انفجار هسته‌ای در بازار ارز ایران

اقتصادنیوز نوشت: بازار ارز ایران روز گذشته با یک بمب هسته ای مواجه شد و قیمت دلار پس از ۵ ماه و نیم کانال ۲۷ هزار تومان را از دست داد. اما معامله گران قیمت دلار را برای امروز ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ چگونه پیش بینی کرده اند؟

بازار ارز ایران روز گذشته با یک خبر مهم هسته ای مواجه شد. وزارت خارجه آمریکا بامداد شنبه از بازگشت چند معافیت تحریمی در حوزه فنی هسته‌ای مرتبط با نیروگاه بوشهر، رآکتور اراک و رآکتور تحقیقاتی تهران خبر داد و همین خبر مثل یک بمب در بازار دلار روز شنبه منفجر شد تا قیمت دلار پس از ۵ ماه و نیم کانال ۲۷ هزار تومان را از دست بدهد.

قیمت این اسکناس آمریکایی دیروز با ۲۶ هزار و ۸۸۰ تومان بسته شد. از سوی دیگر دیروز میخائیل اولیانوف، نماینده کشور روسیه در مذاکرات هسته‌ای وین با اشاره به لغو تعدادی از تحریم‌های هسته‌ای اذعان کرد که مذاکرات وین وارد مرحله نهایی خود شده است و همین خبر به خوشبینی معامله گران بازار دلار افزود.

دیروز همچنین یک خبر قدیمی و دروغین در رابطه با مذاکرات هسته ای باز نشر شد. بیستم دی ماه امسال، برخی رسانه های داخلی به نقل از رای الیوم تیتر زدند: «ایران و امریکا به توافق ۲ ساله اتمی رسیدند!» اما در انتهای معاملات مشخص شد که این خبر بیشتر دروغ بوده است و در فضای هیجانی بازار به افت قیمت کمک کرده است. با این حال، این اتفاق موجب نشد که خریداران به بازار برگردند.

معامله گران بازار دلار معتقدند در صورتی که قیمت دلار امروز نتواند به بالای محدوده ۲۶ هزار و ۸۰۰ تومان برود روند کاهشی قیمت دلار ادامه پیدا می کند.

اما معامله گران قیمت دلار را برای امروز ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ چگونه پیش بینی کرده اند؟

پیش بینی قیمت دلار از مسیر قیمت درهم

قیمت درهم در معاملات پشت خطی روز گذشته بر روی ۷ هزار و ۱۹۰ تومان قرار گرفت که نسبت به قیمت معاملات نقدی دیروز ۹۰ تومان کاهش را نشان می دهد. بنابراین پیش بینی قیمت دلار از مسیر قیمت درهم نزولی است.

پیش بینی قیمت دلار از مسیر بازار فردایی

قیمت دلار فردایی در معاملات پشت خطی روز گذشته کانال ۲۷ هزا ر تومان را از دست داد و وارد کانال ۲۶ هزار تومان شد. قیمت دلار در بازار معاملات فردایی دیشب برروی ۲۶ هزار و ۴۵۰ تومان قرار داشت که نسبت به قیمت دلار در معاملات پشت خطی جمعه شب گذشته ۱ هزار و ۲۰ تومان پایین رفته بود. در معاملات پشت خطی جمعه شب قیمت دلار فردایی بر روی ۲۷ هزار و ۴۷۰ تومان قرار داشت. بنابراین معامله گران قیمت دلار در بازار ارز امروز یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ را نزولی پیش بینی کرده اند

پیش بینی قیمت دلار از کانال هرات

در معاملات پشت خطی دلار هرات شب گذشته قیمت دلار ۲۶ هزار تومان را از دست داد و وارد کانال ۲۵ هزار تومان شد. . این اسکناس آمریکایی دیشب با ۲۵ هزار و ۸۸۰ تومان معامله شد که نسبت به قیمت جمعه شب ۱ هزار و ۲۰ تومان پایین رفته بود. جمعه شب در معاملات پشت خطی قیمت دلار بر روی ۲۶ هزار و ۹۰۰ تومان قرار داشت. بدین ترتیب در بازار هرات معامله گران به استقبال کاهش قیمت دلار رفتند. در واقع معامله گران دلار پیش بینی کردند که قیمت دلار در بازار ارز امروز یکشنبه ۱۷ بهمن پایین می رود.

بازار ارز گرفتار هیجان و ترس

تحلیل‌های فنی می گوید کف بعدی قیمت دلار ۲۵ هزار و ۵۰۰ تومان و بعد از آن نیز کف ۲۳ هزار و ۷۰۰ تومان است که از دید بسیاری کف مقاومی است. این معامله‌گران برای این گزاره دو دلیل می‌آورند؛ اول اینکه طی ۸ ماه گذشته دلار بالای این سطح بوده و شکستن آن کار آسانی نخواهد بود. دوم اینکه دولت در بودجه سال آینده، دلار را ۲۳ هزار تومان قرار داده و کاهش قیمت دلار به زیر این سطح به منزله کسری بودجه جدید برای دولت است.

برخی از معامله‌گران معتقدند بازار گرفتار هیجان و ترس است و بخشی از این هیجان را بازارساز هدایت می‌کند. از این رو تصور می‌کنند با وجود تمام اخبار مثبتی که می‌آید سطح ۲۶ هزار تومان، محدوده ماندگاری برای دلار است.

کاهش ۸۵ میلیارد دلاری دارایی ثروتمندان جهان

پنج ثروتمند برتر جهان که شرکت‌های آنان در حوزه فناوری فعال است، مجموعاً ۸۵.۰۷ میلیارد دلار از ثروت خود را در چند هفته اول سال ۲۰۲۲ به دلیل نابسامانی بازار از دست دادند.

 

به گزارش راشاتودی: پنج ثروتمند برتر جهان که شرکت‌های آنان در حوزه فناوری فعال است، مجموعاً ۸۵.۰۷ میلیارد دلار از ثروت خود را در چند هفته اول سال ۲۰۲۲ به دلیل نابسامانی بازار از دست دادند.

بازارهای سهام در هفته گذشته بیشترین افت را از زمان شیوع کرونا به دلیل ترس از افزایش نرخ بهره و تورم ثبت کردند. شاخص نزدک در بورس آمریکا که شامل شرکت های فناوری می شود، هفته گذشته ۸ درصد و امسال ۱۳ درصد کاهش یافت.

این ضرر باعث شد که سرمایه ثروتمندترین فرد جهان یعنی ایلان ماسک، کاهش یافته و به ۲۴۳ میلیارد دلار برسد.

بر اساس شاخص میلیاردرهای بلومبرگ، دارایی خالص بنیانگذار شرکت اسپیس ایکس و تسلا از ابتدای سال تاکنون ۲۷ میلیارد دلار کاهش یافته است.

داده ها نشان می‌دهد که وی تقریباً ۱۰۰ میلیارد دلار کمتر از نوامبر ۲۰۲۱ سرمایه دارد. دارایی خالص ماسک در این ماه به ۳۳۵ میلیارد دلار رسیده بود.

بر اساس این گزارش، دومین فرد ثروتمند جهان یعنی جف بزوس، بنیانگذار شرکت آمازون، در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۵ میلیارد دلار از دست داده است.

بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، از اول ژانویه شاهد کاهش ۹.۵ میلیارد دلاریِ دارایی خالص خود بود. این در حالی بود که دارایی خالص لری پیج، بنیانگذار شرکت گوگل نیز ۱۲ میلیارد دلار کاهش یافته است.

دارایی خالص مارک زاکربرگ، مدیرعامل فیس بوک (که در رتبه ششم فهرست ثروتمندان بلومبرگ قرار دارد) نیز امسال تا کنون حدود ۱۲ میلیارد دلار کاهش یافته است. همه این افراد با سقوط سهام شرکت‌های فناوری خود دچار زیان شده‌اند.

روز تاریخی سقوط در بازار ارزهای دیجیتال

قیمت بیت کوین در معاملات ساعات گذشته بازار جهانی ارزهای مجازی ۸ درصد ریخت و به زیر ۳۶ هزار دلار سقوط کرد.

 

به گزارش کوین مارکت کپ، در معاملات ساعت گذشته بازار جهانی ارزهای مجازی، قیمت بیت کوین ۷.۸۲ درصد سقوط کرده و با رقم زیر ۳۶ هزار دلار خرید و فروش می‌شود.

قیمت بیت کوین در لحظه نگارش این خبر ۳۵ هزار و ۸۵۴ دلار بود که نسبت به هفته پیش هم ۱۶.۵ درصد پایین‌تر است. با این حساب ارزش کل بازار بیت کوین در جهان به 679 میلیارد دلار رسیده است. در ۲۴ ساعت گذشته ۱.۱۳ میلیون بیت کوین به ارزش ۴۰ میلیارد دلار در بازار جهانی جابجا شده و تعداد کل بیت کوین های جهان هم امروز به ۱۸ میلیون و ۹۳۶ هزار و ۵۸۷ عدد رسید.

اتریوم به عنوان دومین ارز بازار سقوط بیشتری نسبت به بیت کوین را به ثبت رساند و با ۱۲.۹ درصد افت ۲۵۰۳ دلار دست به دست می‌شود که نسبت به ۷ روز پیش هم ۲۴.۳ درصد کاهش قیمت داشته است.

کاردانو هم ۱۲.۳ درصد در ۲۴ ساعت گذشته کاهش ارزش داشته است و هم اکنون ۱.۰۸ دلار دست به دست می شوند. سولانا یکی از ارزهای مجازی بود که در ۲۴ ساعت گذشته بیشترین افت ارزش را داشته و با ۱۷.۵ درصد سقوط هم اکنون 103 دلار به فروش می‌رسد.

در میان ارزهای مطرح بازار ترا نیز ۲۲.۴ درصد سقوط کرد و ۶۱ دلار قیمت‌گذاری شده است.

داج‌کوین نیز در ۲۴ ساعت گذشته ۹.۱ درصد سقوط کرده و هم اکنون ۱۳ سنت خرید و فروش می‌شود. شیبا اینو نیز ۲۰ درصد کاهش قیمت داشته و ۰.۰۰۰۰۲۰ دلار در حال خرید و فروش است.

به طور کلی در ۲۴ ساعت گذشته بازار جهانی ارزهای مجازی نزدیک به ۱۰ درصد از ارزش خود را از دست داده و هم اکنون ۱۶۵۲ میلیارد دلار ارزش کل این بازار است.

تعداد کل ارزهای مجازی جهان هم امروز به ۱۷۰۳۴ نوع رسید و در ۲۴ ساعت گذشته ۱۲۲ میلیارد دلار در این بازار پول جابجا شده است.

کدام کشورها بیشترین مالیات را می‌گیرند؟

باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: کارشناس اقتصادی گفت: بالاترین شاخص مالیات به تولید ناخالص داخلی متعلق به کشورهای اتحادیه اروپاست.

عبدالرضا ارسطو در پاسخ به کشورهایی که بیشترین و کمترین میزان مالیات را اخذ می‌کنند، اظهار کرد: در حال حاضر در همه کشورهای جهان اعم از توسعه یافته، در حال توسعه و حتی توسعه نیافته نظام مالیاتی بخش مهمی از ساختار اقتصادی آن هاست که علاوه بر تامین منابع مالی دولت، نقش اساسی در تنظیم‌گری و سیاست‌گذاری اقتصادی کشورها را دارد.

او در ادامه بیان کرد: می‌توان با بررسی نظام مالیاتی هر کشور میزان توسعه یافتگی کشورها را تعیین کرد و در خصوص ترکیب ساختار تولیدی آن‌ها و نقش مردم در اقتصاد را (سطح دموکراسی و یا فساد در نظام اداری) قضاوت نمود. در کشورهای توسعه یافته هرچه میزان مالیات نسبت به تولید ناخالص داخلی بیشتر باشد، خدمات عمومی دولتی در حوزه بهداشت، آموزش، امنیت، حمایت‌های اجتماعی و … بیشتر است.

او افزود: در سال‌های اخیر همه کشورها به سمت اصلاح نظام مالیاتی خود و افزایش درآمدهای مالیاتی حرکت کرده‌اند به طوری که حتی کشورهایی با وفور منابع طبیعی نظیر نفت و گاز و … نیز پایه‌های مالیاتی جدید ایجاد کرده‌اند. به طور مثال در سال‌های اخیر کشورهای حاشیه خلیج فارس نظام مالیات بر ارزش افزوده را در کشور خود مستقر کرده و درآمدهای قابل توجهی را از این محل وصول کرده‌اند.

کدام کشورها بیشترین مالیات را می‌گیرند؟

اتحادیه اروپا؛ بیشترین نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی را داراست

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: برای مقایسه نظام مالیاتی کشورها و میزان درآمدهای مالیاتی آن‌ها استفاده از میزان مطلق درآمدهای مالیاتی منطقی به نظر نمی‌رسد. زیرا سایز و اندازه اقتصادی کشورها متفاوت است و از همین‌رو میزان وصول درآمدهای مالیاتی آن‌ها نیز متفاوت است. بنابراین برای مقایسه کشورها از منظر مالیاتی باید از شاخص مالیات به تولید ناخالص داخلی استفاده کرد. بررسی نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که با طیف وسیعی از کشورها که دارای شاخص مالیاتی بسیار متفاوتی هستند، مواجه هستیم.

ارسطو ادامه داد: در یک سر طیف، کشورهایی با نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی بسیار بالا یعنی حدود پنجاه درصد و در طرف دیگر کشورهایی که این نسبت برای آن‌ها کمتر از سه درصد است. بالاترین شاخص مالیات به تولید ناخالص داخلی متعلق به کشورهای اتحادیه اروپاست.

او افزود: دانمارک در سال ۲۰۱۹ با نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی حدود ۴۷ درصد بالاترین نسبت را میان کشورهای جهان داشته است. پس از دانمارک به ترتیب کشورهای فرانسه (۴۵ درصد)، بلژیک (۴۳ درصد)، سوئد (۴۳ درصد)، ایتالیا (۴۲.۴درصد)، فنلاند (۴۲.۲ درصد)، نروژ (۴۰ درصد)، هلند (۳۹.۳ درصد)، لوکزامبرگ (۳۹ درصد)، آلمان (۳۸.۸ درصد) قرار دارند.

ارسطو تاکید کرد: به طور کلی در سال ۲۰۱۹ میلادی متوسط نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در کشورهای عضو OECD برابر با ۳۳.۸ درصد بوده که کمترین میزان آن متعلق به مکزیک با ۱۶.۵ درصد بوده است. این نسبت در کشور آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهانی ۲۴.۵ درصد گزارش شده است.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به وضعیت این نسبت در ایران بیان کرد: براساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۹ متوسط نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در جهان برابر با ۱۵.۳ درصد بوده که تقریبا دو برابر این نسبت در ایران است. ایران در زمره کشورهای پایین از لحاظ نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی طبقه بندی می‌شود. هر چند که به دلیل عدم لحاظ عوارض شهرداری‌ها و حق بیمه‌های پرداختی به سازمان‌های تامین اجتماعی در درآمدهای مالیاتی، این شاخص برای ایران کم برآوردی دارد.

کویت، کمترین میزان مالیات را نسبت به کیک اقتصادش دریافت می کند

او افزود: براساس اطلاعات بانک جهانی در سال ۲۰۱۹ کشور کویت کمترین نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی یعنی حدود ۱.۴ درصد را دارد. پس از کویت، کشورهای عراق، عربستان صعودی، عمان و نیجریه کمترین میزان مالیات به تولید ناخالص داخلی را دارا هستند که حدود سه درصد است.

این کارشناس اقتصادی در ادامه اشاره کرد: متاسفانه براساس گزارش بانک جهانی بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته مانند افغانستان، چاد، سودان، بحرین، بنگلادش، آنگولا، اتیوپی و … نیز شاخص مالیاتی بیشتری نسبت به ایران دارند؛ بنابراین از اولویت‌های اساسی نظام اقتصادی کشور در سال‌های پیش رو اصلاح نظام مالیاتی به منظور اصلاح ساختار بودجه، کاهش وابستگی به منابع نفتی و تحقق اهداف مندرج اسناد بالادستی کشور است.

او در پایان تاکید کرد: برای اصلاح نظام مالیاتی ضروریست که معافیت‌های مالیاتی غیرضروری و ناکارا سامان‌دهی و حذف شوند. همزمان با هوشمند سازی نظام مالیاتی کشور و مبارزه موثر با فرار مالیاتی، پایه‌های مالیاتی مرسوم در سایر کشورها نظیر مالیات بر مجموع درآمد اشخاص، مالیات بر عایدی سرمایه و … تصویب و اجرایی شود.

برندگان نوبل اقتصاد معرفی شدند

جایزه علوم اقتصادی نوبل دقایقی پیش به سه اقتصاددان اعطا شد.
دیوید کارد استاد دانشگاه کالیفرنیا به‌خاطر مشارکت تجربی در اقتصاد کار از دانشگاه کالیفرنیا یکی از برندگان جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۲۱ شد.

جاشا انگریست از دانشگاه استنفورد و گایدو ایمبنس استاد دانشگاه کمبریج و مؤسسه فناوری ماساچوست هم بدلیل مشارکت روش شناختی در تجزیه و تحلیل روابط علَی، بصورت مشترک برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۲۱ شدند..

این جایزه ۱۰ میلیون کرون سوئد معادل ۹۸۸ هزار یورو است.

آکادمی اعلام کرد که این ۳ دانشمند روش تحقیق در علوم اقتصادی را متحول کرده‌اند.

ایمبنس در کنفرانس خبری اهدای این جایزه گفت: واقعاً از این که آکادمی با او تماس گرفته است غافلگیر شده و به شدت خوشحال شده که این جایزه را با همکارانش کادر و انگریست به اشتراک گذاشته است.

جایزه نوبل اقتصاد سال گذشته به دو اقتصاددان آمریکایی دانشگاه استنفورد، پاول میلگرام و رابرت ویلسون اهدا شد که کشف کرده بودند چگونه روند کار مناقصات را کارآمدتر کنند.

جایزه نوبل اقتصاد آخرین جایزه از مجموع شش جایزه نوبلی است که هر سال توسط بانک مرکزی سوئد (ریسک بانک) به یاد مؤسس این جایزه، آلفرد نوبل، اهدا می‌شود.

این جایزه در حالی اهدا شد که گمانه‌زنی‌ها در مورد این که امسال جایزه نوبل اقتصاد به یک زن تعلق بگیرد بالا گرفته بود. از ۸۹ اقتصاددانی که تا به حال جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرده‌اند تنها ۲ نفر زن بوده‌اند و از ۶ جایزه نوبلی که امسال اهدا شد تنها یک زن در میان برندگان حضور داشت.

دلار وارد کانال ۲۶ هزار تومان شد | فعالیت دلالان شدت گرفت

با شدت گرفتن فعالیت دلالان در روزهای گذشته در بازار ارز، قیمت دلار وارد کانال ۲۶ هزار تومان شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ماه‌های گذشته فعالان بازار ارز با توجه به آنچه که تصور می‌کردند که مذاکرات برجام شاید به نتیجه برسد، ریسک کمتری در بازار ارز نمی‌کردند و بر همین اساس، به گفته کارشناسان و تحلیلگران بازار، به آسانی برای خرید ارز اقدام نمی‌کردند، اما از هفته گذشته سیگنال‌هایی دریافت کردند که احتمال احیای برجام ضعیف خواهد بود. از سوی دیگر، متغیرهای پولی در وضعیت مناسبی قرار ندارد.

به نظر می‌رسد، این دو موضوع باعث شده که در چند روز اخیر، فعالان دلالان در بازار ارز شدت گیرد و سمت و سوی بازار تغییر کند.

گزارش‌ها از وضعیت قیمت‌ها در بازار آزاد ارز حاکی از آن است که قیمت دلار با افزایشی در حدود ۴۲۶ تومان، وارد کانال ۲۶ هزار تومان شده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که قیمت دلار در طول یک هفته گذشته یک‌هزار و ۱۶۰ تومان افزایش قیمت داشته است.

بیت‌کوین سقوط کرد | ضربه‌ای که یک صرافی به ارزهای دیجیتال زد

ایسنا نوشت: انتشار چندین خبر منفی از صرافی باینانس باعث ریزش بیتکوین و دیگر ارزهای دیجیتالی شد.

به گزارش سی‌ان‌بی‌سی، صرافی باینانس به عنوان بزرگ ترین صرافی ارزهای دیجیتالی جهان پس از اعلام محدودیت جدید در برداشت ها، حالا اعلام کرده است امکان استفاده از اهرم در معاملات را برای کشورهای حوزه اتحادیه اروپا غیرفعال خواهد کرد. از سوی دیگر کمیسیون بورس و اوراق بهادار مالزی با اشاره به اینکه باینانس هیچ مجوزی برای فعالیت در این کشور ندارد، ۱۴ روز به این صرافی و مشتریانش مهلت داده است تا اقدام به خارج کردن سرمایه های خود کنند.

بررسی آمارهای درون شبکه ای حاکی از بهبود تدریجی ضریب سختی استخراج به عنوان یکی از عوامل کلیدی تعیین قیمت بیتکوین است. ضریب سختی استخراج بیتکوین که زمانی قله تاریخی ۱۸۰ اگزا هش بر ثانیه را ثبت کرد، پس از ممنوعیت استخراج توسط دولت چین تنها طی سه هفته به ۸۴ اگزا هش بر ثانیه سقوط کرد اما پس از نقل مکان ماینرهای چینی به دیگر نقاط، شاهد افزایش پیوسته ضریب سختی در روزهای اخیر بوده ایم.

صورت دارایی منتشرشده شرکت تسلا در سه ماهه دوم نشان می دهد که با وجود کاهش یک میلیارد دلاری ارزش بیت کوین های در اختیار این شرکت، تغییری در تعداد آن ها به نسبت سه ماهه نخست امسال اتفاق نیفتاده و تسلا کماکان بیت کوین های خود را نگه داشته است. این کاهش ارزش دارایی به دلیل افت قیمتی بیت کوین بوده و در صورت بالا رفتن قیمت بیت کوین این زیان قابل جبران است.

مجموع ارزش بازار جهانی ارزهای دیجیتالی در حال حاضر ۱۵۴۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود که این رقم نسبت به روز قبل ۰.۷۲ درصد کمتر شده است. در حال حاضر ۵۱ درصد کل بازار ارزهای دیجیتالی در اختیار بیت کوین و ۱۸ درصد در اختیار اتریوم است. بیت‌ کوین ۱۲ سال پیش توسط گروه گمنامی از معامله‌گران بر بستر بلاک‌چین ایجاد شد و از سال ۲۰۰۹ معاملات اولیه آن شکل گرفت.

به‌روزرسانی قیمت ارزهای دیجیتال (تا ساعت ۱۳ ظهر به وقت شرقی)؛ این رده حاوی تغییرات قیمتی ۱۰ ارز دیجیتالی بزرگ از نظر ارزش بازار است.

۱- بیت کوین

قیمت: ۳۹ هزار و ۹۴.۱۴ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۱.۱۹ درصد کاهش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۲۱.۱۵ درصد افزایش

۲- اتریوم

قیمت: ۲۳۴۸.۱۰ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۱.۳۷ درصد افزایش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۱۶.۰۲ درصد افزایش

۳- تتر

قیمت: ۱.۰۰ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۰۱ درصد افزایش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۰.۰۱ درصد کاهش

۴- بایننس کوین

قیمت: ۳۱۱.۹۴ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۴۸ درصد کاهش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۹.۵۹ درصد افزایش

۵- کاردانو

قیمت: ۱.۲۷ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۴۱ درصد کاهش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۹.۶۶ درصد افزایش

۶- ریپل

قیمت: ۰.۷۴۴ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۵.۶۵ درصد افزایش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۲۸.۸۰ درصد افزایش

۷- دوج کوین

قیمت: ۰.۲۰۲ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۴۸ درصد کاهش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۹.۲۱ درصد افزایش

۸ – یو اس دی کوین

قیمت: ۱.۰۰ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۰۱ درصد کاهش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۰.۰۱ درصد افزایش

۹- پولکا دوت

قیمت: ۱۵.۰۵ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۲۳ درصد کاهش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۲۰.۹۰ درصد افزایش

۱۰- یونی سواپ

قیمت: ۱۹.۹۷ دلار

تغییرات قیمتی ۲۴ ساعت گذشته: ۳.۰۴ درصد افزایش

تغییرات قیمتی یک هفته اخیر: ۱۷.۱۴ افزایش

راز ناکامی دو رئیس‌جمهور

 ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور منتخب چگونه می‌تواند در اقتصاد نمره قبولی بگیرد؟ به اعتقاد بخش خصوصی، نه خواست آقای احمدی‌نژاد این بود که کشور را با میانگین رشد اقتصادی حدود ۵/ ۴درصدی تحویل بگیرد و با رشدی پایین‌تر تحویل دهد یا نرخ دلار در دولتش بیش از سه برابر شود و نه خواست آقای روحانی این بود که زمان خداحافظی‌اش نرخ تورم ۴۲درصد و نرخ دلار حدود ۲۵هزار تومان باشد. بازخوانی وعده‌های اقتصادی طی ۵/ ۱ دهه گذشته نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل توضیح‌دهنده ناکامی دو رئیس‌جمهور در ارتقای شاخص‌های اقتصادی، غفلت از رعایت منطق علمی در سیاستگذاری‌ها بوده است. به اعتقاد بخش‌ خصوصی، این ساده‌اندیشی است که همه این اتفاقات را به عملکرد یک شخص یا یک تیم منتسب کنیم؛ چراکه اگر افرادی با هنر مدیریتی بهتر هم با حفظ ساختار معیوب تخصیص منابع در رأس امور بنشینند، وضعیت بهبود نخواهد یافت. بخش خصوصی بر این باور است که نمره قبولی ابراهیم رئیسی در اقتصاد در گرو التزام به دو شرط مهم است.

راه موفقیت دولت سیزدهم از بازگشت به آموزه‌های علم اقتصاد و باز کردن باب گفت‌وگو با جامعه می‌گذرد. این نکته از بنیادی استوار برخوردار است و بر پایه‌ تجربیات موفق جهانی در زمینه توسعه بنا شده است. این دو موضوع که در پانزدهمین نشست هیات نمایندگان اتا‌ق ایران از سوی رئیس اتا‌ق مطرح شدند، به عقیده شافعی کلید رفع مشکلات کشور و خروج دولت از تنگنای کنونی هستند. «تقاضا از دولت برای توجه به منطق علم اقتصاد در اداره امور کشور» و «گفت‌وگوی صادقانه با مردم، نهادهای مدنی و گروه‌های مرجع برای عبور از مشکلات» دو توصیه‌ای است که رئیس اتا‌ق بازرگانی ایران به‌طور مشخص به ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور منتخب داشت. غلامحسین شافعی در این نشست مسائل اقتصادی کشور را نه منتسب به عملکرد یک شخص یا یک تیم، بلکه مرتبط با رویه‌های غلط موجود در ساختا‌ر تخصیص منابع دانست. از آنجا که اخیرا بحث‌های بسیاری حول محور فردی بودن چالش‌های کشور مطرح شده، شافعی به این نگرش پاسخ داد و تا‌کید کرد: «به‌نظر می‌رسد مسائل اقتصادی در ایران بیش از آنکه به هنر مدیریت مربوط باشد، به میزان مقید بودن به آموزه‌های دانش اقتصاد و رابطه اقتصاد و سیاست مربوط است.» وی با یادآوری نقش مشورتی اتا‌ق بازرگانی برای سران قوا اظهار کرد: «اگر اقتصاد اولویت اول کشور است، سیاست داخلی و سیاست خارجی باید در خدمت دستیابی به اهداف چنین اولویتی تنظیم شود. واضح است که برای رفع بی‌ثباتی در اقتصاد کلان کشور و بهبود وضعیت معیشتی مردم، تنها رفع تحریم‌ها و رفع اختلاف با کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی کافی نیست؛ اما صادقانه باید پذیرفت در شرایط تحریمی، رشد اقتصادی پایدار و ثبات اقتصادی به‌وجود نخواهد آمد.»

شافعی با اشاره به نتا‌یجی که در دو دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی حاصل شد، به منتخب سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری یادآوری کرد: «نه خواست آقای احمدی‌نژاد بود که کشور را با میانگین رشد اقتصادی حدود ۵/ ۴ درصدی تحویل بگیرد و با میانگین رشد ۳/ ۳ درصدی در طول دوره تحویل بدهد و نه خواست آقای احمدی‌نژاد بود که کشور را با تورم ۱۵ درصدی و نرخ دلار ۸۵۰ تومانی تحویل بگیرد و با نرخ تورم ۳۰ درصدی و نرخ دلار ۳ هزار و ۵۰۰ تومانی تحویل دهد. نه خواست آقای روحانی بود که زمان تحویل کشور نرخ تورم ۴۲ درصد و نرخ دلار حدود ۲۵ هزار تومان باشد. این ساده‌اندیشی است که همه این اتفاقات را فقط و فقط به عملکرد یک شخص یا یک تیم منتسب کنیم؛ واقعیت آن است که اگر افراد دیگری که هنر مدیریت بهتری دارند بازهم در ساختا‌ر تخصیص منابع موجود با ر‌وندهای غلط تحکیم شده در آن بنشینند، وضعیت بهبود نخواهد یافت. به‌نظر می‌رسد مسائل اقتصادی در ایران بیش از آنکه به هنر مدیریت مربوط باشد، به میزان مقید بودن به آموزه‌های دانش اقتصاد و رابطه اقتصاد و سیاست مربوط است.» وی در ادامه تا‌کید کرد: جناب آقای رئیسی؛ لازم نیست این‌جانب برای جنابعالی و در حضور اعضای هیات نمایندگان اتا‌ق ایران که خود در صف مقدم تولید و تجارت هستند، فهرست مشکلات فعلی اقتصادی و اجتماعی ایران که در هم آمیخته‌اند را بازگو کنم. وی افزود: کشور به لحاظ رشد اقتصادی، تورم، توزیع درآمد و فقر، سرمایه‌گذاری، کسری بودجه و ناترازی منابع و مصارف بانکی و نظام بازنشستگی در وضعیت نامناسبی است. به این اینها باید مسائلی که کشور در منابع پایه مانند آب، خاک، محیط‌زیست و انرژی روبه روست را هم اضافه کرد. از همه اینها مهم‌تر، تنزل سرمایه اجتماعی و امید به آینده مطلوب در کشور است. اعتماد مردم و همراهی آنها با دولت برای حل مسائل و امید به آینده شرط کافی برای اجرای اصلاحات ساختا‌ری است که متا‌سفانه چندان وضعیت مطلوبی ندارد.

رئیس پارلمان بخش خصوصی مهم‌ترین و کلیدی‌ترین اقدام برای بازگرداندن منطق به اقتصاد را از طریق اجماع در دولت و کلیه ارکان نظام بر دو موضوع دانست و گفت: «اول، رابطه اقتصاد و سیاست در سطح داخلی و بین‌المللی و دوم افزایش رشد اقتصادی.» شافعی با تبریک به ابراهیم رئیسی بابت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری، گفت: «بازخوانی تجارب تا‌ریخی کشور در سیاست‌گذاری برای بهبود وضعیت اقتصاد نشان می‌دهد مهم‌ترین عامل توضیح‌دهنده توفیق کم در مسائل، غفلت از رعایت منطق علمی در سیاست‌گذاری‌ها از جمله در حوزه مسائل اقتصادی بوده است.»

شافعی با اشاره به شرایط شکننده کشور در مقابله با چالش‌های متعدد حکمرانی افزود: «تغییر دولت و ریل اجرایی کشور در زمانی مطرح می‌شود که اقتصاد و جامعه ایران در وضعیت بسیار حساسی قرار گرفته است که شاید بتوان گفت در تا‌ریخ معاصر این مرز و بوم اگر بی‌سابقه نباشد، کم‌سابقه است. این وضعیت ایجاب می‌کند که اولا خبرگان کشور، نهادهای مدنی و صنفی و جامعه دانشگاهی و تشکل‌های اقتصادی، همه توان علمی و تجربیات ذی‌قیمت خود را در اختیار دولت و مجلس و قوه‌قضائیه قرار دهند. در همین راستا‌، اتا‌ق ایران در دوران انتخابات در قالب دو گزارش مهم، هم دیدگاه‌های گنج‌آفرین اقتصادی و هم انتظارات فعالان اقتصادی را برای کاندیداها و مردم تشریح کرد و طی چند روز آینده نیز ویرایش نهایی گزارش خود را برای دولت منتخب ارسال خواهد کرد. امید داریم این تلاش‌ها و نظرات در طراحی سیاست‌های آتی مفید واقع شود.»

در این نشست که به صورت مجازی برگزار شد، حسن فروزان‌فرد نکاتی در خصوص مسکوت ماندن لایحه دوقلوی شفافیت و تعارض منافع نکاتی را یادآور شود. فرشید شکرخدایی نیز در سخنانی، بر لزوم توجه به نظام ارزیابی عملکرد معاونت‌ها و هیات‌ نمایندگان و نظام جامع آموزش و مدیریت دانش تا‌کید کرد. پیام باقری نیز مشکلات خاموشی و اقتصاد برق را یادآوری کرد و ناصر ریاحی نیز درباره دلایل عدم تا‌مین واکسن کرونا توسط بخش‌خصوصی توضیحاتی ارائه کرد. مهم‌ترین نکات مطرح شده در این نشست، اما از زبان رئیس اتا‌ق بازرگانی، صنعت، معدن و کشاورزی ایران خطاب به رئیس‌جمهور منتخب ارائه شد.

وزن تحریم در گسترش مشکلات کشور

یکی از نکاتی که در پانزدهمین نشست هیات نمایندگان اتا‌ق ایران از زبان غلامحسین شافعی بیان شد، مساله تحریم و ضرورت احیای برجام بود. وی یادآور شد: «اگر اقتصاد اولویت اول کشور است، سیاست داخلی و سیاست خارجی باید در خدمت دستیابی به اهداف چنین اولویتی تنظیم شود. واضح است که برای رفع بی‌ثباتی در اقتصاد کلان کشور و بهبود وضعیت معیشتی مردم، تنها رفع تحریم‌ها و رفع اختلاف با کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی کافی نیست؛ اما صادقانه باید پذیرفت در شرایط تحریمی، رشد اقتصادی پایدار و ثبات اقتصادی به‌وجود نخواهد آمد.» شافعی تصریح کرد: «عملکرد اقتصاد کشور به‌طور مستقیم و غیرمستقیم از تحریم‌ها تا‌ثیر پذیرفته است و بخش زیادی از انرژی مسوولان تراز اول کشور به‌جای فرصت‌آفرینی برای استفاده از مزیت‌های کشور در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای صرف مدیریت روزمره اقتصاد کشور و به‌اصطلاح دور زدن تحریم‌ها شده است.»

اهمیت راهبردی بهبود محیط کسب‌وکار

شافعی با تشریح شرایط کشور اعلام کرد: «بخش خصوصی معتقد است اگر وضع اقتصادی عمومی مردم و به‌ویژه کارگران مناسب نیست، اگر دولت دچار کسری بودجه مزمن است، اگر وضعیت صندوق‌های بازنشستگی و بازنشستگان نامساعد است و اگر سرمایه‌گذاری افت کرده و ده‌ها اگر دیگر، دو دلیل عمده دارد؛ اول نامناسب بودن وضعیت تولید و ثروت آفرینی در کشور و دوم، عدم شایسته‌سالاری در انتخاب مدیران ارشد و تحکیم ساختا‌رهای غلط توسط آنها.» رئیس اتا‌ق بازرگانی ایران اعلام کرد: «زمینه‌سازی برای درمان رشد اقتصاد، در گرو بهبود محیط کسب‌وکار و بسترسازی برای ورود سهل سرمایه‌گذاران و کارآفرینان به عرصه فعالیت‌های مولد اقتصاد است.» وی خطاب به منتخب ملت گفت: «محیط کسب‌وکار نتیجه و محصول یک مجموعه سیاست‌ است؛ از تنش‌زدایی و توسعه روابط بین‌الملل گرفته تا‌ توسعه دولت الکترونیک و سهل کردن فرآیندهایی که تولید درگیر آن است. بنابراین انتظار بر آن است که دولت جدید با تغییر رویکرد نسبت به دولت‌های پیشین، بهبود محیط کسب‌وکار را فراتر از بهبود اعداد و ارقام در گزارش‌های داخلی و خارجی و اجرای برخی از اقدامات مقطعی و نمادین مورد توجه قرار دهد.»

شافعی با یادآوری الگوهای جهانی بهبود محیط کسب وکار، گفت: «بازخوانی تجارب موفق در خصوص بهبود محیط کسب‌و‌کار در کشورهای دیگر نظیر چین و ترکیه نشان می‌دهد که برقراری ثبات اقتصادی پیش‌نیاز بهبود محیط کسب‌وکار است و پس ‌از آن اصلاح رویه‌های اجرایی در بهبود محیط کسب‌وکار هستند و شاه‌کلید ساده‌سازی رویه‌ها، توسعه دولت الکترونیک است که بیش از قانون‌گذاری اهمیت دارد.»

در نشست هیات نمایندگان چه گذشت؟

اما پس از صحبت‌های غلامحسین شافعی، تعدادی از اعضای هیات نمایندگان اتا‌ق ایران و نیز فعالان بخش خصوصی به ایراد نظرات خود در خصوص مسائل مختلف پرداختند. بحث‌هایی در خصوص وضعیت تولید، مصرف و سیاستگذاری برق که به بهانه خاموشی‌های اخیر صورت گرفت حاوی نکات مهمی بود.

شرایط صنعت برق در ایران

پیام باقری یکی از سخنرانان نشست بود که به تشریح وضعیت نیروگاهی کشور پرداخت. نایب‌رئیس هیات‌مدیره سندیکای صنعت برق ایران اعلام کرد: از سال ۱۳۹۲ به بعد، بخش خصوصی وارد سرمایه‌گذاری برق نمی‌شود؛ چراکه این بخش نمی‌تواند با دولتی که در صنعت برق ناظر، داور، مصرف‌کننده، تولیدکننده، طلبکار، بدهکار، سرمایه‌گذار و نرخ‌گذار است، رقابت کند. باقری با اشاره به اینکه فشار به صنایع و اقتصاد تحت‌الشعاع خاموشی‌هاست، گفت: بحث سرمایه‌گذاری آثار بلندمدتی دارد و هم‌زمان نگهداری و تعمیر نیروگاه‌ها در کنار سرمایه‌گذاری برای ساخت واحدهای جدید نیز دارای اهمیت است. بر اساس مصوبات باید ۲۲ درصد رشد ظرفیت را تجربه می‌کردیم، اما شاهد شیب نزولی جدید در سرمایه‌گذاری صنعت برق هستیم و در این شرایط خاموشی در تا‌بستا‌ن ۱۴۰۰ محتوم بود که البته فشار عمده آن روی صنایع است.

نایب‌رئیس هیات‌مدیره سندیکای صنعت برق ایران تا‌کید کرد: اینکه می‌گویند مصرف برق در ایران بالاست، آدرس غلط می‌دهند ،چراکه در ایران شدت مصرف در مقایسه با تولید ناخالص داخلی بالاست که دلیل آن‌هم به بهره‌وری پایین برمی‌گردد. به عقیده باقری، این بهره‌وری پایین ناشی از این است که در اقتصاد ایران انرژی یارانه‌ای است و ۸۶ میلیارد دلار در حوزه انرژی یارانه پرداخت می‌شود که می‌توانست وارد سرمایه‌گذاری شود.

او همچنین نظام حقوقی و قراردادی یک‌جانبه در صنعت برق را از جمله مشکلات این حوزه دانست و گفت: متا‌سفانه قراردادهای سلیقه‌ای به صنعت تحمیل شده و حالا با ۴۰۰ قرارداد تعلیقی در صنعت برق مواجه هستیم که مشکل بزرگی است و در نتیجه آن، بخش خصوصی روز به روز نحیف‌تر شده و درنهایت با تعدیل نیرو کاهش ظرفیت تولید و ورشکستگی مواجه است.

باقری همچنین با اشاره به اینکه زنجیره تا‌مین و صادرات برق مشکلاتی دارد، تصریح کرد: همه این عوامل باعث شده ما از اهداف برنامه ششم به‌شدت عقب باشیم؛ به‌گونه‌ای که باید امروز ۵ هزار مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر وارد مدار می‌کردیم که بخش تحقق یافته آن فقط حدود ۸۰۰ هزار مگاوات است.

او عارضه اصلی صنعت برق را تصدی‌گری دولت دانست و افزود: وزارت نیرو باید دست از رقابت با بخش خصوصی بردارد و اجرای قوانین بالادستی مثل قانون ماده ۱۲ و اصلاح اقتصاد برق و افزایش تدریجی حامل‌های انرژی در دستور کار قرار گیرد.

نایب‌رئیس هیات‌مدیره سندیکای صنعت برق ایران‌ همچنین با اشاره به اینکه تبادل برق به معنای صادرات برق نیست، گفت: اینکه برق را از کشورهای شمالی که در پیک نیستند وارد کرده و به مقاصد دیگری ارسال کنیم، تجارت برق است و برای حل مشکلات داخل باید به سرمایه‌گذاری در این حوزه توجه شود.

چالش‌های واردات واکسن

در ادامه نشست ناصر ریاحی، رئیس اتحادیه واردکنندگان دارو، درباره دلایل عدم تا‌مین واکسن کرونا توسط بخش‌خصوصی توضیحاتی ارائه کرد. ریاحی تصریح کرد: در فروردین ۱۴۰۰ رئیس‌جمهوری اعلام کرد بخش خصوصی نمی‌تواند با ارز نیمایی یا ارز آزاد واکسن ضدکرونا وارد کند. آن دوران، دوران خاصی بود. از ژانویه ۲۰۲۱ کشورهای خارجی واکسیناسیون را شروع کرده بودند ولی برآورد دقیقی از شرایط نداشتند. واکسن‌های تولیدشده بعد از کار آزمایی فاز سوم، وارد بازار شده بود و منتظر تا‌ثیر بالینی آن نمانده بودند. تا‌ریخ‌مصرف واکسن‌های تولیدشده دو یا سه ماه بود. او ادامه داد: در ایران هم اجازه مصرف اضطراری به واکسن‌های اسپوتنیک و سینوفارم داده شد. واکسن آسترازنکا هم در کره جنوبی، برزیل، روسیه، امارات و هند تولید شده بود، اجازه واردات داشتند و وزارت بهداشت به واردات واکسن آسترازنکا به‌شرط تولید غیراروپایی اجازه واردات می‌داد.

عضو هیات نمایندگان اتا‌ق ایران تصریح کرد: همان زمان ۶میلیون دز واکسن آسترازنکا و اسپوتنیک به ما معرفی شد. این کشورها نامه‌ای از طرف دولت می‌خواستند اما وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سختگیری کرد. البته در همان زمان به ۳۸ شرکت مجوز واردات واکسن داده بودند، ولی به اهلیت این شرکت‌ها توجه نشده بود. وقتی برآورد هزینه انجام شد، قرار بود با همه ملاحظات هزینه واکسن توسط بخش خصوصی ۲۵۰هزار تومان اعلام شود.

ریاحی ادامه داد: همان زمان یکی از بانک‌ها خصوصی اعلام کرد عملیات بانکی را مجانی انجام می‌دهد و وعده هماهنگی ارزی داده شد. ما دنبال نامه رفتیم، ولی دو هفته‌ مقاومت شد. از طرفی پروفرمای ما دو هفته اعتبار داشت. نامه را که صادر کردند دوره موج سوم بود، اما وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نامه را با پست عادی فرستا‌د، در واقع ما دوران طلایی را از دست دادیم.

ریاحی تصریح کرد: ساختا‌ر وزارت بهداشت نمی‌تواند سریع کار کند. ما در آخرین مورد واکسن آسترازنکا در هند پیدا کردیم که با ریسک شخصی و اعتبار اسنادی چهار هفته وارد کنیم که بعد صادرات واکسن از هند ممنوع شد مگر به امضای نخست‌وزیر هند. الان هم صلیب سرخ چین واکسن را به هلال‌احمر ایران می‌دهد. به‌هرحال این رویه مشکل‌آفرین بود. اگر از اول انجام می‌دادیم بخشی از واکسن توسط بخش خصوصی وارد می‌شد. الان هم ما برای ۳ میلیون دز ال سی باز کرده‌ایم و امیدواریم انجام شود.

لزوم اصلاح لوایح شفافیت و تعارض منافع

حسن فروزان‌فرد، عضو هیات نمایندگان اتا‌ق ایران نیز در این نشست گفت: دولت روحانی یک لایحه دوقلو درباره شفافیت و تعارض منافع در دستور کار داشت که از اتا‌ق ایران نیز دعوت شده بود در کمیته فرعی بررسی حضور داشته باشد و درباره کلیات و بندها نظر دهد که سعی شد بر بهبود نگارش اثر گذاشته شود.

او ادامه داد: این لوایح در سال ۹۹ تدوین شد و قسمتی از خواسته اتا‌ق ایران نیز در آن مورد توجه قرار گرفت و امیدوار بودیم در تعامل با مجلس اصلاح شود که تا‌ پایان مجلس دهم عملی نشد، اما در مجلس جدید لایحه را کنار گذاشته‌اند و نظرات متفاوتی مطرح می‌کنند؛ حتی در مواردی مسابقه ارائه طرح به راه افتا‌ده است. به‌نظر می‌رسد لایحه جامع شفافیت کنار گذاشته شده و لایحه تعارض منافع نیز که در قالب طرح مطرح شده، ملغمه‌ای است که حتی مرکز پژوهش مجلس به‌صورت رسمی منتقد آن بوده و در دستور کار صحن قرار گرفته است. فروزان‌فرد افزود: در برنامه شاخص اتا‌ق نهم به اصلاحات زیرساختی در شفافیت و خرد جمعی تا‌کید شده بود و در دوره گذشته پیشنهادی ارائه شد برای راه‌اندازی کمیته شفافیت که مطالبه‌گری خوبی محسوب می‌شد و در برنامه جدید اتا‌ق نیز به این موارد تا‌کید شده بود. حالا در مواجهه با واقعیتی هستیم که به اتا‌ق آسیب می‌زند و کارکرد و نحوه تصمیم‌گیری اتا‌ق نکاتی مطرح می‌کنند که به ضرر بخش خصوصی است. او با تا‌کید بر اینکه وضعیت در تعارض منافع خطرناک‌تر است، اظهار کرد: باید به تفاوت ماهیتی اتا‌ق ایران با وزارتخانه‌ها توجه شود. در نگاه تعارض منافع دیدگاه دولتی این است که کارمندان ثابت کنند بنگاه‌دار نیستند، ولی اعضای هیات نمایندگان باید صاحب کسب‌وکار باشند. تعاریف این دو یکی نیست. باید دست‌به‌کار شویم شفافیت و تعارض منافع مشخص شود وگرنه با تصویر ساخته شده از اتا‌ق و جهت‌گیری‌های مجلس، شاهد طرح‌های خاص ضد اتا‌ق خواهیم بود.

منبع: دنیای اقتصاد

/ پایان نوشتار

تحفه سیاست برای اقتصاد

فرهاد نیلی وضعیت حکمرانی پولی در کشور را تشریح کرد. به گفته این اقتصاددان، سیاستگذار پولی گرفتار دو خطای «ارتکاب» و «غفلت» است. به این معنا که بانک ‌مرکزی در کشور بسیاری از اموری را که باید انجام دهد، انجام نمی‌دهد و در مقابل مرتکب کارهایی می‌شود که یک بانک ‌مرکزی نباید انجام دهد. مسوولیت‌های فعلی بانک ‌مرکزی در زمینه سیاست تجاری و قیمت‌گذاری دلار از مواردی است که بانک‌ مرکزی انجام می‌دهد و نباید انجام دهد. در مقابل نهاد پولی کشور وظایف ذاتی خود را در زمینه کنترل تورم و مهار بحران بانکی به درستی انجام نمی‌دهد. این موضوع تحفه سیاست برای اقتصاد است. فرهاد نیلی معتقد است رئیس دولت آینده باید با در نظر گرفتن دستورکارهای اصلی نهاد پولی، رئیس‌کل بانک ‌مرکزی را انتخاب کند. در مقابل اما اگر دستورکار بانک‌ مرکزی تعیین نرخ سود بانکی و قیمت‌گذاری دستوری نرخ ارز باشد، انتخاب هر فردی به‌عنوان رئیس‌کل بانک‌مرکزی نمی‌تواند نتیجه‌ای دربرداشته باشد.

فرهاد نیلی در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه «تجارت فردا» نظام پولی کشور را مورد بررسی قرار داد. به باور او، پنج عامل تعارض منافع، نگاه مکتبی به نظام پولی و اعتباری، استمرار استاندارد طلا، سردرگمی در حکمرانی پولی و یک نگاه کاملا دولتی به بانکداری می‌تواند بحران در نظام پولی کشور را تشریح کند. فرهاد نیلی معتقد است بانک ‌مرکزی در زمینه پولی کاملا منفعل عمل می‌کند و در زمینه ارزی نیز تحت‌تاثیر فشارهای دولت، برنامه‌ریزی می‌کند. این درحالی است که این وظیفه‌ بانک‌های تجاری است که در زمینه ارز ورود کنند. نیلی این‌گونه نتیجه‌گیری می‌کند که بانک ‌مرکزی ما بسیاری از اموری را که باید یک بانک‌ مرکزی انجام دهد، انجام نمی‌دهد و در مقابل مرتکب کارهایی می‌شود که یک بانک‌مرکزی نباید انجام دهد. دلیل این امر نیز ضعف قانون است و رئیس دولت آینده باید در انتخاب رئیس‌کل بانک ‌مرکزی دستورکار اصلی نهاد پولی کشور را که کنترل تورم و بحران بانکی است، مدنظر قرار دهد. فرهاد نیلی در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه «تجارت‌فردا» در زمینه ضرورت ترمیم ساختار قانونی و نهادی بانک‌مرکزی اظهارنظر کرده است. در این مصاحبه، نیلی به پنج دهه سیاستگذاری اشتباه در زمینه پولی اشاره کرده و ضعف قانونی را دلیل این امر دانسته است. پیش‌تر روزنامه «دنیای‌اقتصاد» نامه اقتصاددانان را در زمینه اصلاح طرح قانون بانکداری منتشر کرد. متن تفصیلی این مصاحبه می‌تواند برای علاقه‌مندان و دانش‌آموختگان اقتصاد خواندنی باشد.

پنج دهه سیاستگذاری اشتباه

فرهاد نیلی در ابتدای سخنان خود به مقدمه‌‌ای از تاریخ مقررات‌گذاری در نظام پولی کشور پرداخت. به گفته او اگر پنج دهه اخیر را نه براساس تقویم بلکه براساس نقاط عطف تاریخ نگاه کنیم، یکی از نقاط عطف آن سال ۱۳۵۱ است که قانون پولی و بانکی در ایران تصویب می‌شود؛ دقیقا زمانی که دنیا استاندارد طلا را کنار می‌گذارد.

در سال ۱۹۷۱ میلادی رابطه پول با فلزات قیمتی کنار گذاشته شده و پول فیات ایجاد می‌شود که مبنای ارزشش عددی است که رویش نوشته شده نه پشتوانه فیزیکی آن. اما در کشور ما قانون پولی و بانکی در سال ۱۳۵۱ در مجلس شورای ملی تصویب و ریال براساس طلا تعریف می‌شود. یعنی همان زمان که دنیا استاندارد طلا را کنار می‌گذارد، قانون‌گذار در ایران ریال را براساس طلا تعریف می‌کند.

قانون‌گذاری ضعیف در دهه ۶۰

نیلی در ادامه سخنان خود به اشتباهات در مقررات‌گذاری بعد از انقلاب پرداخت. به گفته او بعد از انقلاب اسلامی هم چند اتفاق مهم در حوزه بانکی افتاد که نشان داد انقلابیون چه رویکردی به مسائل بانکی داشته‌اند؛ مهم‌ترینش تصمیم شورای انقلاب برای ملی کردن بانک‌هاست.

درحالی‌که کشور ما در آن زمان دارای یکی از مدرن‌ترین نظام‌های بانکی در منطقه و بین کشورهای درحال توسعه بود، خلاف جریان تاریخ به عقب حرکت می‌کند و بانک‌ها و موسسات اعتباری نه فقط دولتی که تجمیع می‌شوند.

مثلا همه موسسه‌های اعتباری که در حوزه تامین مالی مسکن کار می‌کردند، در بانک مسکن تجمیع شدند یا همه موسسه‌های اعتباری فعال در حوزه کشاورزی، در بانک کشاورزی تجمیع شده و تحت مدیریت و مالکیت دولت درآمدند. بانک‌های تجارت و ملت هم محصول همان ادغام هستند. در نهایت تعداد کل بانک‌ها از ۴۰ به ۹ رسید که شامل شش بانک تجاری و سه بانک تخصصی- توسعه‌ای بود.

بعد از دولتی شدن بانک‌ها، رخداد دوم تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا در سال ۱۳۶۲ بود که یک عقبگرد بزرگ دیگر در نظام بانکی کشور محسوب می‌شود. این قانون بانک ‌مرکزی را مهجورتر کرد و دستش را بست؛ بانکداری تجاری را هم براساس بانکداری مشارکتی تعریف کرد.

این دو مصوبه در فاصله چهار سال، نشان می‌دهد درست در زمانی که دنیا تورم را به‌عنوان یک خطر بزرگ و ویروسی که می‌تواند تمام اقتصاد یک کشور را از بین ببرد، شناخته و در پی درمان آن بود، در کشور ما دغدغه تورم وجود نداشت و تمرکز سیاستگذار روی دولتی کردن بانک‌ها برای جلوگیری از فرار سرمایه و ربازدایی از عملیات بانکی بود. البته به‌رغم نتایج منفی و هزینه‌بردار، این تفکر هنوز هم باقی است.

بانک‌مرکزی قبل از انقلاب قوی‌تر بود

این استاد دانشگاه به مقایسه نهاد پولی کشور در قبل و بعد از انقلاب هم پرداخت. به گفته او، تا قبل از انقلاب، بانک‌مرکزی در کشور ما نهاد مقتدری بود و روسای ‌کل آن کسانی بودند که از اصول بانکداری و اقتصادی کوتاه نمی‌آمدند. مثلا زمانی که قیمت نفت چند برابر و دلارهای نفتی به کشور سرازیر می‌شود، مسوولان وزارت اقتصاد پیش محمدرضا پهلوی می‌روند و او را قانع می‌کنند که دلار باید ارزان شود. اما محمد یگانه، رئیس‌کل وقت بانک‌مرکزی، یک تنه جلوی این تغییر غیراصولی می‌ایستد و شاه را هم قانع می‌کند. یگانه در گفت‌وگو با شاه به او می‌گوید: «اگر وقتی درآمد نفتی ما بالا رفت دلار را باید ارزان کنیم، پس یعنی نظر شما این است که وقتی قیمت نفت پایین آمد باید دلار را گران کنیم؟» شاه این استدلال را می‌پذیرد و حرف یگانه را قبول می‌کند. بعد از انقلاب اما این وضعیت تغییر می‌کند. در تحلیل سیاستگذارانی که فرمان هدایت اقتصاد را به‌دست گرفته بودند، لزومی به وجود بانک‌مرکزی مقتدر نبوده چون آن را به‌عنوان ترمز می‌دیدند که چوب لای چرخ توسعه کشور می‌گذارد. به همین دلیل در اقتصاد دهه ۶۰ می‌بینیم که تقریبا تمام نظام تامین مالی جنگ و بودجه دولت براستقراض از بانک‌ مرکزی استوار است و بانک‌ مرکزی به نهادی منفعل و مطیع تبدیل شده.

شورای پول و اعتبار؛ مشکل اصلی

فرهاد نیلی در ادامه با اشاره به اینکه در تمام این مدت نیازی به اصلاح قانون بانک‌مرکزی احساس نشده است، گفت: مثلا طبق قانون عملیات بانکی بدون ربا تقریبا تمام سیاستگذاری پولی و اعتباری کشور به عهده هیات وزیران است. جالب است که این قانون هنوز نافذ است. شورای پول و اعتبار هم تداوم چنین تفکری است؛ یعنی وزرای ذی‌نفع دور میز می‌نشینند و راجع به تقسیم اعتبارات کشور تصمیم می‌گیرند و رئیس‌کل بانک‌ مرکزی هم یک عضو از آن جمع است که فقط گزارشی ارائه می‌دهد و بعد از جلسه هم مصوبات شورا را اجرا می‌کند.

راز بحران در نظام پولی

فرهاد نیلی دلایل بحران نظام پولی کشور را به اختصار بیان کرد. به گفته او، در واقع آنچه در کشور ما جاری است تلفیقی از تعارض منافع، نگاه مکتبی به نظام پولی و اعتباری، استمرار استاندارد طلا، سردرگمی در حکمرانی پولی و یک نگاه کاملا دولتی به بانکداری است. نظام بانکداری کشور در دهه‌های ۶۰ و تا حدی ۷۰، کاملا دولتی بود و بانک‌مرکزی هم صرفا اداره‌ای بود که هر روز بانک‌ها را به‌خط می‌کرد که به چه اشخاصی تسهیلات بدهند، به چه اشخاصی ندهند، کجا سرمایه‌گذاری کنند و کجا تامین اعتبار کنند. در واقع بانک ‌مرکزی یک دبیرخانه بود. البته بخش ارزی بانک ‌مرکزی تا حدودی متفاوت بود؛ چون باید با تجار و بانک‌های خارجی کار می‌کرد. اما بخش ریالی کاملا دولتی بود. بنابراین در بانک‌ مرکزی بین بخش ریالی و ارزی یک واگرایی شکل گرفت.

ضعف قانون؛ مشکل اصلی

این اقتصاددان به ضعف قانون در این زمینه پرداخت و گفت: متاسفانه نه‌تنها در قانون بلکه در ادبیات سیاستگذاری ما هم بانک‌مرکزی نقشی ندارد و به همین دلیل در نظام بانکداری با طیف وسیعی از بحران‌های مالی بالقوه مواجهیم. نتیجه اینکه بانکی که کسری می‌آورد و عملا ورشکسته است، از طریق اضافه‌برداشت از بانک‌مرکزی، تعهداتش را به بانک‌مرکزی منتقل و «تورم» را به جامعه تحمیل می‌کند. بخشی از تورم در کشور ما ناشی از بحران‌های پنهان بانکی است که باید در جای خود و در اندازه خود، با انحلال چند موسسه اعتباری، بروز می‌کرد. اما این موسسات نه‌تنها منحل نشدند، بلکه به مکنده‌های نقدینگی و پایه پولی و سیاه‌چاله‌های اعتباری تبدیل شدند، دچار مرضی شدند که مسری است و به دیگر موسسه‌ها و بانک‌ها هم سرایت می‌کند. بنابراین بخشی از تورم مزمن اقتصاد ایران، ناشی از به تعویق انداختن بحران‌های بانکی است که باید در زمان و مقیاس خودش محقق می‌شد. این موسسه‌ها و بانک‌ها باید از سوی مقام ناظر بانکی منحل یا مکلف به اعلام ورشکستگی می‌شدند تا صندوق ضمانت سپرده‌ها تکلیف سپرده‌گذارانشان را روشن می‌کرد. اما وقتی این عمل به‌موقع انجام نشود و اضافه‌برداشت‌های بسیار بزرگ صورت بگیرد و بانک‌مرکزی در سکوت قانون، توان مدیریت نداشته باشد، شرایط برای بروز تورم فراهم می‌شود. علت اصلی این مشکلات به ضعف قانون برمی‌گردد.

اقتدار ارزی؛ خطای ارتکاب

این استاد دانشگاه در ادمه مصاحبه، به موضوع نظام ارزی و ارتباط آن با بانک‌مرکزی پرداخت و گفت: آنچه شما به‌عنوان اقتدار بانک‌مرکزی در مدیریت ارز می‌بینید، درواقع منویات دولت است که بانک‌ مرکزی به‌عنوان پیشخوان آنها را ابلاغ و اجرا می‌کند. سردرگمی‌ها و بخشنامه‌های مکرر بانک ‌مرکزی در حوزه ارز، ناشی از سردرگمی دولت است. بزرگ‌ترین تصمیم‌هایی که در دو دهه اخیر در حوزه ارز گرفته شده یعنی تعیین قیمت ارز در دوران آقای بهمنی یا آقای سیف، از دولت به بانک‌ مرکزی ابلاغ شد. هیچ‌کدام از تصمیم‌هایی که بانک‌ مرکزی در حوزه تجارت خارجی اعمال می‌کند، نشانه اقتدار یک بانک‌مرکزی استاندارد نیست. این همان مفهومی است که خانم آن کروگر آن را «خطای غفلت و خطای ارتکاب» می‌نامد. بانک‌مرکزی ما بسیاری از اموری را که باید یک بانک‌مرکزی انجام دهد، انجام نمی‌دهد و در مقابل مرتکب کارهایی می‌شود که یک بانک‌مرکزی نباید انجام دهد. سختگیری‌های بانک‌مرکزی در حوزه تجارت خارجی، یا دستورات ابلاغی دولت است یا ناشی از اینکه بانک‌مرکزی کار بانک تجاری را انجام می‌دهد.

بانک‌مرکزی باید در حوزه کنترل تورم و حوزه نظارت بر سلامت بانک‌ها مقتدر باشد. بانک‌مرکزی اساسا در حوزه بانکداری تجاری نباید کاری انجام دهد و همه این عملیات را باید به بانک‌های تجاری واگذار کند. فقط نگران ریسک این عملیات باشد و از منظر ریسک بانک‌ها را کنترل کند. بنابراین اقتدار بانک‌مرکزی ما در حوزه ارز و تجارت خارجی اقتدار اداری است، نه اقتدار فنی و اطلاعاتی.

بانک‌مرکزی در دولت جدید

حال فرض کنید رئیس دولت آینده می‌خواهد رئیس‌کل بانک ‌مرکزی را انتخاب کند، چه سوالی پیش‌روی اوست؟ اول اینکه چه کسی را انتخاب کنم؟ دوم، چطور فردی را انتخاب کنم؟ سوم، دستور کار رئیس‌کل آینده، فارغ از اینکه کیست، چه باید باشد؟ به نظر من سوال اصلی، سوال سوم است و سوال دوم و اول تبعی‌اند. یعنی در ترتیب پاسخ دادن به این سوالات، اول باید سوال سوم را جواب داد؛ اینکه باید بانک‌ مرکزی چه دستور کاری داشته باشد؟ فرض کنید آقای رئیسی به اقتصاددان مورد اعتماد خود ماموریت دهد که بگویید چه کسی رئیس‌کل بانک‌ مرکزی باشد.

من انتظار دارم که مشاور اقتصادی معتمد ایشان بگوید که اجازه دهید سوال را عوض کنیم و بگویم که چطور فردی بهتر است رئیس‌کل بانک ‌مرکزی باشد؛ مثلا بانکدار انتخاب کنیم یا اقتصاددان؟ چون براساس یک تلقی اشتباه در دوره‌های گذشته، چندین دوره است که روسای کل بانک‌مرکزی ما، بعد از مرحوم دکتر نوربخش، از بانکداران تجاری بودند. اما سوال مهم‌تر که آن مشاور باید از آقای رئیسی بپرسد این است که از بانک‌مرکزی چه می‌خواهید و چه دستور کاری برایش دارید؟ اگر ایشان بگوید که خواسته من از بانک‌ مرکزی کنترل نرخ ارز و نرخ سود بانکی است، اصلا اهمیتی ندارد که چه کسی را در این سمت بگذارد؛ چون هر کسی که انتخاب شود بلافاصله دستورها از خیابان پاستور به او می‌رسد که نرخ ارز و نرخ سود بانکی چقدر باشد. درحالی‌که دستور کار بانک‌مرکزی هیچ کدام از این دو نیست.

دستورکار اصلی بانک ‌مرکزی

در این بخش فرهاد نیلی به بیان اولویت‌های رئیس‌کل بانک ‌مرکزی پرداخت. او در این زمینه گفت: دستور کار بانک‌ مرکزی کنترل تورم و بحران‌های بانکی مستمر است و غیر از قانون هیچ متن دیگری امکان دیکته کردن چنین باید و نبایدی را به رئیس کل بانک‌مرکزی ندارد. پس اگر ما در چهار سال آینده می‌خواهیم همان اتفاقاتی را که در ۴۰ سال گذشته رخ داده است تکرار کنیم، می‌توانیم برای دهمین بار بپرسیم که چه کسی رئیس‌کل بانک‌ مرکزی شود. چون هر کسی که بیاید بعد از چند ماه متوجه تعهدات قبلی می‌شود و تحت فشار از سوی پاستور قرار می‌گیرد و در نهایت سیاست ارزی به او دیکته می‌شود که با چه نرخی بخرد و با چه نرخی بفروشد و هیات‌مدیره بانک‌ها و مدیران عامل بانک‌ها را چه کسانی بگذارد و در نهایت چهار سال دیگر با تصمیمات گذشته طی می‌شود.

اصلاح قانون؛ قدم اول

این اقتصاددان در ادامه به طرح جدید مجلس در زمینه بانک ‌مرکزی اشاره کرد و گفت: طرح کنونی که در دستور مجلس است، باید اصلاح شود و البته اصلاحاتش هم زیاد است؛ اما شاه‌بیتش باید تغییر دستور کار بانک‌مرکزی از کنترل نرخ ارز و نرخ سود به کنترل تورم و نظارت بر نظام بانکی باشد. وخامت وضع اقتصادی کشور که تبعات اجتماعی بسیار سنگینی در پی دارد، باید بهبود یابد و راهش کنترل تورم و تعقیب سلامت بانکی است و برای این کار هیچ راهی جز قانون وجود ندارد. نه اینکه قانون تمام مشکل را حل کند، بلکه قانون قدم اول است. اما تا قدم اول برداشته نشود، امکان برداشتن قدم‌های بعدی وجود ندارد. بنابراین اگر در فاصله تیر تا شهریورماه که دولت سیزدهم قدرت را به‌دست می‌گیرد، توافقی بین سران قوا حاصل شود و قانون بانک‌مرکزی اصلاح و تصویب شود، می‌توان امیدوار بود که حل مشکلاتی مانند رشد اقتصادی و بیکاری از روی دوش بانک‌ مرکزی برداشته شود و این نهاد به کنترل تورم و سلامت نظام بانکی بپردازد و رئیس‌کل جدید نیز همین دستور کار را داشته باشد. در غیر این صورت تنها زمان از دست می‌دهیم و در مسیر اتفاقات بدون بازگشت با هزینه‌های بسیار زیاد می‌افتیم.

۵ منظومه حکمرانی خوب

فرهاد نیلی در پایان سخنان خود، به شروط لازم در زمینه حکمرانی پولی موثر پرداخت. به گفته او، حکمرانی خوب یک منظومه است که اصول نسبتا ثابتی دارد؛ ولی به اقتضای قلمرو پیاده‌سازی، از شرکت تا کشور، مصداق و برد آن متفاوت است که به اختصار به برخی موارد آن در بخش پولی کشور اشاره می‌کنم. از جمله اقتضائات حکمرانی خوب آن است که سیاستگذاری یک وظیفه تمام‌وقت و موقوف است. نمی‌توان این وظیفه سنگین را به افرادی سپرد که همّ و غم و حوزه پاسخگویی آنها چیز دیگری است؛ ولی یک بعدازظهر در هفته برای سیاستگذاری پولی به بانک‌مرکزی می‌آیند. دوم، سیاستگذاری پولی باید تا حد ممکن، مصون از تعارض منافع باشد؛ نمی‌شود افرادی که حوزه منافع سیستماتیک آنها کاهش نرخ سود بانکی و نرخ ارز اسمی و تخصیص اعتبارات بانکی به بخش‌های مورد نظر است، سکاندار سیاستگذاری پولی کشور باشند. سوم، اختیار باید متناظر با مسوولیت باشد. قابل قبول نیست که افرادی بر تصمیمات پولی و اعتباری کشور موثر باشند، ولی در برابر تبعات آن پاسخگو نباشند. مضافا اقتضای شفافیت و پاسخگویی آن است که همراه با اعلام تصمیمات شورا، آرای مخالفان و افرادی که رای ممتنع به آن تصمیم داده‌اند نیز اعلام شود. چهارم، تصمیم‌گیری به منزله انتخاب گزینه مرجح از میان گزینه‌های ممکن است. چگونه می‌توان تصمیمات مهم پولی و ارزی کشور را اعلام کرد؛ درحالی‌که مبانی تصمیم‌گیری و گزینه‌های قابل انتخاب برای مقام پولی اعلام نمی‌شود؟ پنجم، لازمه نظارت موثر بر بانک‌ها و موسسات اعتباری، اقتدار اطلاعاتی، فنی، انتظامی و حقوقی ناظر بانکی است.

منبع: دنیای اقتصاد

/ پایان نوشتار

امتحان نهایی سیاستگذار

آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد نرخ سود بازار بین بانکی به رقم ۹/ ۱۷درصد رسیده که این رقم در ۹ماه اخیر کمترین مقدار بوده است. می‌توان دو سناریو برای افت نرخ سود بازاری در نظر گرفت. سناریوی نخست این است که این افت نرخ سود ناشی از کاهش انتظارات تورمی در هفته‌های اخیر باشد. سناریوی دوم نیز می‌تواند به این دلیل باشد که دولت در قالب تنخواه‌گردان، منابعی را برای پرداخت‌های بودجه‌ای از بانک مرکزی استقراض کرده است. با توجه به اینکه نرخ سود اوراق خزانه در بازار ثانویه بیشتر از ۲۱ درصد بوده، سناریوی دوم محتمل‌تر است. در این شرایط، کاهش نرخ سود بازاری، مانند تجربه بهار سال ۱۳۹۹ می‌تواند یک تهدید برای رشد قیمتی بازارهای دارایی و افزایش تورم در اقتصاد باشد. انفعال سیاستگذار در بهار سال گذشته در انتشار به‌موقع اوراق بدهی، باعث ایجاد یک نوسان شدید در بازارهای دارایی شد. حال سیاستگذار اقتصادی در آزمون نهایی خود قرار گرفته است که می‌تواند با گزینه انتشار اوراق بدهی، علاوه‌بر تامین غیرتورمی بودجه، مانع افزایش دوباره قیمت‌ها شود.

نرخ سود بازار بین بانکی در کف 9 ماهه قرار گرفت. سود بانکی که بعد از مهرماه سال گذشته همواره بالاتر از 18 درصد بوده، اما کاهش سود بین بانکی به سطح زیر 18 درصد می‌تواند نشانه‌ای مهم در اقتصاد کلان باشد و به امتحان آخر سیاستگذار اقتصادی تبدیل شود. به‌نظر می‌رسد استفاده دولت از منابع بانک مرکزی از طریق تنخواه و افزایش پایه پولی به موجب آن، از دلایل کاهش نرخ سود بین بانکی باشد‌ زیرا با این کار منابع پولی، در بانک‌ها زیاد شده و نرخ سود بانکی کاهش یافته است. این احتمال وجود دارد که با کاهش سود در بازار بین بانکی، دارایی‌ها دوباره ملتهب شده و تورم نیز مشتعل شود. دولت هیچ راهی ندارد جز اینکه به‌جای استفاده از تنخواه برای پوشش کسری‌بودجه، اوراق مالی منتشر کرده و از این راه کسری‌بودجه خود را جبران کند. البته کاهش سود بین بانکی فرصتی را نیز برای سیاستگذار ایجاد می‌کند. کاهش سود بین بانکی بدان معناست که دولت می‌تواند با نرخ سود به‌صرفه‌ای، اوراق خود را در بازار به فروش برساند. این در حالیست که آمارها نشان می‌دهد همچنان دولت نتوانسته از اوراق مالی به‌صورت مکفی برای پوشش کسری‌بودجه استفاده کند. البته در بهار سال گذشته نیز دولت این فرصت را از دست داد.

نرخ سود بین بانکی در کف 9 ماهه

نرخ سود بین بانکی زیر 18 درصد قرار گرفت و به سطح 95/ 17 درصد رسید. بعد از 9 ماه این اولین‌بار است که نرخ سود به زیر 18 درصد رسیده است. مازاد منابع در بازار بین بانکی موجب کاهش نرخ سود بین‌بانکی شده و این انتظار نیز وجود دارد این روند همچنان ادامه داشته باشد.

کاهش نرخ سود بین بانکی می‌تواند ناشی از دو علت باشد: کاهش انتظارات تورمی و افزایش منابع بانکی و پایه پولی. درحالی‌که نرخ سود بین بانکی در حال کاهش است، نرخ سود اوراق مالی همچنان حدود 22 است. این موضوع نشان می‌دهد کاهش انتظارات تورمی نمی‌تواند دلیل اصلی کاهش نرخ سود بین بانکی باشد. این به آن معناست که مهم‌ترین دلیل کاهش نرخ سود بین بانکی افزایش پایه پولی خواهد بود.

 سود بین بانکی در سال گذشته روند متفاوتی را طی کرد؛ در ابتدای سال و در سه ماه اول، نرخ سود بین بانکی روندی کاهشی داشت به‌طوری‌که در خردادماه این نرخ به 8درصد نیز رسید. از این ماه تا آبان، سود بین بانکی روند متفاوتی را در پیش گرفت و صعودی شد. این روند صعودی تا به آنجا پیش رفت که در آبان ماه، نرخ سود در بازار بین بانکی از نرخ سقف کریدور نیز بیشتر شد و به بیش از 22 درصد رسید. از آبان ماه اما دوباره روند سود بین بانکی تغییر کرد و کاهشی شد. از آذرماه سال گذشته تا اوایل خردادماه سال‌جاری نرخ سود بین بانکی در محدوده 19 تا 20 درصد تثبیت شده بود تا آنکه از اردیبهشت دوباره روند کاهشی شروع شد. در همین حال، آخرین خبر بانک مرکزی نشان می‌دهد روند کاهشی نرخ بهره بین بانکی سرعت‌گرفته به‌طوری‌که این نرخ به زیر 18 درصد رسیده است.   پیش از این نیز «دنیای‌اقتصاد» در گزارشی تحت‌عنوان «گل به‌خودی در مهار تورم» به این موضوع اشاره کرد که در اردیبهشت‌ماه سهم سپرده‌های مدت‌دار از نقدینگی رشد پیدا کرده است. این موضوع به آن معنی است که در بازه زمانی مذکور از شدت تقاضای سرمایه‌گذاری در بازارهای دارایی کاسته شده و جای خود را به سپرده‌گذاری‌های بدون‌ریسک، نظیر سپرده و اوراق داده است. معنای آن سخن در اصل اینست که منابع در دسترس بانک‌ها افزایش خواهد داشت و نرخ بهره بین بانکی کاهشی خواهد بود.

تنخواه‌گردان مقصر اصلی؟

بسیاری از صاحب‌نظران روند کاهش نرخ سود بین بانکی را به‌دلیل افزایش پایه پولی می‌دانند. همتی رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی در مصاحبه‌ای گفته بود که حقوق کارکنان دولت در اردیبهشت‌ماه از طریق تنخواه تامین مالی شده است. تامین مالی از طریق تنخواه، بدهی دولت به بانک مرکزی را افزایش داده و این امر نیز یکی از دلایل افزایش پایه پولی در سال‌جاری بوده است. بنا بر آمارهای رسمی در 2ماه ابتدایی سال‌جاری به میزان ۳/ ۷ درصد به پایه پولی افزوده شده که استقراض دولت از تنخواه‌گردان بانک مرکزی به‌دلیل پوشش منابع بودجه‌ای عامل این اتفاق بوده است. بررسی سه موضوع افزایش پایه پولی، عملکرد بانک مرکزی در هفته‌های اخیر (تداوم سیاست ریپوی معکوس) و در نهایت نرخ سود بازار بین بانکی و انجماد حراج اوراق نشان می‌دهد که منابع پولی جدید به سیستم بانکی کشور افزوده شده است.

تهدید نرخ سود بین بانکی

افزایش منابع در بازار بین‌بانکی به دلیل افزایش پایه پولی بوده و این منابع در بازار بین بانکی دیر یا زود می‌توانند بازارهای دارایی را نیز تحت‌تاثیر قرار دهند. در فروردین ماه سال گذشته کاهش نرخ بهره بین‌بانکی به سطح زیر 8 درصد بازارهای دارایی را دچار التهاب کرد، بنابراین این احتمال دوباره وجود دارد که با کاهش نرخ بهره بین بانکی دارایی‌ها دچار حباب شوند. البته نوسانات و التهابات در بازارهای دارایی نخواهند ماند و دیر یا زود تورم را در اقتصاد شعله‌ور خواهند کرد. تجربه نشان داده اگرچه در کوتاه‌مدت نقدینگی بازارهای دارایی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد اما در بلندمدت مطمئنا تورم را شعله‌ور می‌کند و امیدبستن به دارایی‌ها برای مهار تورم نمی‌تواند راهکاری بلندمدت باشد.

وضعیت ضعیف در حراج اوراق

براساس آخرین گزارش بانک مرکزی از نتیجه حراج اوراق دولتی در هفتمین مرحله خود در سال ۱۴۰۰ (مورخ پانزدهم تیرماه)، یک بانک سفارش‌‌ خود را به ارزش ۵۶۰میلیارد تومان در سامانه‌ بازار بین‌بانکی ثبت کرد. همچنین در تاریخ مذکور، در بازار سرمایه به میزان ۲/  ۲۳ میلیارد تومان اوراق مالی اسلامی دولتی به سایر اشخاص حقوقی فروخته شد. بنابراین می‌توان گفت در هفتمین حراج اوراق مالی اسلامی دولتی برگزار‌شده در سال‌جاری، در مجموع ۵۸۰میلیارد تومان اوراق مالی اسلامی دولتی توسط بانک‌ها و سایر اشخاص حقوقی خریداری شد. بنا بر گزارش‌های رسمی تا قبل از مرحله هفتم، دولت به میزان ۳۸/ ‌۴ هزار میلیارد تومان از طریق حراج اوراق تامین مالی کرده بود، بنابراین می‌توان گفت تا هفته دوم تیر در مجموع معادل ۹۶/ ۴ هزار میلیارد تومان اوراق توسط بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی در سامانه بازار بین‌بانکی فروخته شده است. مورد دیگر اینکه تحلیل‌ آمارها حاکی از آن است که اگر دولت بخواهد تا آخر سال به میزان ۲۰۰ هزار میلیارد تومان اوراق در بازار بین بانکی و بورس به فروش برساند، در هفته‌های آتی باید به‌طور میانگین به میزان ۳/ 5 هزار میلیارد تومان اوراق به فروش برساند. این موضوع در حالی است که در هفته اخیر به میزان ۵۸۰ میلیارد تومان اوراق فروخته شده است.

فرصت کاهش نرخ سود

همه این موارد نشان از آن دارد که سیاستگذار دو خطای راهبردی داشته است. اولین موضوع اینکه دولت از منابع بانک مرکزی برای پوشش کسری‌بودجه خود استفاده کرده است. این امر تاثیر بسزایی در افزایش پایه پولی داشته است. به‌زعم صاحب‌نظران اقتصادی، استقراض از بانک مرکزی و پوشش کسری‌بودجه در بلندمدت افزایش تورم را در پی خواهد داشت. همین افزایش پایه‌پولی دلیل اصلی کاهش نرخ بهره بین‌بانکی بوده است. اما کاهش نرخ بهره بین‌بانکی فرصتی را نیز برای دولت ایجاد کرده است. کاهش نرخ سود بین بانکی این امکان را برای وزارت اقتصاد ایجاد می‌کند که با نرخ‌های سود کمتری، اوراق مالی را در بازار به‌فروش برساند. این در حالیست که وزارت اقتصاد تا تیر‌ماه سال‌جاری همچنان به‌صورت مکفی از طریق اوراق تامین مالی نکرده است. عدم‌استفاده از این فرصت برای تامین مالی، دولت را ناچار به استفاده از منابع بانک مرکزی از طریق تنخواه خواهد کرد. ادامه استفاده از تنخواه نقدینگی را بیش از پیش افزایش داده و خطر تورم را بیشتر می‌کند.

/ پایان نوشتار