پایههای مالیاتی تنظیم گر» (مالیات بر خانههای خالی یا مالیات بر عایدی سرمایه و…) بر رشد قیمت مسکن مؤثرند.
همه این عوامل سبب شده تا در کنار عدم افزایش بهینه دستمزدها، شاخص دسترسی خانوار به مسکن ماه به ماه با تغییر اساسی رو به رو شده و عملاً افزایش ۶۰۰ درصدی قیمت مسکن در فاصله سالهای ۱۳۹۷ تا خرداد ۱۴۰۰، کاری کند که خرید مسکن برای بسیاری از دهکهای درآمدی حتی دهکهای ۷ یا ۸ هم به هدفی دست نیافتنی تبدیل شود.
نگاهی به نرخ دلاری مسکن در خرداد امسال
بر اساس آخرین گزارش منتشره از بانک مرکزی، قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در تهران در خرداد امسال بیش از ۲۹.۶ میلیون تومان بود؛ که اگر قیمت دلار صرافی بانکی را ۲۴ هزار و ۴۰۰ تا ۲۴ هزار و ۵۰۰ تومان در نظر بگیریم، هر متر مسکن در تهران بیش از ۱۲۰۰ دلار و تا ۱۲۰۸ دلار قیمت گذاری میشود.
بررسی تناسب قیمت مسکن و دلار در دهه ۹۰ نشان دهنده درآمیختگی قیمت مسکن با دلار و تأثیرپذیری شدید بازار مسکن از بازار ارز است.
مقایسه یک دهه قیمت مسکن و دلار در تهران
این در حالی است که در سال ۹۰، هر دلار بین ۱۴۰۰ تا ۱,۸۰۰ تومان در نوسان بود ضمن اینکه متوسط قیمت یک متر مربع واحد مسکونی در سال ۱۳۹۰ از متری ۱ میلیون و ۶۷۰ هزار تا ۲ میلیون و ۲۱۵ هزار تومان در نوسان بود بنابراین مسکن در ابتدای دهه ۹۰ از هزار و ۱۹۲ دلار تا هزار و ۲۳۰ دلار به ازای هر متر متغیر بوده است.
در سال ۱۳۹۱ که قیمت دلار به ناگهان از دامنه هزار تومانی به بازه ۳ هزار تومانی پرتاب شد، ارزش دلاری مسکن به شدت افت کرد؛ در آن سال قیمت دلار از ۱۵۰۰ تا ۳,۸۰۰ تومان نوسان داشت و قیمت مسکن نیز از متری ۲ میلیون و ۲۲۲ هزار تومان تا متری ۳ میلیون و ۶۲۹ هزار تومان در تلورانس بود؛ بنابراین هر متر مسکن در سال ۹۱ بین هزار و ۴۸۱ تا ۹۵۵ دلار تغییر یافت.
در سال ۱۳۹۲ نیز هر دلار از ۳ هزار و ۳۰۰ تا ۳ هزار و ۶۰۰ تومان ارزش گذاری شده بود هر متر مربع واحد مسکونی هم در تهران از متری ۳ میلیون و ۵۶۹ هزار تومان آغاز شد و تا ۴ میلیون و ۲۵ هزار تومان افزایش یافت. بنابراین قیمت دلاری هر متر مسکن در تهران در سال ۹۲ بین هزار و ۸۱ دلار تا هزار و ۱۱۸ دلار تعیین شده بود.
در سال ۱۳۹۳ هر دلار از ۳ هزار و ۴۰۰ تا ۳ هزار و ۵۵۰ تومان خرید و فروش میشد؛ قیمت مسکن نیز از متری ۳ میلیون و ۹۷۵ هزار تومان در فروردین ۹۳ به متری ۴ میلیون و ۲۵۴ هزار تومان در اسفند ختم شد؛ بنابراین قیمت دلاری هر متر مسکن در سال ۹۳ بین هزار و ۱۶۹ تا هزار و ۱۹۸ دلار نوسان اندکی داشت.
در سال ۱۳۹۴ نیز دلار از ۳ هزار و ۱۵۰ تا ۳ هزار و ۶۰۰ تومان عرضه و مسکن نیز از متری ۴ میلیون و ۱۳۶ هزار تومان در فروردین آغاز و به متری ۴ میلیون و ۳۱۲ هزار تومان در اسفند ختم شد. قیمت دلاری مسکن در سال ۹۴ بین هزار و ۳۱۳ تا هزار و ۱۹۷ دلار در هر متر مربع بود.
در سال ۱۳۹۵ قیمت دلار در ابتدای سال به ۳ هزار و ۷۵۰ تومان رسید ولی در اواخر سال به دلیل اجرای توافق نامه برجام به ۳ هزار و ۴۲۵ تومان کاهش یافت؛ قیمت مسکن نیز از متری ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در ابتدای سال به متری ۴ میلیون و ۵۳۸ هزار تومان در پایان سال رسید؛ قیمت دلاری مسکن در سال ۹۵ بین متری هزار و ۱۱۲ تا هزار و ۳۲۴ دلار تخمین زده میشود.
در سال ۱۳۹۶ قیمت دلار اندکی افزایش یافت و از ۳ هزار و ۸۰۰ تومان به ۴ هزار و ۲۵۰ تومان پرش کرد. قیمت مسکن نیز در همان سال شاهد روند افزایشی بود و از متری ۴ میلیون و ۳۲۵ هزار تومان در فروردین به متری ۵ میلیون و ۶۲۸ تومان نقل مکان کرد که سبب شد تا قیمت دلاری مسکن در همان سال بین هزار و ۱۳۸ تا هزار و ۳۲۴ دلار در نوسان باشد.
آغاز نرخهای عجیب و غریب دلار و مسکن از سال ۹۷/ مسکن در پاییز ۹۷ از بازدهی دلار عقب ماند
در سال ۱۳۹۷ که آغاز وقوع نرخهای عجیب و غریب در بازارهای دارایی بود، قیمت دلار در ابتدای سال ۴ هزار و ۲۰۰ تومان بود اما در میانههای سال و همزمان با خروج آمریکا از برجام، ناگهان تا ۱۵ هزار و ۶۷ تومان هم پرتاب شد.
ثبت رکورد جا ماندن مسکن از دلار در پاییز ۹۷ با متری ۷۳۰ دلار در ۱۰ سال اخیر
قیمت مسکن در سال ۹۷ با متری ۵ میلیون و ۵۸۴ هزار تومان در فروردین شروع شد اما در اسفند ماه به متری ۱۱ میلیون تومان ختم شد؛ قیمت دلاری مسکن در آن سال در بالاترین حالت هزار و ۳۲۹ دلار بود اما در پاییز آن سال در پایینترین حالت به متری ۷۳۰ دلار سقوط کرد که نشان دهنده جا ماندن قیمت مسکن از قیمت دلار بود.
نرخ دلار در سال ۱۳۹۸ کمی کنترل شد و به ۱۱ هزار و ۱۵۰ تومان کاهش یافت اما بار دیگر در اواخر سال ۹۸ به ۱۵ هزار و ۷۵۷ تومان رسید؛ قیمت مسکن نیز متری ۱۱ میلیون و ۴۱۱ هزار تومان را تجربه کرد ولی در اسفند ۹۸ بار دیگر توانست فاصله عقب ماندگی خود با دلار را جبران کرده و به متری ۱۵ میلیون و ۶۵۸ هزار تومان برسد. قیمت دلاری مسکن در آن سال بین هزار و ۲۳ دلار تا ۹۹۳ دلار بود.
رشد ۱۰۰ درصدی دلار و مسکن در سال ۹۹ نسبت به ۹۸
در سال ۱۳۹۹ قیمت دلار به ناگهان دو برابر رشد کرد و از ۱۴ هزار و ۹۰۵ تومان با رشدی عجیب، رقم ۳۱ هزار و ۵۰ تومان را هم برای چند روزی تجربه کرد؛ قیمت مسکن نیز در ابتدای سال متری ۱۵.۵ میلیون تومان بود که در انتهای سال گذشته با رشدی دو برابری به متری ۳۰ میلیون و ۲۷ هزار تومان به عنوان میانگین قیمت مسکن در تهران رسید.
قیمت دلاری مسکن در تهران در سال گذشته از هزار و ۳۹ تا ۹۷۴ دلار در هر متر مربع نوسان داشت.

کارشناس اقتصادی: دلار فاکتور اصلی مؤثر بر قیمت مسکن است ولی تناظر یک به یک ندارند
سید امین زرگر مرادی کارشناس اقتصادی درباره تناظر بازار ارز و مسکن اظهار کرد: الزاماً تناظر یک به یک میان این دو نبوده و زمانهایی وجود داشته است که جهش ملکی بدون جهش ارزی اتفاق افتاده یا اینکه جهش ارزی برگشت خورده اما قیمت مسکن به دلیل چسبندگی قیمتی، همچنان در نرخهای بالای ارزی باقی مانده و برنگشته است.
وی افزود: قطعاً یکی از پارامترهای اثرگذار بر قیمت مسکن، نرخ ارز است؛ اما به این معنا نیست که اگر ارز ۳ برابر شد، قیمت مسکن هم ۳ برابر شود یا اینکه اگر نرخ ارز کاهش پیدا کند، همین اتفاق هم برای بازار مسکن رخ دهد کما اینکه در سال ۹۷ که قیمت دلار تا ۳۰ هزار تومان افزایش یافت، قیمت مسکن تا این اندازه رشد نکرد و بعد که قیمت دلار از ۳۰ به ۲۰ تا ۲۲ هزار تومان کاهش یافت، قیمت مسکن نه تنها کاهش نیافت، بلکه در برخی ماهها صعودی هم بود.
زرگر مرادی تصریح کرد: نرخ نوسانات بازار قابل مدلسازی روی بازار مسکن نیست ولی قطعاً یکی از اصلی پارامترهاست.
وی خاطرنشان مرد: مسکن یک بازار تقریباً ۱۰۰ درصد داخلی است و همه مصالح و همچنین زمین برای ساخت، کاملاً داخلی است؛ در حالی که قیمت ارز در بسیاری از موارد تابع سرعت رشد نقدینگی است؛ اما این نوسانات ارزی روی بازار مسکن اثرگذار است که نشان میدهد سرعت رشد نقدینگی به ناخواه روی بازار مسکن هم مؤثر خواهد بود؛ چون کاهش ارزش پول ملی با رشد نقدینگی رخ داده است و سایر بازارهای دارایی هم متناسب با آن، قیمت خود را تراز میکنند تا این کاهش ارزش پولی جبران شود.
افزایش دستمزدها ریالی است؛ رشد قیمت بازارها دلاری
کارشناس اقتصادی درباره جاماندن دستمزدها از سرعت رشد دلار و سایر بازارها از جمله مسکن و تأثیر آن بر کاهش قدرت خرید خانوارها، به شاخص «دسترسی خانوار به مسکن» اشاره و اظهار کرد: این شاخص مرتباً در حال بدتر شدن است و برای دهکهای درآمدی مختلف، متفاوت است؛ برای دهکهای یک و دو شاید از یک قرن پسانداز برای دسترسی به توانمندی لازم برای خرید مسکن هم عبور کند اما برای دهکهای ۹ و ۱۰ شاید کمتر از یک دهه لازم باشد پسانداز کنند تا بتوانند وارد بازار مسکن شوند.
وی ادامه داد: افزایش دستمزدها ریالی است و مثلاً کارمندان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش ریالی حقوق و دستمزد دارند در حالی که جهشی که در بازارها ایجاد شده، بسیار بالاتر از این مورد بوده است؛ ضمن اینکه این افزایش درآمدها با افزایش نرخ مسکن هم متناسب نبوده است.
کمبود تولید و ساخت و ساز، دست در دست رشد ارز برای افزایش قیمت مسکن
کارشناس اقتصاد مسکن درباره تأثیر کمبود ساخت و ساز بر رشد قیمت مسکن نیز گفت: در کنار رشد سایر بازارهای دارایی و تأثیری که بر مسکن دارند، نباید از تأثیر مهم تولید و ساخت و ساز غافل شد؛ ما سالانه به ساخت یک میلیون واحد مسکونی داریم اما حدوداً ۳۴۰ هزار پروانه صادر و ۳۰۰ هزار واحد آن تبدیل به مسکن میشود.
رئیسکل پیشین بانکمرکزی طی یادداشتی در اینستاگرام، ماشین چاپ پول را در شرایط تحریمی و غیرتحریمی تشریح کرده و در اینباره هشدار داده است. اول اینکه در شرایط تحریمی موجود عدم دسترسی بانکمرکزی به ارزهای نفتی مانع میشود سیاستگذار پولی نقدینگی ایجاد شده توسط دولت را جمع کند که این امر به معنای افزایش پایه پولی خواهد بود. دوم اینکه در شرایط غیرتحریمی، همتی پیشبینی کرده دولت بانکمرکزی را موظف به تخصیص ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی میکند. در شرایطی که دولت ارزها را به قیمت ارز نیمایی به بانکمرکزی فروخته است، موظف کردن بانکمرکزی به فروش این ارزها به قیمت ارز ترجیحی به معنای افزایش نقدینگی خواهد بود. البته به گفته همتی، این مابهالتفاوت قیمت ارز ترجیحی و ارز نیمایی بدهی دولت به بانکمرکزی خواهد بود. در مقابل دولت به جای پرداخت این بدهی با تسعیر داراییهای خارجی این بدهی را پرداخت میکند. این دو هشدار رئیس پیشین بانکمرکزی نشان میدهد عدم استقلال بانکمرکزی در عمل به وظایف خود عملا موجب افزایش نقدینگی و ایجاد تورم در اقتصاد ایران شده است.
رئیس کل پیشین بانکمرکزی مکانیزم چاپ پول را تشریح کرده است. همتی به تفصیل توضیح داده که چگونه در شرایط تحریمی و غیرتحریمی عملا ماشین چاپ پول بهکار خود ادامه میدهد و موجبات تورم را در سالهای بعد از آن ایجاد میکند. بهنظر میرسد رابطه سیاستگذار مالی و پولی یک تعادل بد را بهوجود آورده است. این تعادل غلط، استقلال بانکمرکزی را غیرممکن کرده، امکان اجرای درست سیاستگذاری پولی را از بین برده و در آخر تورم را در اقتصاد ایران نهادینه کرده است. رئیسکل سابق بانکمرکزی در ابتدای سخنان خود به این رابطه غلط بین سیاستگذار پولی و مالی اشاره کرده است. او در اینباره نوشته است: «استقلال بانکمرکزی در گرو اصلاح عمرانی اقتصادی از اصلاحات کلیدی سیاستگذاری اقتصادی اصلاح رابطه مالی بین بانکمرکزی و دولت است که از علل اصلی تورم و کاهش ارزش پول ملی در بلندمدت است.» در ادامه، همتی به تشریح ماشین چاپ پول در شرایط تحریمی پرداخت. او در این باره تاکید کرده است: «در شرایط تحریم و عدم دسترسی بانکمرکزی به ارزهای خود، دولت با مجوزهای قانونی، بانکمرکزی را مکلف به خرید ارزهای حاصل از فروش نفت و البته، منابع صندوق توسعه ملی میکند. در ترازنامه بانکمرکزی از یکسو حساب ذخیره خارجی منبسط و از سوی دیگر، خالص بدهی دولت، واریز ریال منقبض میشود.» این جمله به آن معناست که دولت ارزهای حاصله از فروش نفت را نمیتواند در اختیار داشته باشد و آن را به بانکمرکزی بدهد. اما از آن طرف بانک براساس قانون موظف است ریال حاصل از ارز فروش رفته را به دولت پرداخت کند. در ادامه همتی توضیح میدهد که چگونه این موضوع سبب افزایش پایه پولی میشود. به گفته او، «ولی به محض خرج ریال توسط دولت، پایه پولی افزایش پیدا میکند. در شرایط عادی، بانکمرکزی میتواند با فروش دلارهایی که از دولت خریده، پایه پولی را جمع کند، ولی در زمان تحریم این امکانپذیر نیست. بنابراین، کنترل ترازنامه عملا از دست بانکمرکزی خارج شده و به دنبال آن رشد نقدینگی، تورم و نوسانات ارزی پیش میآید.» توضیح رئیسکل پیشین نشان میدهد بانکمرکزی بهدلیل دسترسی نداشتن به ارزهای خارجی امکان فروش دلار و جمع کردن نقدینگی را نخواهد داشت، اما از آن طرف دولت ریالهای دریافتی از بانکمرکزی را خرج کرده و پایه پولی و نقدینگی را افزایش میدهد. افزایش نقدینگی نیز دیر یا زود بازارهای دارایی را ملتهب کرده و تورم را شعلهور میکند.
رئیسکل پیشین بانکمرکزی پس از تشریح سیاستگذاری پولی در شرایط تحریمی، یک پیشبینی و هشدار برای آینده داد. براساس اظهارنظر همتی بهنظر میرسد روند افزایش نقدینگی در شرایط غیرتحریمی نیز ادامه داشته باشد. به گفته او «بهدلیل همین رابطه غلط مالی، با رفع تحریمها دولت به ناچار از بانکمرکزی میخواهد که ارزهای آزاد شده را برای واردات کالاهای اساسی، احتمالا با نرخ ترجیحی، اختصاص دهد. این البته ذخایر ارزی بانک را کاهش میدهد ولی با توجه به اینکه عمده ارزهای بانکمرکزی با نرخ ارز نیمایی خریداری و ذخیره شده است، معادل مابهالتفاوت آن با ارز ۴۲۰۰، به بدهی دولت در بانکمرکزی یا به زیان بانک اضافه میشود.» سخنان همتی نشان از آن دارد که احتمالا در شرایط تحریمی دولت با روشهای دیگری ماشین نقدینگی را سوخترسانی خواهد کرد. براساس اظهارنظر او، دولت ارزها را به قیمت نیمایی به بانکمرکزی فروخته است، اما زمانی که تحریمها لغو شود و بانکمرکزی به ارزهای فروخته شده دسترسی داشته باشد، دولت از بانکمرکزی میخواهد این ارزها را به قیمت ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی به فروش برساند.
اگر این پیشبینی درست باشد به آن معناست که دولت از یک طرف به قیمت ارز نیمایی پایه پولی را افزایش داده اما از آن طرف بانکمرکزی به قیمت ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، نقدینگی را از بازار جمع کرده است. نتیجه این موضوع افزایش پایه پولی و نقدینگی خواهد بود.
به گفته همتی این مابهالتفاوت ارز نیمایی و ترجیحی به بدهیهای دولت به بانکمرکزی افزوده میشود، اما دولت معمولا این بدهی را پرداخت نکرده و با یک عمل حسابداری این بدهی را تسویه میکند.
همتی در اینباره توضیح میدهد: «البته بدهی دولت، به نوبه خود، هرچند سال یکبار با تسعیر خالص داراییهای بانکمرکزی ناپدید میشود!» تسعیر به معنای تعیین نرخ برابری پولهای خارجی به ریال است و براساس قانون، افزایش برابری قانونی داراییهای بانکمرکزی به ریال صرف پرداخت بدهیهای دولت میشود.
ماده ۲۶ قانون پولی و بانکی کشور تصریح میکند که سود احتمالی حاصل از تغییر برابریهای قانونی نسبت به طلا و پولهای خارجی و اتفاقات ناشی از قوه قهریه به مصرف استهلاک اصل و بهره بدهیهای دولت به بانکمرکزی ایران خواهد رسید و مازاد آن به خزانه دولت تحویل خواهد شد. تمامی این مطالب به آن معناست که بدهیهای دولت به بانکمرکزی نیز اصلا پرداخت نشده و این بدهیها مستقیما تاثیر خود را در افزایش نقدینگی خواهند گذاشت.
نکته اصلی این است که عدم استقلال بانکمرکزی موجب شده پایه پولی افزایش یابد. این افزایش پایه پولی نیز تورمی نهادینه شده را در اقتصاد بهوجود آورده است. بهطوریکه چه در شرایط تحریمی و چه در غیر از آن، روند افزایش نقدینگی همچنان وجود داشته باشد. عدم استقلال در سیاستگذاری پولی، موظف بودن بانکمرکزی به خرید ارز از دولت و عدم اقتدار اجرایی بانکمرکزی همگی از فاکتورهای بهوجود آورنده وضع موجود هستند. همتی نیز در پایان نوشته خود در اینستاگرام پیشنهاد اصلاح وضع موجود را داده است. او در اینباره میگوید: «این پیچیدگی روابط مالی دولت و بانکمرکزی باید روزی اصلاح شود و بانکمرکزی، مانند همه جای دنیا، به مهار تورم پرداخته و صرفا تنظیمکننده نوسانات بازار ارز باشد.»
در مقابل این روش نادرست، راه درستی نیز برای مدیریت منابع ارزی بانک مرکزی وجود دارد. بهدلیل اینکه این دلارها پیش از این به بانک مرکزی فروخته شدهاند، اختیار آنها دست بانک مرکزی خواهد بود. اگر این دلارها را بانک مرکزی در بازار به فروش برساند، یک پنجم نقدینگی از بازار جمع خواهد شد. آزادسازی منابع ارزی بانک مرکزی میتواند دست سیاستگذار پولی را برای جلوگیری از نوسانات کوتاهمدت نرخ ارز بازتر کند. در مقابل، تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی نهتنها تورم را کنترل نکرده بلکه تقاضایی را از جانب نهادهای رانتجو در اقتصاد پدید میآورد. میتوان نتیجه گرفت راه درست این است که ارزها در اختیار بانک مرکزی قرار گیرند و خرج ارز ۴۲۰۰ تومانی نشوند.
منبع: دنیای اقتصاد
/ پایان نوشتار
تحلیلگر بازار سرمایه از تطبیق یافتن بانک مرکزی با سیاستهای رئیسجمهور منتخب درباره نرخ سود بین بانکی خبر داد و گفت:سرمایهگذاران تشویق به سرمایهگذاری در تولید از طریق بازار سرمایه شدهاند.
همایون دارابی با اشاره به کاهش نرخ سود بین بانکی و تأثیر آن بر بازار سرمایه گفت: با پایین آمدن نرخ سود بانکی، وضعیت تولید از شرایط نامناسب کنونی در تأمین مالی تا حدودی رها خواهد شد؛ این در حالی است که اگرچه بورس آینه بخش واقعی اقتصاد است، پس اگر وضعیت تولید خوب باشد، وضعیت بورس هم خوب است و به نظر میرسد که این برداشت و باور به وجود آمده است که با نرخ بالای سود بانکی و به تبع آن، تسهیلاتی که با نرخ بالا به تولید داده میشود، عملاً نه تنها واحدهای تولیدی نفس نمیکشند، بلکه بورس هم بهبودی را در شاخص احساس نخواهد کرد.
این تحلیلگر بازار سرمایه افزود: تلاش برای اصلاح نرخ سود بانکی که از مسیر کاهش نرخ سود بین بانکی میگذرد، شروع شده؛ این در حالی است که هم اکنون متوسط سود تولید بین ۸ تا ۱۰ درصد است؛ در حالیکه نرخ سود تسهیلات بانکی بدون اخذ مالیات، نزدیک به ۲۰ درصد است و با این وضعیت، عملاً هر روز بیشتر شاهد آن خواهیم بود که واحدهای تولیدی تعطیل میشوند و یا با سرمایه در گردش کم کار خواهند کرد؛ چراکه سرمایهگذاران آنها ترجیح میدهند که پول خود را در بانکها بگذارند و بدون ریسک و پرداخت مالیات، بازدهی کسب کنند.
وی تصریح کرد: هم اکنون تولیدکنندگان با بهره کمتر از ۲۵ درصد قادر به دریافت وام نیستند، هر چند این رقم در برخی مواقع به ۲۷ درصد هم میرسد؛ پس تولیدکنندگان با این سرمایه در گردش گرانقیمت، در حال کار هستند.
دارابی با اشاره به برنامههای دولت سیزدهم برای کاهش نرخ سود بانکی گفت: البته هنوز دولت جدید مستقر نشده است؛ اما به نظر میرسد که بانک مرکزی خود را با این سیاستها هماهنگ کرده و ظرف روزهای گذشته، نرخ سود بین بانکی، حداقل دو درصد کاهش یافته است؛ این در حالی است که نرخ سود بانکی و روند کنونی آن حکایت از آن دارد که سخنان رئیس کل سابق بانک مرکزی مبنی بر اینکه این بانک دخالتی در نرخ سود بانکی نداشته، صحت ندارد؛ در غیر این صورت اکنون دلیلی بر کاهش نرخ سود وجود ندارد؛ اما بانک مرکزی همگام با سیاستهای رئیسجمهور منتخب، در حال تلاش برای کاهش نرخ سود بین بانکی است.
این کارشناس مسائل اقتصادی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه نرخ مؤثر تأمین مالی از بازار سرمایه هم اکنون چقدر است، گفت: وقتی که سیاستگذار رسمی، نرخ بین بانکی و نرخ ریپو (بازخرید اوراق دولتی) را هم در بازار بین بانکی و هم در استقراض بانکها از بانک مرکزی تعیین میکند، تمام نرخها در اقتصاد همخوان میشوند؛ بنابراین اگر نرخ بین بانکی و ریپو پایین بیاید، تمام نرخهای تأمین مالی در بازار پول و سرمایه، همگام با آن کاهش مییابند و سرمایهگذاران تشویق به سرمایهگذاری در تولید از طریق بازار سرمایه خواهند شد و عملاً، پولهای پارک شده به بازار میآیند.
دارابی در خصوص نوسانات نرخ دلار و تأثیر آن بر بورس نیز گفت: تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری، یک رفتار مصنوعی در بازار ارز به چشم میخورد و برخی از کاندیداها سعی کردند که با دادن وعده نرخ ۱۱ تا ۱۷ هزار تومانی برای دلار، عملاً بازار را به سمت دلار کمتر از ۲۰ هزار تومان هدایت نمایند و در جهت نفع خود از آن بهرهبرداری کنند. البته خواسته فعالان اقتصادی و سهامداران آن است که نرخ ارز نه بالا و نه پایین کشیده شود؛ بلکه باثبات باشد؛ چراکه تولیدکننده و صادرکننده نیاز به ثبات نرخ دارند؛ به نحوی که نرخ معقول و باثبات آن است که در آن، کالاهای ایرانی بتوانند با کالاهای ترکیه و دیگر تولیدکنندگان و صادرکنندگان منطقه رقابت کرده و از این نظر، کالای ایرانی قابل حضور در سبد مصرفی کشورهای منطقه باشد.
وی اظهار داشت: در حال حاضر، مشکل اساسی این است که اختلاف بین نرخ نیما و بازار آزاد زیاد است که این امر باعث میشود صادرکنندگان ما عملاً تنبیه بشوند؛ ضمن اینکه صادرکننده باید ۱۰ تا ۱۵ درصد پایینتر، ارز خود را در سامانه نیما به واردکننده بفروشد که عملاً، با این کار سامانه نیما به واردکنندهها یارانه میدهد؛ از سوی دیگر حقوق گمرکی و حقوق دولتی واردات با ارز ۴۲۰۰ تومانی محاسبه میشود که این هم یک یارانه دیگری است که به بخش واردات داده میشود.
منبع: خبرگزاری مهر
/ پایان نوشتار