فیلم | فرار از حقیقت
چند وقت پیش با دکتر مولوی گپ میزدیم، موضوع جالبی مطرح شد.
گفتم شاید یادآوریش خالی از لطف نباشه.
واقعا ما از حقیقت فراری هستیم؟

چند وقت پیش با دکتر مولوی گپ میزدیم، موضوع جالبی مطرح شد.
گفتم شاید یادآوریش خالی از لطف نباشه.
واقعا ما از حقیقت فراری هستیم؟
فرقی نداره کجا، یعنی در کدوم کشور میخوای کار کنی و حوزه کاریت چیه. ملزوماتی وجود داره که جزو بایدهاست و استثناء بردار هم نیست. مثل:
– آگاهی از فرهنگ
– دامنه روابط
– آگاهی از قانون
– و تسلط بر زبان
اگر محروم از هر یک از این گزینهها باشی، در بزنگاههای حیاتی قطعاً به مشکل میخوری و هزینه بسیاری خواهی داد.
البته بهدست آوردن هر کدوم مستلزم هزینهست. هزینه مادی، زمان، تلاش و … اما با انتخاب مسیر درست، هزینه منطقی پرداخت خواهید کرد.
شما چه گزینههایی رو به موارد بالا اضافه میکنید؟
پ.ن: بخشی از گفتگوی لایو با دانیال، دوست عزیزم در تورنتو رو میبینید.
هزینه و درآمد همیشه رابطه مستقیم دارند. نه تنها همیشه، که حتی همه جا. از اقتصاد بگیر تا انتخابات. اگر این گذاره رو قبول دارید، باید بپذیرید که انتخابات چنین هزینه زیادی نیست که ازش توقع درآمد آنچان داشته باشید.
شما نظر دیگری دارید؟
لازمه فعالیت و کسب و کار در هر مملکتی، پیش از هر چیز شناخت فرهنگ، روابط و جزئیات روزمره اون سرزمینه. به شنیده ها هم نمیشه اکتفا کرد، باید فرهنگ مردم رو زندگی کنی.
مثلا برخلاف تصور عام، من بیش از ایران در کانادا شاهد روابط مافیایی و زد و بند در حاشیه بیزینس ها هستم.
گاهی اوقات اما بر مبنای اعتماد، خیلی از مراحل کار به سادگی حل شدنی ست. مثلا شما برای داشتن دسته چک نیاز به اقدامات رسمی و مجوز بانکی ندارید. کافیه رسیدی با مشخصات حساب بانکی خودتون چاپ کنید و به عنوان چک ازش استفاده کنید!
روی هم رفته اگر به همه این موارد نگاه کنید، یک نقطه مشترک پیدا خواهد کرد و اون چیزی نیست جز عدم دخالت دولت در تمام امور.
حجم قابل توجه ایده های نو، سطح ابتکار عمل و همچنین تنوع در اجرای اونها در کسب و کارهای مختلف, شرایط رو برای رقابت بسیار سخت و گاهی حتی غیرممکن کرده. این فرآیند وقتی شکل جدی تر به خودش میگیره که با سرمایه گذلری کلان همراه باشه. اینجاست که تبدیل به یک ابر چالش برای کسب و کارهای کوچکتر میشه و عملا اونها رو محکوم به نابودی میکنه.
اندک چاره ای برای گذر از این چالش اگر وجود داشته باشه، باید در حیطه منطق و خلاقیت دنبالش بگردید.
شما گرفتار چنین چالشی شدید؟
کسب و کارتون چیه؟ چه راه کاری پیداد کردید؟
پ.ن: بخشی از پرسش و پاسخ در دورهمی سوم با حضور دوستان اینستاگرامی رو میبینید.
خیلی مراقب باشید این روزها در فشار رکود وارد بازیهای خطرناک نشید. راستی! اون پست«دشمنی عجیب» که حاشیه زیاد داشت، دقیقا چسبیده به این عرایضم بود.
متاسفانه یکی از ضعف های بزرگ و جدی مدیران ما نداشتن همدلی با اعضای تیمشون هست. نه اینکه اداش رو دربیارید! باید به اون ها علاقه داشته باشید و شرایطشون رو درک کنید.
اینم راهکار برای اونایی که دارن میان
رسم شده تا از واقعیت ها میگی، یه عده میگن: “چشم نداری ببینی بقیه ام میان کانادا! نترس جا واسه توام هست، کسی جای تو رو نمیخواد تنگ کنه! ”
دوست دارم حداقل از منی که اصل کسب و کار و بیزینسم در ایران فعاله بپذیرید که کانادا اومدنتون به ضرر من که نیست، هیچ. خیلی هم به نفع منه که جمعیت ایرانی در کانادا زیاد بشه.
نذارید این حرفای بغض آلود چشمتون رو روی واقعیات و سختی های مهاجرت ببنده. میاید اینجا، پولتون رو از دست میدید، دلسرد هم میشید، برمیگردید ایران، دست از پا درازتر، باید از صفر شروع کنیدا!
قطعا اگر کسی از 12 روز جلوتر با خبر بود، ظرف مدت کوتاهی، ثروتمندترین فرد جهان میشد.
بعضی آدما قدرت تشخیصشون وقتی به کار میافته که دیگه همه چی رو شده و نتایج بدست اومده. مثل یکی از رفقای ما که وقتی بازی تموم میشه تشخیص میده اگر چطوری بازی میکرد، برنده شده بود!
متاسفانه این هم یک خطای انسانیه که ما براساس نتایج بدست اومده، شرایط انتخابمون رو بررسی و تحلیل میکنیم و کلی ای کاش برای خودمون قطار میکنیم.
از قاچاق مواد تا سفر سفیر سوئیس
این پست نیاز به کپشن نداره، فقط داستان رو تا انتها گوش کنید.
پ.ن: بخشی از گفت و گوی لایو با دکتر مولوی با موضوع ” تقدم اقتصاد بر فرهنگ ” رو میبینید.