فیلم | درباره چکهای صیادی بدانید
آنچه باید درباره چکهای صیادی بدانید به همین سادگی و مختصریست که سید عریز راجع بهش توضیح میده.
.
پ.ن: سید امیر سید اسماعیلی، همکار من و مدیر بازرگانی آهن آنلاینه.

آنچه باید درباره چکهای صیادی بدانید به همین سادگی و مختصریست که سید عریز راجع بهش توضیح میده.
.
پ.ن: سید امیر سید اسماعیلی، همکار من و مدیر بازرگانی آهن آنلاینه.
در حالی نسبت چکهای برگشتی به مبادلهای جدید به ۳.۵ درصد رسیده که هنوز بیشتر از چهار ماه از توزیع چکهای جدید صیادی نگذشته است.
۴ ماه از اجرای قانون چک میگذرد و در شرایطی تعداد چکهای برگشتی با کاهش چشمگیری مواجه شده که به نظر میرسد با این روند بتوان انتظار داشت که اعتبار به قانون چک بازگردد. قانون جدید چک در سال ۹۷ به تصویب مجلس رسیده و مهمترین هدف از تدوین آن، کاهش آمار چکهای برگشتی و بازگرداندن اعتماد به چک در بازار بوده است.
در حالی که چند ماه از اجرای مرحله تازهای از قانون جدید چک میگذرد؛ مهران محرمیان، معاون فناوری بانک مرکزی میزان برگشت خوردن چکهای جدید صیادی بنفش رنگ را یک سوم چکهای قدیمی اعلام کرد. موضوعی که کارآمدی قانون جدید چک در کاهش آمار چکهای بر گشتی را نشان میدهد.
کاهش ۴۰ درصدی چک برگشتی با اجرای گام اول قانون جدید چک
اولین گامی که در قانون جدید چک برای بازگرداندن اعتماد به چک برداشته شد، بهینه کردن مسیر پیگیری وصول وجه چک برگشتی برای افرادی بود که چک در دست داشتند؛ اما به دلیل نبود موجودی در حساب صادرکننده، مجبور بودند مسیرهای وقتگیر و پرهزینه دادگاهها را برای دریافت اجراییه طی کنند.
در این شرایط اجرای بخشهایی از قانون جدید چک این مسیر را کوتاهتر و کم هزینهتر کرد تا دارندگان چک بلامحل بتوانند پس از درج شناسه عدم پرداخت بر روی چک به صورت مستقیم به دفاتر خدمات قضائی رفته و بدون رسیدگی قضائی نسبت به ثبت درخواست صدور اجراییه برای چک بلامحل اقدام کنند.
اجرای این بخش از قانون جدید چک به تنهایی نتایج درخشانی به همراه داشت و توانست نسبت چکهای برگشتی به مبادله شده را حدود ۴۰ درصد کاهش دهد و این نسبت را از ۱۵.۴ درصد در سال قبل از تصویب قانون جدید چک یعنی سال ۹۶ به ۹.۸ درصد در سال ۹۹ برساند.

سقوط آمار چکهای برگشتی به ۳.۵ درصد
گام دوم اجرای قانون جدید چک از ابتدا سال ۱۴۰۰ برداشته شد و طی آن چکهای جدید بنفش رنگ صیادی بین مردم توزیع و ثبت آنها در سامانه صیاد بانک مرکزی الزامی شد و در نتیجه این موضوع، امکان ایجاد محدودیتهایی برای افراد بد حساب فراهم آمد تا از آن پس، افرادی که سابقه چک برگشتی رفع سو اثر نشده دارند دیگر نتوانند با صدور چک بلامحل به دیگران ضرر وارد کنند.
اولین جایی که نتیجه اجرای گام بعدی قانون جدید چک نمایان شد، آمار چکهای برگشتی سه ماهه اول سال ۱۴۰۰ بود که در آن نسبت چکهای برگشتی به مبادله شده قدیمی از ۹.۸ درصد سال ۹۹ به ۸.۵ درصد در فصل بهار ۱۴۰۰ رسید.
نتیجه دیگر الزامی شدن ثبت چک در سامانه صیاد را میتوان در آمار پایین چکهای جدید صیادی که برگشت خوردهاند، جست و جو کرد. آمار اعلام شده توسط مسئولان بانک مرکزی نشان میدهد که در سه ماه نخست امسال نسبت چکهای برگشتی به چکهای مبادلهای جدید در حالی به حدود ۳.۵ درصد سقوط کرده است که در همین مدت نسبت چکهای برگشتی به چکهای مبادلهای قدیمی حدود ۸.۵ درصد بوده است.

آمار چکهای برگشتی از ۳.۵ درصد هم پایینتر خواهد رفت
ابوالفضل ابوترابی، عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس در خصوص نتایج مثبت اجرای قانون جدید چک بر کاهش آمار چکهای برگشتی گفت: تا الان دو گام مهم در قانون جدید چک برداشته شده است که موجب شده نسبت چکهای برگشتی به مبادله شده از ۱۵.۴ درصد به ۳.۵ درصد برسد.
وی ادامه داد: اگر گامهای دیگر اجرای قانون جدید چک محکم برداشته شود به یقین نسبت چکهای برگشتی به مبادلهای از ۳.۵ درصد هم پایینتر خواهد آمد و به نرخ چکهای برگشتی کشورهایی همچون ترکیه و آمریکا نزدیک خواهد شد.
وی درباره گامهای قبلی اجرای قانون جدید چک اظهار داشت: گام اول ثبت شناسه عدم پرداخت بر چکهای برگشتی بود که موجب شد فرایند وصول وجه چک برگشتی به آسانی امکان پذیر شود و گام دوم هم الزامی شدن ثبت اطلاعات چک در سامانه صیاد بود.
ابوترابی در توضیح گام دوم گفت: این مرحله از ابتدا فرودین ۱۴۰۰ آغاز و بر اساس آن مشتریان موظف شدند تا چکهای مبادلهای خودشان را اگر از نوع چکهای جدید صیادی باشد در سامانه صیاد ثبت و تأیید کنند.
وی در خصوص شیوه اثر گذاری اجرای گامهای بعدی قانون جدید چک بر کاهش بیش از بیش آمار چکهای برگشتی خاطر نشان کرد: در گام سوم اجرای قانون جدید چک، رتبه بندی صادرکنندگان چک در دستور کار قرار خواهد گرفت و همین امر موجب تغییر رفتار مبادله کنندگان چک خواهد شد زیرا افراد از آن پس کاری که موجب کاهش اعتبار وی در رتبه بندی بشود را انجام نخواهند داد.
این نماینده مجلس اضافه کرد: بر این اساس پشتوانه هر فرد برای صدور چک، اعتبار خودش خواهد شد و اگر این اعتبار کاسته شود عملاً رتبه آن فرد در رتبه بندیها کاهش پیدا خواهد کرد.
چشم انتظاری برای کاهش ادامه دار آمار چکهای برگشتی
اجرای قانون جدید چک تاکنون تأثیر مثبتی بر پایین آمدن آمار چکهای برگشتی گذاشته است و از این نظر در در تحقق اهداف اولیه قانون موفق بوده است. در این میان هنوز بخشهایی از قانون اجرا نشده است که اگر فرصت زمانی برای اجرای آن بخشها فراهم شود، انتظار میرود که آمار چکهای برگشتی باز هم کاهش پیدا کند و به استاندارد کشورهای پیشرفته دنیا برسد.
منبع: خبرگزاری مهر
/ پایان نوشتار

نرخ سود بازار بین بانکی در کف 9 ماهه قرار گرفت. سود بانکی که بعد از مهرماه سال گذشته همواره بالاتر از 18 درصد بوده، اما کاهش سود بین بانکی به سطح زیر 18 درصد میتواند نشانهای مهم در اقتصاد کلان باشد و به امتحان آخر سیاستگذار اقتصادی تبدیل شود. بهنظر میرسد استفاده دولت از منابع بانک مرکزی از طریق تنخواه و افزایش پایه پولی به موجب آن، از دلایل کاهش نرخ سود بین بانکی باشد زیرا با این کار منابع پولی، در بانکها زیاد شده و نرخ سود بانکی کاهش یافته است. این احتمال وجود دارد که با کاهش سود در بازار بین بانکی، داراییها دوباره ملتهب شده و تورم نیز مشتعل شود. دولت هیچ راهی ندارد جز اینکه بهجای استفاده از تنخواه برای پوشش کسریبودجه، اوراق مالی منتشر کرده و از این راه کسریبودجه خود را جبران کند. البته کاهش سود بین بانکی فرصتی را نیز برای سیاستگذار ایجاد میکند. کاهش سود بین بانکی بدان معناست که دولت میتواند با نرخ سود بهصرفهای، اوراق خود را در بازار به فروش برساند. این در حالیست که آمارها نشان میدهد همچنان دولت نتوانسته از اوراق مالی بهصورت مکفی برای پوشش کسریبودجه استفاده کند. البته در بهار سال گذشته نیز دولت این فرصت را از دست داد.
نرخ سود بین بانکی زیر 18 درصد قرار گرفت و به سطح 95/ 17 درصد رسید. بعد از 9 ماه این اولینبار است که نرخ سود به زیر 18 درصد رسیده است. مازاد منابع در بازار بین بانکی موجب کاهش نرخ سود بینبانکی شده و این انتظار نیز وجود دارد این روند همچنان ادامه داشته باشد.
کاهش نرخ سود بین بانکی میتواند ناشی از دو علت باشد: کاهش انتظارات تورمی و افزایش منابع بانکی و پایه پولی. درحالیکه نرخ سود بین بانکی در حال کاهش است، نرخ سود اوراق مالی همچنان حدود 22 است. این موضوع نشان میدهد کاهش انتظارات تورمی نمیتواند دلیل اصلی کاهش نرخ سود بین بانکی باشد. این به آن معناست که مهمترین دلیل کاهش نرخ سود بین بانکی افزایش پایه پولی خواهد بود.
سود بین بانکی در سال گذشته روند متفاوتی را طی کرد؛ در ابتدای سال و در سه ماه اول، نرخ سود بین بانکی روندی کاهشی داشت بهطوریکه در خردادماه این نرخ به 8درصد نیز رسید. از این ماه تا آبان، سود بین بانکی روند متفاوتی را در پیش گرفت و صعودی شد. این روند صعودی تا به آنجا پیش رفت که در آبان ماه، نرخ سود در بازار بین بانکی از نرخ سقف کریدور نیز بیشتر شد و به بیش از 22 درصد رسید. از آبان ماه اما دوباره روند سود بین بانکی تغییر کرد و کاهشی شد. از آذرماه سال گذشته تا اوایل خردادماه سالجاری نرخ سود بین بانکی در محدوده 19 تا 20 درصد تثبیت شده بود تا آنکه از اردیبهشت دوباره روند کاهشی شروع شد. در همین حال، آخرین خبر بانک مرکزی نشان میدهد روند کاهشی نرخ بهره بین بانکی سرعتگرفته بهطوریکه این نرخ به زیر 18 درصد رسیده است. پیش از این نیز «دنیایاقتصاد» در گزارشی تحتعنوان «گل بهخودی در مهار تورم» به این موضوع اشاره کرد که در اردیبهشتماه سهم سپردههای مدتدار از نقدینگی رشد پیدا کرده است. این موضوع به آن معنی است که در بازه زمانی مذکور از شدت تقاضای سرمایهگذاری در بازارهای دارایی کاسته شده و جای خود را به سپردهگذاریهای بدونریسک، نظیر سپرده و اوراق داده است. معنای آن سخن در اصل اینست که منابع در دسترس بانکها افزایش خواهد داشت و نرخ بهره بین بانکی کاهشی خواهد بود.
بسیاری از صاحبنظران روند کاهش نرخ سود بین بانکی را بهدلیل افزایش پایه پولی میدانند. همتی رئیسکل پیشین بانک مرکزی در مصاحبهای گفته بود که حقوق کارکنان دولت در اردیبهشتماه از طریق تنخواه تامین مالی شده است. تامین مالی از طریق تنخواه، بدهی دولت به بانک مرکزی را افزایش داده و این امر نیز یکی از دلایل افزایش پایه پولی در سالجاری بوده است. بنا بر آمارهای رسمی در 2ماه ابتدایی سالجاری به میزان ۳/ ۷ درصد به پایه پولی افزوده شده که استقراض دولت از تنخواهگردان بانک مرکزی بهدلیل پوشش منابع بودجهای عامل این اتفاق بوده است. بررسی سه موضوع افزایش پایه پولی، عملکرد بانک مرکزی در هفتههای اخیر (تداوم سیاست ریپوی معکوس) و در نهایت نرخ سود بازار بین بانکی و انجماد حراج اوراق نشان میدهد که منابع پولی جدید به سیستم بانکی کشور افزوده شده است.
افزایش منابع در بازار بینبانکی به دلیل افزایش پایه پولی بوده و این منابع در بازار بین بانکی دیر یا زود میتوانند بازارهای دارایی را نیز تحتتاثیر قرار دهند. در فروردین ماه سال گذشته کاهش نرخ بهره بینبانکی به سطح زیر 8 درصد بازارهای دارایی را دچار التهاب کرد، بنابراین این احتمال دوباره وجود دارد که با کاهش نرخ بهره بین بانکی داراییها دچار حباب شوند. البته نوسانات و التهابات در بازارهای دارایی نخواهند ماند و دیر یا زود تورم را در اقتصاد شعلهور خواهند کرد. تجربه نشان داده اگرچه در کوتاهمدت نقدینگی بازارهای دارایی را تحتتاثیر قرار میدهد اما در بلندمدت مطمئنا تورم را شعلهور میکند و امیدبستن به داراییها برای مهار تورم نمیتواند راهکاری بلندمدت باشد.
براساس آخرین گزارش بانک مرکزی از نتیجه حراج اوراق دولتی در هفتمین مرحله خود در سال ۱۴۰۰ (مورخ پانزدهم تیرماه)، یک بانک سفارش خود را به ارزش ۵۶۰میلیارد تومان در سامانه بازار بینبانکی ثبت کرد. همچنین در تاریخ مذکور، در بازار سرمایه به میزان ۲/ ۲۳ میلیارد تومان اوراق مالی اسلامی دولتی به سایر اشخاص حقوقی فروخته شد. بنابراین میتوان گفت در هفتمین حراج اوراق مالی اسلامی دولتی برگزارشده در سالجاری، در مجموع ۵۸۰میلیارد تومان اوراق مالی اسلامی دولتی توسط بانکها و سایر اشخاص حقوقی خریداری شد. بنا بر گزارشهای رسمی تا قبل از مرحله هفتم، دولت به میزان ۳۸/ ۴ هزار میلیارد تومان از طریق حراج اوراق تامین مالی کرده بود، بنابراین میتوان گفت تا هفته دوم تیر در مجموع معادل ۹۶/ ۴ هزار میلیارد تومان اوراق توسط بانکها و موسسات اعتباری غیربانکی در سامانه بازار بینبانکی فروخته شده است. مورد دیگر اینکه تحلیل آمارها حاکی از آن است که اگر دولت بخواهد تا آخر سال به میزان ۲۰۰ هزار میلیارد تومان اوراق در بازار بین بانکی و بورس به فروش برساند، در هفتههای آتی باید بهطور میانگین به میزان ۳/ 5 هزار میلیارد تومان اوراق به فروش برساند. این موضوع در حالی است که در هفته اخیر به میزان ۵۸۰ میلیارد تومان اوراق فروخته شده است.
همه این موارد نشان از آن دارد که سیاستگذار دو خطای راهبردی داشته است. اولین موضوع اینکه دولت از منابع بانک مرکزی برای پوشش کسریبودجه خود استفاده کرده است. این امر تاثیر بسزایی در افزایش پایه پولی داشته است. بهزعم صاحبنظران اقتصادی، استقراض از بانک مرکزی و پوشش کسریبودجه در بلندمدت افزایش تورم را در پی خواهد داشت. همین افزایش پایهپولی دلیل اصلی کاهش نرخ بهره بینبانکی بوده است. اما کاهش نرخ بهره بینبانکی فرصتی را نیز برای دولت ایجاد کرده است. کاهش نرخ سود بین بانکی این امکان را برای وزارت اقتصاد ایجاد میکند که با نرخهای سود کمتری، اوراق مالی را در بازار بهفروش برساند. این در حالیست که وزارت اقتصاد تا تیرماه سالجاری همچنان بهصورت مکفی از طریق اوراق تامین مالی نکرده است. عدماستفاده از این فرصت برای تامین مالی، دولت را ناچار به استفاده از منابع بانک مرکزی از طریق تنخواه خواهد کرد. ادامه استفاده از تنخواه نقدینگی را بیش از پیش افزایش داده و خطر تورم را بیشتر میکند.
/ پایان نوشتار
رئیسکل پیشین بانکمرکزی طی یادداشتی در اینستاگرام، ماشین چاپ پول را در شرایط تحریمی و غیرتحریمی تشریح کرده و در اینباره هشدار داده است. اول اینکه در شرایط تحریمی موجود عدم دسترسی بانکمرکزی به ارزهای نفتی مانع میشود سیاستگذار پولی نقدینگی ایجاد شده توسط دولت را جمع کند که این امر به معنای افزایش پایه پولی خواهد بود. دوم اینکه در شرایط غیرتحریمی، همتی پیشبینی کرده دولت بانکمرکزی را موظف به تخصیص ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی میکند. در شرایطی که دولت ارزها را به قیمت ارز نیمایی به بانکمرکزی فروخته است، موظف کردن بانکمرکزی به فروش این ارزها به قیمت ارز ترجیحی به معنای افزایش نقدینگی خواهد بود. البته به گفته همتی، این مابهالتفاوت قیمت ارز ترجیحی و ارز نیمایی بدهی دولت به بانکمرکزی خواهد بود. در مقابل دولت به جای پرداخت این بدهی با تسعیر داراییهای خارجی این بدهی را پرداخت میکند. این دو هشدار رئیس پیشین بانکمرکزی نشان میدهد عدم استقلال بانکمرکزی در عمل به وظایف خود عملا موجب افزایش نقدینگی و ایجاد تورم در اقتصاد ایران شده است.
رئیس کل پیشین بانکمرکزی مکانیزم چاپ پول را تشریح کرده است. همتی به تفصیل توضیح داده که چگونه در شرایط تحریمی و غیرتحریمی عملا ماشین چاپ پول بهکار خود ادامه میدهد و موجبات تورم را در سالهای بعد از آن ایجاد میکند. بهنظر میرسد رابطه سیاستگذار مالی و پولی یک تعادل بد را بهوجود آورده است. این تعادل غلط، استقلال بانکمرکزی را غیرممکن کرده، امکان اجرای درست سیاستگذاری پولی را از بین برده و در آخر تورم را در اقتصاد ایران نهادینه کرده است. رئیسکل سابق بانکمرکزی در ابتدای سخنان خود به این رابطه غلط بین سیاستگذار پولی و مالی اشاره کرده است. او در اینباره نوشته است: «استقلال بانکمرکزی در گرو اصلاح عمرانی اقتصادی از اصلاحات کلیدی سیاستگذاری اقتصادی اصلاح رابطه مالی بین بانکمرکزی و دولت است که از علل اصلی تورم و کاهش ارزش پول ملی در بلندمدت است.» در ادامه، همتی به تشریح ماشین چاپ پول در شرایط تحریمی پرداخت. او در این باره تاکید کرده است: «در شرایط تحریم و عدم دسترسی بانکمرکزی به ارزهای خود، دولت با مجوزهای قانونی، بانکمرکزی را مکلف به خرید ارزهای حاصل از فروش نفت و البته، منابع صندوق توسعه ملی میکند. در ترازنامه بانکمرکزی از یکسو حساب ذخیره خارجی منبسط و از سوی دیگر، خالص بدهی دولت، واریز ریال منقبض میشود.» این جمله به آن معناست که دولت ارزهای حاصله از فروش نفت را نمیتواند در اختیار داشته باشد و آن را به بانکمرکزی بدهد. اما از آن طرف بانک براساس قانون موظف است ریال حاصل از ارز فروش رفته را به دولت پرداخت کند. در ادامه همتی توضیح میدهد که چگونه این موضوع سبب افزایش پایه پولی میشود. به گفته او، «ولی به محض خرج ریال توسط دولت، پایه پولی افزایش پیدا میکند. در شرایط عادی، بانکمرکزی میتواند با فروش دلارهایی که از دولت خریده، پایه پولی را جمع کند، ولی در زمان تحریم این امکانپذیر نیست. بنابراین، کنترل ترازنامه عملا از دست بانکمرکزی خارج شده و به دنبال آن رشد نقدینگی، تورم و نوسانات ارزی پیش میآید.» توضیح رئیسکل پیشین نشان میدهد بانکمرکزی بهدلیل دسترسی نداشتن به ارزهای خارجی امکان فروش دلار و جمع کردن نقدینگی را نخواهد داشت، اما از آن طرف دولت ریالهای دریافتی از بانکمرکزی را خرج کرده و پایه پولی و نقدینگی را افزایش میدهد. افزایش نقدینگی نیز دیر یا زود بازارهای دارایی را ملتهب کرده و تورم را شعلهور میکند.
رئیسکل پیشین بانکمرکزی پس از تشریح سیاستگذاری پولی در شرایط تحریمی، یک پیشبینی و هشدار برای آینده داد. براساس اظهارنظر همتی بهنظر میرسد روند افزایش نقدینگی در شرایط غیرتحریمی نیز ادامه داشته باشد. به گفته او «بهدلیل همین رابطه غلط مالی، با رفع تحریمها دولت به ناچار از بانکمرکزی میخواهد که ارزهای آزاد شده را برای واردات کالاهای اساسی، احتمالا با نرخ ترجیحی، اختصاص دهد. این البته ذخایر ارزی بانک را کاهش میدهد ولی با توجه به اینکه عمده ارزهای بانکمرکزی با نرخ ارز نیمایی خریداری و ذخیره شده است، معادل مابهالتفاوت آن با ارز ۴۲۰۰، به بدهی دولت در بانکمرکزی یا به زیان بانک اضافه میشود.» سخنان همتی نشان از آن دارد که احتمالا در شرایط تحریمی دولت با روشهای دیگری ماشین نقدینگی را سوخترسانی خواهد کرد. براساس اظهارنظر او، دولت ارزها را به قیمت نیمایی به بانکمرکزی فروخته است، اما زمانی که تحریمها لغو شود و بانکمرکزی به ارزهای فروخته شده دسترسی داشته باشد، دولت از بانکمرکزی میخواهد این ارزها را به قیمت ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی به فروش برساند.
اگر این پیشبینی درست باشد به آن معناست که دولت از یک طرف به قیمت ارز نیمایی پایه پولی را افزایش داده اما از آن طرف بانکمرکزی به قیمت ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، نقدینگی را از بازار جمع کرده است. نتیجه این موضوع افزایش پایه پولی و نقدینگی خواهد بود.
به گفته همتی این مابهالتفاوت ارز نیمایی و ترجیحی به بدهیهای دولت به بانکمرکزی افزوده میشود، اما دولت معمولا این بدهی را پرداخت نکرده و با یک عمل حسابداری این بدهی را تسویه میکند.
همتی در اینباره توضیح میدهد: «البته بدهی دولت، به نوبه خود، هرچند سال یکبار با تسعیر خالص داراییهای بانکمرکزی ناپدید میشود!» تسعیر به معنای تعیین نرخ برابری پولهای خارجی به ریال است و براساس قانون، افزایش برابری قانونی داراییهای بانکمرکزی به ریال صرف پرداخت بدهیهای دولت میشود.
ماده ۲۶ قانون پولی و بانکی کشور تصریح میکند که سود احتمالی حاصل از تغییر برابریهای قانونی نسبت به طلا و پولهای خارجی و اتفاقات ناشی از قوه قهریه به مصرف استهلاک اصل و بهره بدهیهای دولت به بانکمرکزی ایران خواهد رسید و مازاد آن به خزانه دولت تحویل خواهد شد. تمامی این مطالب به آن معناست که بدهیهای دولت به بانکمرکزی نیز اصلا پرداخت نشده و این بدهیها مستقیما تاثیر خود را در افزایش نقدینگی خواهند گذاشت.
نکته اصلی این است که عدم استقلال بانکمرکزی موجب شده پایه پولی افزایش یابد. این افزایش پایه پولی نیز تورمی نهادینه شده را در اقتصاد بهوجود آورده است. بهطوریکه چه در شرایط تحریمی و چه در غیر از آن، روند افزایش نقدینگی همچنان وجود داشته باشد. عدم استقلال در سیاستگذاری پولی، موظف بودن بانکمرکزی به خرید ارز از دولت و عدم اقتدار اجرایی بانکمرکزی همگی از فاکتورهای بهوجود آورنده وضع موجود هستند. همتی نیز در پایان نوشته خود در اینستاگرام پیشنهاد اصلاح وضع موجود را داده است. او در اینباره میگوید: «این پیچیدگی روابط مالی دولت و بانکمرکزی باید روزی اصلاح شود و بانکمرکزی، مانند همه جای دنیا، به مهار تورم پرداخته و صرفا تنظیمکننده نوسانات بازار ارز باشد.»
در مقابل این روش نادرست، راه درستی نیز برای مدیریت منابع ارزی بانک مرکزی وجود دارد. بهدلیل اینکه این دلارها پیش از این به بانک مرکزی فروخته شدهاند، اختیار آنها دست بانک مرکزی خواهد بود. اگر این دلارها را بانک مرکزی در بازار به فروش برساند، یک پنجم نقدینگی از بازار جمع خواهد شد. آزادسازی منابع ارزی بانک مرکزی میتواند دست سیاستگذار پولی را برای جلوگیری از نوسانات کوتاهمدت نرخ ارز بازتر کند. در مقابل، تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی نهتنها تورم را کنترل نکرده بلکه تقاضایی را از جانب نهادهای رانتجو در اقتصاد پدید میآورد. میتوان نتیجه گرفت راه درست این است که ارزها در اختیار بانک مرکزی قرار گیرند و خرج ارز ۴۲۰۰ تومانی نشوند.
منبع: دنیای اقتصاد
/ پایان نوشتار
بازنگری در وظایف، اهداف و ساختار بانک مرکزی در راستای کارآمدی حکمرانی پولی و دستیابی به ثبات اقتصادی، آن هم با وجود سپری شدن نیم قرن از قانون پولی و بانکی کشور، ضرورت دوچندان پیدا کرده است.
بازنگری در قوانین بانکی، واژهای آشنا، کلیشهای و البته در مقام عمل، ضروری برای نظام بانکی کشور که سالها تصویب لایحه یا طرح مرتبط با آن در پاستور و بهارستان محبوس مانده است.
فارغ از تعلل دولتیها در سنوات گذشته برای ارائه بسته پیشنهادی در راستای اصلاح نظام بانکی، مجلس اما از دوره نهم با تمرکز بر این مقوله و تشکیل کارگروه بازنگری در قوانین بانکی، سعی بر اصلاح قانون پولی و بانکی کشور (مصوب تیرماه ۱۳۵۱) در همکاری با مرکز پژوهشها و مرکز تحقیقات اسلامی مجلس داشته است.
از اینرو، در تازهترین اقدام مجلس یازدهم، طرحی تحت عنوان “مسئولیت، اهداف، ساختار و وظایف بانک مرکزی” با ۷۹ ماده و ۱۱ فصل در جلسه علنی ۲۶ اردیبهشتماه سال جاری، با ۱۹۹ رأی موافق، ۲۵ رأی مخالف و ۳ رأی مورد موافقت قرار گرفت. گفتنی است، این طرح به صورت دو شوری بررسی خواهد شد و جزئیات آن در کمیسیون اقتصادی مجلس با مشارکت کارشناسان حوزه پولی و بانکی کشور مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
از منظر ضرورت تصویب قانون مرتبط با بانک مرکزی و عملیاتیشدن آن، عمده مخالفتها با رهبری مدیران بانکی و دولتمردان مطرح میشود؛ مسئلهای که با توجه به مفاد و ماهیت طرح مذکور قابل پیشبینی و اجتنابناپذیر بوده است.
چاپ ۲۸ هزار میلیارد تومان پول تنها در اردیبهشتماه!
بررسی آخرین گزارش از وضعیت متغیرهای پولی نشان میدهد، حجم نقدینگی در پایان اردیبهشتماه سال جاری از ۳,۶۰۱ هزار میلیارد تومان هم فراتر رفته و این روند کماکان ادامه دارد؛ این در حالی است که دولت یازدهم در مردادماه ۱۳۹۲، با انتقاد از رشد نقدینگی در کشور، نقدینگی ۴۹۱ هزار میلیارد تومانی را تحویل گرفته بود!
همچنین، پایه پولی نیز در پایان اردیبهشتماه با %۶ افزایش نسبت به ماه قبل (افزایش ۲۸ هزار میلیارد تومانی پایه پولی در اردیبهشت)، به حجمی بالغ بر ۴۸۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. اعداد و ارقامی که در هر اقتصادی، حکمرانی پولی را ناکارآمد و ثبات اقتصادی را تهدید میکند.
با وجود این آمار و ارقام وحشتناک از حجم پول در اقتصاد ایران، گویا موتور خلق نقدینگی بیتفاوت به پیامدهای خسارت بارش بر معیشت مردم و نوسانات تحمیلی به اقتصاد ملی، همچنان میخواهد با دست فرمان سیاسی به کار خودش ادامه دهد. مسئلهای که استقلال نسبی بانک مرکزی برای حرکت در راستای وظایف قانونیاش از جمله حفظ ارزش پول ملی، کنترل تورم و اشتغال را تحت الشعاع قرار میدهد.
فارغ از موارد مذکور، عدم شفافیت و قانونگریزی در شبکه بانکی کشور با بروز پدیدههایی همچون رعایت نکردن ابلاغیههای بانک مرکزی، اعطای غیرعادلانه تسهیلات، بنگاهداری بانکها و عدم دسترسی نهاد ناظر به دادههای شفاف از وضعیت مالی انواع بانکهای خصوصی و دولتی بر کارشناسان حوزه پولی و بانکی کشور مسجل شده و مورد انتقاد قرار گرفته است.
مجلسیها چه میگویند؟
در همین رابطه، یکی از اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه طرح قانون بانک مرکزی بسیاری از مشکلات و معضلات فعلی نظام بانکی را حل خواهد کرد، گفت: این طرح بانک مرکزی را از بانک متعلق دولت به بانک حاکمیت تبدیل خواهد کرد.
جعفر قادری در ادامه افزود: بانک مرکزی باید مجموعهای مستقل از دولت باشد تا بتواند در مقابل زیادهخواهیهای دولت قد علم کند و اجازه برداشت از منابع مردم را ندهد. از طرفی، حفظ ارزش پول و جلوگیری از افزایش بیرویه نرخ ارزهای خارجی، ایجاد اشتغال و برقراری عدالت اجتماعی از دیگر وظایف بانک مرکزی است.
همچنین، اخیراً حسینزاده بحرینی رئیس کمیته پولی و بانکی کمیسیون اقتصادی مجلس نیز در گفتوگویی با اشاره به اضافه برداشت بانکها از بانکمرکزی و چاپ پول برای جبران کسری بودجه دولت به عنوان ۲ موتور خلق نقدینگی، اظهار داشت: «بانک مرکزی به دلیل فشاری که دولت بر این نهاد وارد میکند، در رشد نقدینگی نقش داشته است. مادامی که بانک مرکزی مستقل نشود و افراد متخصص هم در آن به کار گرفته نشوند، این دو موتور خلق نقدینگی با قدرت کار خواهند کرد.»
مهر تأیید کارشناسان بر ضرورت اصلاح قوانین پولی و بانکی در مقطع کنونی
کارشناسان نیز معتقدند، طرح بانک مرکزی نقش دولت در سیاستگذاری پولی را اصلاح میکند و با بهبود انضباط مالی، ثبات اقتصادی را افزایش خواهد داد. بهطوری که بانک مرکزی به صورت دستوری موظف به خرید ارز دولت نبوده و به پیش پا افتادهترین ابزار تأمین کسری بودجه تبدیل نخواهد شد. همچنین، شبکه بانکی در ازای تصویب و عملیاتی شدن این طرح، انضباطی مالی و شفافیت چشمگیری پیدا خواهد کرد و سطح نظارت بر کارکرد آن از سوی سیاستگذار پولی به طور محسوسی افزایش خواهد یافت.
در این باره، ۳۶ نفر از اقتصاددانان، مدیران ارشد بانکی و صاحبنظران حوزه مالی با ارسال نامهای به رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، ضمن اشاره به ضرورت تصویب طرح بانک مرکزی و مبارک خواندن آن، تأخیر بیشتر در بهروزرسانی قوانین پولی و بانکی را جایز ندانسته و پیشنهادهایی برای بهبود کارکرد طرح مذکور ارائه دادند.
در بخشی از این نامه آمده است: «کلیات طرح، به دلیل (الف) طراحی ساختار و نظام حکمرانی مناسب برای بانکمرکزی؛ (ب) تعریف مناسب جایگاه بانکمرکزی در حاکمیت، همراه با محافظت در برابر سلطه مالی دولت؛ (ج) ایجاد ظرفیت قانونی برای کنترل تورم و تأمین سلامت بانکی؛ و (د) تامین اقتدار حقوقی، اطلاعاتی، نظارتی و انتظامی برای بانکمرکزی، مورد تأیید است… پیشنهادهایی برای ارتقای طرح در چارچوب رفع ایرادات یا اعمال اصلاح یا تغییرات، بر اساس مواد مندرج در گزارش یک شوری شماره ۵۸ مورخ ۲۵/ ۱/ ۱۴۰۰ کمیسیون اقتصادی به مجلس شورای اسلامی، اعلام میشود.»
بر اساس آنچه مطرح شد، بازنگری در وظایف، اهداف و ساختار بانک مرکزی در راستای کارآمدی حکمرانی پولی و حرکت به سمت ثبات اقتصادی، آن هم با وجود سپری شدن نیم قرن از تصویب قانون پولی و بانکی کشور، ضرورت پیدا کرده است؛ به ویژه در مقطع کنونی که دولتها با کسری بودجه و وضع تکالیف مخرب بر دوش بانک مرکزی و همچنین برخی بانکها با تخلفات قانونی و عدول از وظایفشان، بر نوسانات اقتصادی دامن میزنند؛ نوسانات و تورمی که به گفته صاحبنظران اقتصادی سوداگر میپروراند نه کارآفرین؛ احتکار اجناس و جهشهای متناوب نرخ ارز را در پی دارد و با فساد گسترده، تولید ملی را زمینگیر میکند.
منبع: خبرگزاری مهر
/ پایان نوشتار
اخیراً به نقل از معاون بانک مرکزی عنوان شده که داراییهای مالی ایران در بانکهای اروپایی آزاد شده، اما به دلیل قرار گرفتن ایران در لیست سیاهFATF انتقال این داراییها به کشور ممکن نیست. یکی از خبرگزاری ها گزارشی از اظهارات طیبی فرد، معاون حقوقی بانک مرکزی در رابطه با آزادسازی منابع بانک مرکزی در کشورهای اروپایی منتشر کرد. این خبرگزاری در تیتر گزارش خود عنوان کرد که عدم عضویت ایران در FATF باعث شده است که بانک مرکزی نتواند داراییهای مالی آزاد شده را به ایران انتقال دهد. بعد از گزارش مذکور، برخی دیگر از رسانهها نیز این خبر را بازتاب دادند.
واقعیت ماجرا چیست؟
با دقت در اظهارات طیبی فرد میتوان متوجه شد که آمریکا از سال ۲۰۱۲ به دنبال این بوده است که با بهانههای واهی سیاسی از جمله دست داشتن دولت ایران در توطئه ۱۱ سپتامبر، داراییهای بانک مرکزی در بانکهای اروپایی را غارت کند. دادگاههای آمریکا موفق شده بودند نظر دادگاههای اروپایی را در این رابطه جلب کنند و داراییهای بانک مرکزی را جهت مصادره توقیف نمایند. اما با پیگیری حقوقی بانک مرکزی، این داراییها رفع توقیف شده و حتی رویه قضائی شکل گرفته است که مانع این روند شود.
بنابراین آنچه که در مورد آزادسازی منابع در اظهارات معاون حقوقی بانک مرکزی گفته شده است، مربوط به رفع توقیف داراییها از مصادره است؛ نه اینکه داراییهای قابل انتقال به کشور باشند، اما عدم عضویت ایران در FATF مانع این کار شده باشد.
از طرف دیگر طبق توضیحات معاون حقوقی بانک مرکزی، آنچه که باعث شده است ایران نتواند داراییها را به کشور انتقال بدهد، نبود روابط کارگزاری بانکی است. علت نبود روابط کارگزاری بانکی هم تحریمها و عدم اجرای توصیههای FATF عنوان شده است. بنابراین بحث عدم عضویت ایران در FATF مطرح نیست.
FATF چقدر در عدم وجود روابط کارگزاری بانکی نقش داشته است؟
بعضیها FATF را با سازمان ملل اشتباه میگیرند. دو نوع عضویت در FATF وجود دارد: یکی عضویت در مجمع تصمیمگیری FATF است، که در حال حاضر ۳۷ کشور عضو تصمیمگیر هستند. بقیه کشورها که با FATF تعامل دارند، عضو همکار محسوب میشوند. ما نیز به دلیل بهانهگیریهای که از سوی صندوق بینالمللی پول صورت میگرفته است، از اواسط دهه ۸۰ شمسی با FATF تعامل داشتهایم. در سال 1394 FATF برنامه اقدامی برای ایران تدوین نمود که تاکنون ۳۹ بند از ۴۱ بند آن اجرا شده است. بنابراین این گزاره که ما عضو FATF نیستیم و یا توصیههای FATF در ایران اجرا نشده است، گزاره نادرستی است.
اما اینکه آیا واقعاً FATF موجب شده است روابط کارگزاری بانکی ایران با بانکهای خارجی قطع شود؛ باید گفت که در رابطه با نقش FATF بر روی تعاملات مالی و بانک خارجی به شدت اغراق میشود. ما از سال ۱۳۸۶ در فهرست اقدام مقابلهای این نهاد یا به اصطلاح لیست سیاه قرار داشتهایم، اما روابط کارگزاری بانکی برقرار بوده و تراکنشهای بانکی تسهیل میشده است. به دنبال اعمال تحریمهای ثانویه بانکی توسط آمریکا در سال ۱۳۸۹، روابط کارگزاری بانکی با بانکیهای خارجی (عمدتاً اروپایی) قطع شد. در همان زمان هم که در لیست سیاه FATF قرار داشتیم، با بانک کنلن چین (چین عضو تصمیم گیر FATF است) روابط کارگزاری بانکی برقرار بود.
FATF در بیانیه تفسیری مربوط به توصیه شماره ۱۹ خود، ۹ اقدام مقابلهای را به کشورها معرفی کرده است و در هیچکدام از این ۹ اقدام مقابلهای، قطع روابط کارگزاری بانکی یا قطع تراکنشهای بانکی و مالی وجود ندارد. مهمترین اقدام مقابلهای FATF رویهی شناسایی پیشرفته است که به موجب این اقدام، بانکها و مؤسسات مالی بایستی تراکنشهایی که از مبدا ایران است و یا به مقصد ایران است را پرریسک در نظر گرفته و نسبت به دریافت جزئیات ذینفعان واقعی تراکنش اقدام نمایند. اقدامات مقابلهای FATF حتی مانع ارائه خدمات بانکی به افراد ایرانی در خارج کشور نمیشود. در دستورالعملهای اوفک وزارت خزانهداری آمریکا، ایرانی بودن افراد و نهادهای ذینفع تراکنش دارای بالاترین شاخص ریسک است؛ در صورتی که طبق دستورالعملهای FATF اگر تراکنشی به مقصد یا از مبدا ایران باشد دارای ریسک است. اینها با یکدیگر متفاوت است و معمولاً تفاوت این دو درک نمیشود.
در چند سال گذشته، تقریباً هر خبری که در رابطه با قطع خدمات بانکی به افراد و نهادهای ایرانی و یا بستن حساب افراد ایرانی در خارج کشور شنیده شده، مربوط به فشار تحریمی آمریکا بوده است. به عنوان مثال، میتوان به اظهارات ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالزی اشاره نمود که گفته بود به خاطر فشارهای قلدرمآبانه آمریکا مجبور به بستن حساب بانکی افراد ایرانی شده است. در بهمن ماه ۹۸ یورونیوز اعلام کرد که بانکهای ایتالیایی به دلیل فشار تحریمی آمریکا در حال مسدودسازی حساب بانکی شهروندان ایرانی هستند. نکته جالب توجه دیگری که وجود دارد اظهارات سفیر فرانسه در آمریکاست. در آبانماه سال ۱۳۹۷ که روند بازگشت تحریمهای آمریکا در حال تکمیل شدن بود، سفیر فرانسه از آمریکا درخواست که برای تراکنشهای بشردوستانه کانال و چارچوب مشخصی را تعیین نماید، چرا که بانکهای اروپایی آنقدر از تحریمهای آمریکا میترسند که حاضر به برقراری روابط بانکی حتی برای تسهیل تراکنشهای بشردوستانه نیستند.
جالب اینجاست که اندیشکده شورای آتلانتیک که یک مؤسسه آمریکایی است نیز اذعان داشته است، به علت تحریمهای یکجانبه آمریکا قرار گرفتن ایران در لیست سیاه FATF، هیچ تأثیری بر روی اقتصاد ایران ندارد.
چرا برخی افراد و جریانها تلاش میکنند نقش FATF را برجسته کنند؟
باید به مسائل تجارت خارجی رویکرد علمی و واقعگرایانه داشت. وقتی که روند تجارت خارجی اعم از صادرات نفتی و غیرنفتی، واردات و یا سرمایهگذاری خارجی انجام شده در داخل کشور در طول دو دههی گذشته را بررسی کنیم، متوجه میشویم که FATF نقشی بر روی اقتصاد ایران ندارد. فعالین تجارت خارجی نیز که برای بیان مشکلات خود به نهادهای داخلی مراجعه میکنند، در بین مسائل خود اشارهای به FATF ندارند.
اینکه جریانهایی تلاش میکنند نقش FATF را در تجارت خارجی کشور پررنگ نمایند، به این دلیل است که نسبت به مسائل تجارت خارجی دیده سیاستزده دارند و با عینک ایدئولوژیک به مسائل بینالمللی نگاه میکنند. در دیدگاه این جریانها، سازوکارهای چندجانبه و رژیمهای بینالمللی در حوزه مالی و تجاری دارای اصالت هستند. دقیقاً همین نگاه سیاست زده و ایدئولوژیک زده بود که مانع انتفاع ایران از توافق هستهای شد. جریانی در طی مذاکرات هستهای عنوان میکرد که با برداشتن قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، دیگر تحریمها از جمله تحریمهای آمریکا جز تکه پارهای نخواهد بود. اما بعد از اجرای برجام دیدیم که با وجود لغو مفاد قطعنامههای شورای امنیت، به دلیل پا برجا بودن ساختارهای تحریمی آمریکا، به ویژه تحریمهای ثانویه بانکی نتوانستیم داراییهای مالی و بانکی را به داخل کشور انتقال بدهیم و همچنان دست به دامان روشهای چمدانی بودیم.
در سیاست خارجه و تجارت خارجی، ارادهی سیاسی حاکمیتها متنفذتر از سازوکارهای چندجانبه است. چنانچه دیدیم چین یک توافق همکاری راهبردی با ایران امضا نمود، در حالی که افق روشنی برای رفع تحریمها و خروج از لیست سیاه FATF در آینده نزدیک وجود ندارد. به عنوان مثالی دیگر میتوان به صادرات نفت در سال ۹۹ اشاره کرد؛ مشاور امنیت ملی دولت ترامپ در تابستان ۱۳۹۹ اعلام کرد که دیگر تحریمی برای اعمال علیه ایران وجود ندارد و از طرف دیگر ایران از اسفندماه ۱۳۹۸ در لیست سیاه FATF قرار گرفت. با وجود اشباع شدن فشار تحریمی آمریکا و بازگشت کامل اقدامات مقابلهای FATF، طبق اعلام رویترز صادرات نفت ایران در شهریورماه ۱۳۹۹ به بیش از یک میلیون بشکه در روز رسید و در اسفندماه ۱۳۹۹ نیز باز هم افزایش پیدا کرد و به بیش از دو میلیون بشکه در روز رسید. این یک مثالی است که به روشنی نشان میدهد اراده سیاسی حاکمیتها چقدر در تجارت خارجی مؤثر است. به همین دلیل نمیتوان FATF را برای تجارت خارجی کشور یک مسئله قلمداد کرد.
منبع: خبرگزاری مهر
/ پایان نوشتار


بسته افزایش 100 درصدی وام خرید مسکن در حالی به سیاستگذار پولی ارائه شده است که کارشناسان نسبت به پیامدهای سیاست تحریک تقاضا بدون انجمادزدایی از عرضه مسکن هشدار میدهند. به گزارش «دنیایاقتصاد»، ارائه بسته شارژ قدرت خرید مسکن با محتوای افزایش سقف وام مسکن به میزان دو برابر وام فعلی به سیاستگذار پولی در حالی به عنوان یکی از اجزای مهم خروج بازار ملک از حالت رکود مورد تاکید قرار دارد که کارشناسان عملکرد درست این سیاست را منوط به اجرای گام مقدماتی برای افزایش عرضه واحدهای مسکونی میدانند. وام خرید مسکن در شهر تهران هماکنون معادل 100 میلیون تومان(برای متقاضیان انفرادی) و در 30 مرکز استان کشور برابر با 80 میلیون تومان است.
این در حالی است که براساس آخرین آمارهای رسمی از وضعیت قیمت مسکن در مراکز استانهای کشور، در پاییز 99 متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در 31 مرکز استان معادل حدود 7 میلیون تومان بوده است. با احتساب سقف 80 میلیون تومانی وام خرید مسکن در 30 مرکز استان کشور ووام 100 میلیون تومانی در شهر تهران قدرت پوشش دهی وام موجود با احتساب قیمت پاییز سال گذشته مسکن در مراکز استانها، به طور متوسط 5/ 15 مترمربع از هزینه خرید مسکن در این شهرها است.
همچنین با توجه به آنکه میانگین مساحت واحدهای مسکونی که دستکم طی یکسال گذشته در مراکز استانهای کشور معامله شدند حدود 120 مترمربع بوده است بر این اساس قدرت پوششدهی وام فعلی مسکن معادل 13درصد از هزینه خرید یک واحد مسکونی معمولی با سطح متوسط قیمت در این شهرها است. این در حالی است که استاندارد جهانی پوشش وام خرید مسکن معادل 80درصد هزینه خرید یا قیمت آپارتمان است.
با این حال از آنجا که بازار تسهیلات رهنی در کشور ما بازاری عمیق نیست و بانکها در پرداخت تسهیلات با سقفهای بالاتر و همچنین دوره بازپرداخت طولانی با محدودیت منابع مواجه هستند، قدرت پوششدهی وام خرید مسکن باید دستکم به 50 درصد برسد. در واقع پوششدهی 50 درصدی وام مسکن از هزینه خرید آپارتمان در شرایط فعلی را میتوان حداقل سطح پوشش دهی مطلوب وام برای خرید مسکن در کشور اعلام کرد این میزان هماکنون حتی بسیار کمتر از سطح مطلوب حداقلی است.
از سوی دیگر با توجه به میانگین تورم فصلی مسکن در 31 مرکز استان در یکسال اخیر، برآورد میشود هماکنون میانگین قیمت هر مترمربع مسکن در این شهرها، به حدود 10 میلیون تومان رسیده باشد. به این ترتیب و با محاسبه میانگین قیمت 10 میلیون تومانی هر مترمربع واحد مسکونی در مراکز استانهای کشور پوشش وام خرید مسکن در این شهرها از 13درصد در پاییز سال گذشته به حدود 7درصد در شرایط فعلی کاهش یافته است.
این در شرایطی است که بازار معاملات مسکن هم در شهر تهران و هم در سایر شهرها ومراکز استانها از طرفی با رکود معاملاتی و از سوی دیگر با رکود ساختمانی و انجماد بازار ساختوساز مواجه است.
افزایش 100درصدی سقف وام خرید مسکن در حالی به عنوان پیشنهاد به سیاستگذار پولی ارائه شده است که کارشناسان با تایید اینکه حمایت از سمت تقاضای مسکن باید در دستور کار قرار بگیرد، معتقدند این سیاست نیازمند برداشتن یک گام مقدماتی است و بدون اجرای گام مقدماتی نمیتوان به عملکرد موفقی در رکودزدایی از بازار مسکن تنها به واسطه افزایش وام خرید مسکن دست یافت.
آنها معتقدند در شرایط فعلی که هم بازار معاملات مسکن و هم بازار ساختوساز در شرایط رکودی قرار دارد یک اهرم قوی دربردارنده دو سیاست مهم برای خروج از رکود مسکن مورد نیاز است.
در واقع لازم است سیاستگذار مسکن برای خروج بازار از حالت رکود، یک جدول زمانی حاوی دو برنامه مهم تدارک ببیند و اقدامات لازم در این زمینه را با توجه به این جدول زمانی انجام دهد.
این دو سیاست در وهله اول انجمادزدایی از عرضه مسکن وتحریک عرضه آپارتمان به بازار و در وهله بعد تحریک تقاضای مصرفی به واسطه افزایش سقف وام مسکن است.
درواقع کارشناسان میگویند اگرچه افزایش سقف وام خرید مسکن یک اقدام ضروری است، اما لازم است جدول زمانی رعایت شده و قبل از افزایش سقف وام، سمت عرضه مسکن انجمادزدایی شود.
از دیدگاه آنان، افزایش سقف وام مسکن بدون انجمادزدایی از عرضه مسکن، به منزله اقدام معکوس و وارونه برای خروج بازار از رکود است.
درواقع لازم است در شرایط فعلی، سیاستها بهصورت هوشمندانه و متناسب با شرایط حال حاضر طراحی و عملیاتی شود.
در برخی از دورههای زمانی که بازار ساختوساز در شرایط رکود عمیق قرار نداشته و تعداد فایلهای فروش در بازار فراوان و انجماد ملکی از سمت عرضه کم است، سیاست افزایش سقف وام مسکن میتواند سیاستی موثر و مفید برای خروج از رکود باشد. اما در شرایط فعلی که هم بازار ساختوساز مسکن در شرایط رکودی به سر میبرد و دستکم در 6سال گذشته رکودی عمیق را تجربه کرده و از سوی دیگر نیز تعداد قابلتوجهی از واحدهای مسکونی در دست محتکران و سوداگران باقی مانده و ابزاری برای ایجاد الزام و تمایل عرضه مسکن در بازار وجود ندارد، لازم است سیاستگذار مسکن یک جدول زمانی برای اجرای با اولویت برنامههای خروج از رکود طراحی و پیادهسازی کند.
چراکه صرف افزایش وام خرید مسکن نه تنها نمیتواند منجر به خروج بازار از رکود شود، بلکه بهدلیل کاهش حجم عرضه و محدودیت عرضه مسکن، میتواند زمینه التهاب قیمتی در بازار را نیز ایجاد کند.
یک جدول زمانی درست و استاندارد برای خروج بازار مسکن از حالت رکود در شرایط فعلی مبتنی بر اقدامات موثر برای افزایش عرضه مسکن و انجمادزدایی از عرضه مسکن در وهله اول و سپس افزایش وام خرید مسکن برای حمایت از سمت تقاضای مصرفی و افزایش قدرت آنهاست.
در بخش تحریک عرضه نیز دو سیاست مهم باید پیگیری و عملیاتی شود. اولین سیاست به اجرای درستترین شکل قانون مالیات بخش مسکن یعنی دریافت مالیات سالانه از واحدهای مسکونی مربوط میشود که بهدلیل افزایش هزینههای ملاکی و سوداگری، زمینه عرضه حجم گسترده و انبوهی از واحدهای مسکونی ساختهشده و احتکارشده در دست سرمایهگذاران، سفتهبازها و محتکران ملکی را فراهم میکند.
همچنین در حوزه اجرای سیاستهای تسهیلاتی نیز بهترین سیاست با توجه به رکود 6ساله ساختمانی پرداخت وام دومنظوره یعنی وام ساخت مسکن با قابلیت انتقال به خریداران است.
فردین یزدانی، کارشناس و نویسنده طرح جامع مسکن در اینباره به «دنیایاقتصاد» اعلام کرد: سیاستگذار باید در وهله اول و قبل از هر اقدامی دو سیاست مهم را در دستور کار خود قرار دهد. اولین سیاست که آثار آن در میانمدت و بلندمدت ظهور و بروز خواهد کرد، دریافت درستترین مالیات بخش مسکن یعنی مالیات سالانه از املاک مسکونی است که هزینههای احتکار در بازار ملک را برای ملاکان افزایش داده و منجر به عرضه حجم زیادی از واحدهای مسکونی موجود به بازار مسکن میشود.
وی افزود: اما یک سیاست مهم دیگر که در کوتاهمدت و کمتر از یکسال میتوان نتایج مثبت آن را در بازار مشاهده کرد، سیاست پرداخت وام دومنظوره (پرداخت وام ساخت به سازندهها با قابلیت انتقال به خریداران مسکن) است. سیاستگذار مسکن باید این دو سیاست را قبل از هر اقدام دیگری در دستور کار قرار دهد. چراکه بدون این اقدامات افزایش سقف وام خرید مسکن کارآیی ندارد وحتی میتواند تورم مسکن را به دنبال داشته باشد.
دیدگاههای کارشناسی حاکی است درصورتیکه این سیاست بهصورت معکوس و وارونه اجرا شود نه تنها اثر مثبت و رو به جلویی در راستای رفع رکود از بازار مسکن نخواهد داشت، بلکه میتواند آثار و پیامدهای منفی نیز برای بازار مسکن در بر داشته باشد.
درواقع جدول زمانبندی خروج از رکود باید بهطور درست اجرایی شود. در غیر این صورت بهدلیل عدم عرضه متناسب با حجم تقاضا، مسیر تخلیه حباب قیمت مسکن بهدلیل کمبود فایل مناسب برای خرید از سوی متقاضیان مصرفی دشوار شده و متوقف خواهد شد.
از سوی دیگر بهدلیل عدم تناسب عرضه با سطح تقاضا این وام اساسا قابل مصرف نخواهد بود.
در صورت افزایش دوبرابری سقف وامهای فعلی خرید مسکن با میانگین قیمت مسکن در بهار 1400، قدرت پوششدهی وام مسکن در مراکز استانهای کشور به 20درصد و همچنین حدود 23مترمربع میرسد.
این وام بعید است از سوی متقاضیان مورد استفاده قرار گیرد؛ چراکه حتی در صورت دو برابر شدن باز هم با سطح حداقل وام مطلوب برای خرید خانه فاصله زیادی دارد.
همانگونه که گفته شد سطح مطلوب حداقلی برای پوشش وام از هزینه خرید مسکن 50درصد است. این سیاست نیز به تنهایی و قبل از انجمادزدایی از سمت عرضه کارآیی ندارد. اما درصورتیکه جدول زمانی خروج از رکود به درستی رعایت شود، افزایش سقف وام بعد از افزایش عرضه میتواند با ایجاد انگیزه در سازندهها برای ورود به بازار ساختوساز، زمینه پیشخرید مسکن برای متقاضیان مصرفی را فراهم کند. به این ترتیب نهتنها بازار ساختوساز از حالت منجمد خارج شده و بار دیگر فعال میشود، بلکه متقاضیان مصرفی نیز در طول زمان و همزمان با تقویت قدرت اقتصادی، میتوانند به تدریج بهای واحد خریداریشده ودر حال ساخت را تا زمان تحویل واحد تامین و به پروژه تزریق کنند. در واقع در اینکه نباید تقاضای مصرفی سرکوب شود و همچنین لازم است عقبماندگیهای موجود در این زمینه برطرف شود شکی نیست، اما در شرایط فعلی که بازار معاملات مسکن در شرایط ابرحباب قیمتی به سر میبرد لازم است سیاستی هوشمندانه جایگزین اقدامات تکبعدی شود.
از سوی دیگر هماکنون وام خرید مسکن برای آنکه کارآیی نسبتا مناسب برای متقاضیان خرید مسکن داشته باشد، باید دستکم به حدود 500میلیون تومان برسد.
هماکنون اقساط وام 80میلیونی خرید مسکن برای وامگیرندهها ماهانه رقمی حولوحوش یک میلیون و300 هزار تومان است که در صورت دو برابر شدن سقف وام خرید مسکن این میزان به 2 میلیون و700 هزار تومان افزایش خواهد یافت.
کارشناسان همواره تاکید میکنند که وام خرید مسکن باید وامی در استطاعت باشد. یعنی خریداران مسکن با استفاده از وام باید توان بازپرداخت و تامین اقساط ماهانه را داشته باشند.
برای پاسخ به این سوال که وام در استطاعت چه وامی است و اقساط ماهانه آن چه میزان است، یک خطکش وجود دارد. خطکش یا معیار شناسایی وام در استطاعت مبلغ اجارهبهای مسکن است که هر ماه از سوی مستاجرها به مالکان واحدهای اجارهای پرداخت میشود.
براساس آمارهای رسمی مستاجران در 31 مرکز استان کشور بهطور میانگین ماهانه مبلغ 3میلیون تومان اجارهبها پرداخت میکنند.
درصورت دوبرابر شدن مبلغ وام فعلی، اقساط ماهانه 2میلیون و 700هزار تومان خواهد شد. اما اگر دوره بازپرداخت وام از 12 سال فعلی به 20 سال افزایش یابد، این میزان به 2میلیون و400هزار تومان کاهش مییابد. در دنیا مدت زمان بازپرداخت تسهیلات مسکن حدود 25 سال است.
بنابراین برای اجرای سیاست درست درخصوص کمک به خروج بازار مسکن از شرایط رکودی و تقویت قدرت خرید متقاضیان مسکن لازم است جدول زمانبندی سیاستها به درستی رعایت شود.
ابتدا باید زمینه تحریک عرضه مسکن به بازار فراهم شود و سپس وام خرید افزایش یابد تا به واسطه افزایش تقاضا برای خرید مسکن در نبود عرضه مناسب، بازار بار دیگر با التهاب قیمتی همراه نشود. همچنین بهتر است متولی مسکن و سیاستگذار پولی شکل برتر پرداخت تسهیلات یعنی پرداخت وام دو منظوره برای تحریک همزمان عرضه وتقاضا را در دستور کار قرار دهد. از سوی دیگر با اجرای سیاست درست مالیاتی یعنی دریافت مالیات سالانه از املاک مسکونی ضمن افزایش هزینههای ملاکی، سفته بازی و احتکار در بازار مسکن، دسترسی متقاضیان به تعداد بیشتری از فایلهای فروش را تسهیل کند.
تحلیلگر بازار سرمایه از تطبیق یافتن بانک مرکزی با سیاستهای رئیسجمهور منتخب درباره نرخ سود بین بانکی خبر داد و گفت:سرمایهگذاران تشویق به سرمایهگذاری در تولید از طریق بازار سرمایه شدهاند.
همایون دارابی با اشاره به کاهش نرخ سود بین بانکی و تأثیر آن بر بازار سرمایه گفت: با پایین آمدن نرخ سود بانکی، وضعیت تولید از شرایط نامناسب کنونی در تأمین مالی تا حدودی رها خواهد شد؛ این در حالی است که اگرچه بورس آینه بخش واقعی اقتصاد است، پس اگر وضعیت تولید خوب باشد، وضعیت بورس هم خوب است و به نظر میرسد که این برداشت و باور به وجود آمده است که با نرخ بالای سود بانکی و به تبع آن، تسهیلاتی که با نرخ بالا به تولید داده میشود، عملاً نه تنها واحدهای تولیدی نفس نمیکشند، بلکه بورس هم بهبودی را در شاخص احساس نخواهد کرد.
این تحلیلگر بازار سرمایه افزود: تلاش برای اصلاح نرخ سود بانکی که از مسیر کاهش نرخ سود بین بانکی میگذرد، شروع شده؛ این در حالی است که هم اکنون متوسط سود تولید بین ۸ تا ۱۰ درصد است؛ در حالیکه نرخ سود تسهیلات بانکی بدون اخذ مالیات، نزدیک به ۲۰ درصد است و با این وضعیت، عملاً هر روز بیشتر شاهد آن خواهیم بود که واحدهای تولیدی تعطیل میشوند و یا با سرمایه در گردش کم کار خواهند کرد؛ چراکه سرمایهگذاران آنها ترجیح میدهند که پول خود را در بانکها بگذارند و بدون ریسک و پرداخت مالیات، بازدهی کسب کنند.
وی تصریح کرد: هم اکنون تولیدکنندگان با بهره کمتر از ۲۵ درصد قادر به دریافت وام نیستند، هر چند این رقم در برخی مواقع به ۲۷ درصد هم میرسد؛ پس تولیدکنندگان با این سرمایه در گردش گرانقیمت، در حال کار هستند.
دارابی با اشاره به برنامههای دولت سیزدهم برای کاهش نرخ سود بانکی گفت: البته هنوز دولت جدید مستقر نشده است؛ اما به نظر میرسد که بانک مرکزی خود را با این سیاستها هماهنگ کرده و ظرف روزهای گذشته، نرخ سود بین بانکی، حداقل دو درصد کاهش یافته است؛ این در حالی است که نرخ سود بانکی و روند کنونی آن حکایت از آن دارد که سخنان رئیس کل سابق بانک مرکزی مبنی بر اینکه این بانک دخالتی در نرخ سود بانکی نداشته، صحت ندارد؛ در غیر این صورت اکنون دلیلی بر کاهش نرخ سود وجود ندارد؛ اما بانک مرکزی همگام با سیاستهای رئیسجمهور منتخب، در حال تلاش برای کاهش نرخ سود بین بانکی است.
این کارشناس مسائل اقتصادی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه نرخ مؤثر تأمین مالی از بازار سرمایه هم اکنون چقدر است، گفت: وقتی که سیاستگذار رسمی، نرخ بین بانکی و نرخ ریپو (بازخرید اوراق دولتی) را هم در بازار بین بانکی و هم در استقراض بانکها از بانک مرکزی تعیین میکند، تمام نرخها در اقتصاد همخوان میشوند؛ بنابراین اگر نرخ بین بانکی و ریپو پایین بیاید، تمام نرخهای تأمین مالی در بازار پول و سرمایه، همگام با آن کاهش مییابند و سرمایهگذاران تشویق به سرمایهگذاری در تولید از طریق بازار سرمایه خواهند شد و عملاً، پولهای پارک شده به بازار میآیند.
دارابی در خصوص نوسانات نرخ دلار و تأثیر آن بر بورس نیز گفت: تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری، یک رفتار مصنوعی در بازار ارز به چشم میخورد و برخی از کاندیداها سعی کردند که با دادن وعده نرخ ۱۱ تا ۱۷ هزار تومانی برای دلار، عملاً بازار را به سمت دلار کمتر از ۲۰ هزار تومان هدایت نمایند و در جهت نفع خود از آن بهرهبرداری کنند. البته خواسته فعالان اقتصادی و سهامداران آن است که نرخ ارز نه بالا و نه پایین کشیده شود؛ بلکه باثبات باشد؛ چراکه تولیدکننده و صادرکننده نیاز به ثبات نرخ دارند؛ به نحوی که نرخ معقول و باثبات آن است که در آن، کالاهای ایرانی بتوانند با کالاهای ترکیه و دیگر تولیدکنندگان و صادرکنندگان منطقه رقابت کرده و از این نظر، کالای ایرانی قابل حضور در سبد مصرفی کشورهای منطقه باشد.
وی اظهار داشت: در حال حاضر، مشکل اساسی این است که اختلاف بین نرخ نیما و بازار آزاد زیاد است که این امر باعث میشود صادرکنندگان ما عملاً تنبیه بشوند؛ ضمن اینکه صادرکننده باید ۱۰ تا ۱۵ درصد پایینتر، ارز خود را در سامانه نیما به واردکننده بفروشد که عملاً، با این کار سامانه نیما به واردکنندهها یارانه میدهد؛ از سوی دیگر حقوق گمرکی و حقوق دولتی واردات با ارز ۴۲۰۰ تومانی محاسبه میشود که این هم یک یارانه دیگری است که به بخش واردات داده میشود.
منبع: خبرگزاری مهر
/ پایان نوشتار
جزئیات وام رونق تولید۱۴۰۰ اعلام شد. سیاستگذار با استفاده از اهرم تسهیلاتدهی، قصد تقویت بخش صنعت را با تزریق وامهای سریعالوصول دارد. همزمان با ورود به ششمین سال آغاز طرح «رونق تولید»، وزارت صمت در نامهای به استانداران سراسر کشور، دستورالعمل اجرایی تامین مالی بنگاههای اقتصادی را ابلاغ کرده است. در این دستورالعمل حدود زمانی پرداخت تسهیلات به متقاضیان یکماه تعیین شده است.
به این ترتیب تلاش برای تزریق سریع پول به صنعت با هدف رونق یا تثبیت بخش تولید در دستور کار قرار گرفته ضمن اینکه سیاست حمایت از تولید با وام برای یک سال دیگر به شکل مکانیزه ادامه پیدا کرده است. در تحلیل این سیاست که از سال ۱۳۹۵ آغاز شده است، نباید توسعه واقعی تولید را به اعداد و ارقام درخواست تسهیلات و دریافت وام تقلیل داد. از مجرای یک آییننامه نیز نمیتوان سرانجام این سیاست را دید. از آنجا که در سالهای اخیر گزارش دقیقی از نتایج توزیع وامهای ارزان در بخش صنعت با لحاظ مسائل و جوانب مختلف آن منتشر نشده است، تداوم این سیاست نمیتواند ضامن اثربخشی آن باشد که از قضا همین موضوع «نقطه کور این سیاست» است.
با این شیوه تخصیص دستوری تسهیلات، هیچوقت نمیتوان به قضاوت درباره خوب یا بد بودن دستورالعمل این طرح پرداخت. آنچه ملاک قضاوت است، راستیآزمایی اثربخشی دورههای قبلی تزریق پول است که هیچگاه گزارش دقیقی از آن منتشر نشده است. دوره جدید تزریق پول به صنعت چهار هدف عمده دارد و قرار است گستره وسیعی از بنگاههای فعال یا صنایع در شرف تولید را در بر گیرد. «افزایش تولید و اشتغال در بنگاههای فعال» در کنار «فعالسازی واحدهای نیمهتمام دارای پیشرفت ۶۰ درصد و بیشتر یا معادن دارای پروانه بهرهبرداری» دو دلیل اصلی تزریق تسهیلات هستند که بنا به گفتههای معاون طرح و برنامه وزارت صمت، باید منابع مالی را صرف «کاهش مصرف انرژی و آلایندگی»، «افزایش بازدهی»، «ارتقای کیفیت» و «تکمیل و راهاندازی بنگاه» کنند.
به این ترتیب سیاستگذار تلاش دارد در کنار «افزایش ظرفیت تولید واحدهای فعال» و «بالفعل کردن ظرفیتهای راکد صنعت»، اهداف خود را در حوزه صنعت برای تولید سبز، رقابتپذیر، کیفی و بهرهور محقق سازد. طبق اعلام وزارت صمت، سامانه بهینیاب مبنای ثبتنام، رصد درخواست و تزریق تسهیلات به بنگاههای متقاضی خواهد بود.
در نامه وزیر صنعت، معدن و تجارت تاکید شده اولویت اصلی پرداخت تسهیلات، آن دسته از بنگاههای اقتصادی هستند که عمدتا دارای مشکلات نقدینگی بوده و از لحاظ ظرفیت تولید، دانشفنی، توان مدیریت و بازار مشکلی که مانع راهاندازی یا افزایش تولید باشد نداشته و با دریافت این تسهیلات قادر به راهاندازی سریع، انجام نوسازی و بازسازی لازم و تثبیت یا افزایش تولید و اشتغال باشند. همچنین میزان تسهیلات قابلپرداخت به هر بنگاه اقتصادی، براساس نیاز واقعی بنگاه و تایید کارگروه استانی خواهد بود.
در بند ۵ از ماده یک این طرح تصریح شده «بنگاههای اقتصادی دارای مجوز از وزارت صنعت، معدن و تجارت، جهادکشاورزی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، صنوف تولیدی دارای مجوز براساس قانون نظام صنفی کشور و مراکز پژوهشهای صنعتی و معدنی و واحدهای فنی و مهندسی و طرحهای نیمهتمام تولیدی با پیشرفت فیزیکی بیش از ۶۰درصد» در دامنه شمول تزریق تسهیلات قرار دارند. در عین حال، از میزان افزایش اشتغال، میزان بهبود ابعاد صنعت یا تعداد بنگاههای فعال یا توسعهیافته ناشی از این برنامه، گزارش جامعی منتشر نشده است.
سعید زرندی درباره دستورالعمل ۱۴۰۰ وام رونق اعلام کرده «بنگاههای متقاضی دریافت این تسهیلات در صورت داشتن شرایط لازم، باید از طریق ثبت نام در سامانه و ثبت درخواست به صورت الکترونیکی اقدام کنند. بعد از بررسی درخواستهای ثبت شده در سامانه توسط کمیتههای بررسی و طرح موارد در کارگروههای استانی، مصوبات کارگروه در این خصوص به بانکهای عامل برای انعقاد قرارداد و پرداخت تسهیلات ابلاغ خواهد شد.» این روند از این نظر اهمیت دارد که مسیر اجرای طرح و نحوه پاسخدهی به فعالان تولید به صورت آنلاین قابل رصد است. موردی که بر اساس توضیحات زرندی در صورت عدم پذیرش در هر مرحله، دلیل آن باید توسط مسوولان مربوطه در سامانه ثبت شود. به این ترتیب شیوه اجرای طرح بیش از گذشته سیاستگذار را به تحقق اهداف خود در این زمینه نزدیک میسازد یا اقلا تصویر واضحتری از مسیر را در کنار «گلوگاههای دریافت تسهیلات» به نمایش میگذارد.
در این باره سعید زرندی با اشاره به نظارت بر حسن اجرای این دستورالعمل اعلام کرد: بهمنظور پایش اثربخشی پرداخت تسهیلات برای تحقق اهداف تعیین شده یعنی تثبیت یا افزایش اشتغال و تولید، کمیته نظارت با مسوولیت نماینده سازمانهای استانی در هر یک از بخشهای ذیربط شامل صنعت، معدن، صنوف تولیدی، کشاورزی و صنایع تبدیلی مرتبط، میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری موظف است پس از پرداخت تسهیلات به بنگاه اقتصادی، نسبت به بازدید و تکمیل فرم مربوط در سامانه اقدام کند و گزارشهای تحلیلی وضعیت پرداخت تسهیلات و اثربخشی آن، از طریق ستاد وزارت صنعت، معدن و تجارت در سطح ملی و استانی منتشر خواهد شد.
اینکه طراحی چنین مسیری چقدر بتواند اثربخشی نهایی طرح در زمینه بهبود سطح و کیفیت تولید یا توسعه بخش صنعت را سبب شود، مشخص نیست. با این حال درباره این دستورالعمل باید به چهار هدف عمده و دو کانون تزریق تسهیلات بیش از هر موضوع دیگری توجه کرد.
آخرین آماری که در زمینه تزریق تسهیلات به تولید در قالب طرح «رونق تولید» مطرح شده ۳۱هزارمیلیارد تومان تسهیلات است. این تسهیلات که در قالب طرح تامین مالی بنگاههای تولیدی کوچک، متوسط و طرحهای نیمهتمام با پیشرفت بالای ۶۰درصد توسط شبکه بانکی پرداخت شده است. گزارش اخیر معاونت بررسیهای اقتصادی اتاق تهران نشان میدهد در سال ۱۳۹۹ چیزی نزدیک به ۳۱درصد از کل تسهیلات شبکه بانکی معادل ۵۸۰ هزار میلیارد تومان به بخش صنعت تزریق شده که عموما بهعنوان «سرمایه در گردش» به بنگاهها پرداخت شده است.
سیاستگذار برای اینکه تسهیلات را در اسرع وقت با کمترین انحراف به دست واحدهای اقتصادی برساند، تلاش کرده در سطح استانی و ملی اجماع ایجاد کند و این اجماع را به شکل قانونی در متن دستورالعمل جاری سازد. برای نمونه بند ۶ از ماده ۳ دستورالعمل تصریح کرده: «ارجاع سریع و منظم درخواستهای ابلاغشده به شعب بانک عامل و اعمال حداکثر مساعدت در بررسی، تصویب، انعقاد قرارداد و پرداخت تسهیلات به بنگاههای اقتصادی» باید در دستور کار مقامات اجرایی استانی باشد.
در عین حال در بند ۸ همین ماده تاکید شده «عدم پذیرش یا عدم تصویب درخواست بنگاههای اقتصادی در هر یک از مراحل فرآیندها، باید با ذکر دلایل، توسط مسوولان مربوط، در سامانه ثبت شود» که در نوع خود جالب توجه است.
بنگاههای متقاضی تسهیلات موظفند ظرف مدت یک ماه پس از ثبت درخواست در سامانه، مدارک خود را به شبکه بانکی ارائه کنند تا در اسرع وقت به وام تولید برسند. چنین موضوعی که در ماده۴ به آن اشاره شده نشان میدهد تلاش سیاستگذار این است که در سریعترین زمان ممکن پول را به واحد صنعتی برساند. این یکی از نکات مثبت دستورالعمل جدید «طرح رونق تولید» است که در نتیجه گزارش مکرر واحدهای تولیدی در زمینه دریافت تسهیلات با تاخیر بسیار در روند کار گنجانده شده است.
از آنجا که عمده مشکلات تزریق تسهیلات به تولید ناشی از نحوه ارتباط متقاضیان با بخش بانکی است، بند ۳ از ماده ۵ تصریح کرده شبکه بانکی باید حداکثر مساعدت را در بررسی، تصویب، انعقاد قرارداد و پرداخت تسهیلات به بنگاههای اقتصادی، بهعمل آورد و کلیه اقدامات صورتگرفته برای هر یک از متقاضیان را در سامانه ثبت کند.
در ماده ۶ نیز به منظور بهبود نظارت بر اجرای هرچه بهتر طرح، اعلام شده باید گزارشهای تحلیلی وضعیت پرداخت تسهیلات و اثربخشی آن، از طریق ستاد وزارت صنعت، معدن و تجارت در سطح ملی و استانی منتشر شود. در عین حال در ماده ۷ تصریح شده نظارت کلی بر حسن اجرای این دستورالعمل در بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی مرتبط، برعهده معاونت برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهادکشاورزی بوده و در بخش میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برعهده معاونت سرمایهگذاری و برنامهریزی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است. همچنین در حوزه وزارت صنعت، معدن و تجارت، نظارت کلی بر حسن اجرای این دستورالعمل در بخش تامین مالی و نوسازی و بازسازی بنگاههای اقتصادی برعهده معاونت امور صنایع، در بخش طرحهای نیمهتمام برعهده معاونت طرح و برنامه و درخصوص تامین مالی صنوف تولیدی، برعهده معاونت بازرگانی داخلی است.
نقدی که بر این بخش از دستورالعمل وارد است، درخواست نظارت بر حسن اجرای طرح از چند معاونت مختلف در چند وزارتخانه متنوع است که کار گزارشدهی، پایش، همسنجی و هماهنگی در حین و پایان اجرای طرح را دشوار و حتی ناممکن میکند. بهتر این بود با واگذاری مسوولیت نظارت بر حسن اجرای طرح به معاونت طرح و برنامه یا صنایع وزارت صمت، مسیر برای مسوولیتپذیری و نیز پاسخگویی نسبت به نتایج طرح به بهترین شکل ممکن هموار میشد. اهمیت این موضوع وقتی بیش از پیش عیان میشود که بدانیم وزارت صمت طراح این سیاست بوده اما مسوولیت اجرای بخشهایی از آن به وزارتخانههای دیگری سپرده شده است.
موضوعی که با چارچوبهای سیاستگذاری عمومی همسو نیست و پیش از این، شاهد انحراف در روند اجرای چنین رویههایی بودهایم. در عین حال، چنان که پیشتر نیز اشاره شد، از آنجا که بخش عمده گزارشهای ارائه شده از نحوه اجرای طرح رونق تولید به حجم تزریق تسهیلات و نه اثربخشی این تسهیلات در رشد اشتغال، رشد بهرهوری یا رشد تولید مربوط بوده، تغییر مکانیزم گزارشدهی به منظور پایش نحوه اجرای طرح و موفقیت یا عدم موفقیت آن باید در دستور کار بانیان طرح قرار گیرد.
منبع: دنیای اقتصاد
/ پایان نوشتار
کیفیت اجرای قانون جدید چک در همه بانکها یکسان نیست و در برخی از بانکها توجه کافی به ایجاد وحدت رویه در اجرای قانون نشده اما در برخی بانکها اجرای قانون به شکل صحیح درجریان است.
قانون جدید چک در سال ۹۷ به تصویب مجلس رسید و از همان سال اجرای آن به صورت مرحله به مرحله آغاز شد. در نخستین گام از اجرای این قانون، مسیر وصول وجه چک برگشتی بهینه شد و همین امر موجب شد تا نسبت چکهای برگشتی به کل چکهای صادره از ۲۳ درصد سال ۹۶ به ۱۱.۳ درصد در سال ۹۹ برسد.
این کاهش معنا دار چکهای برگشتی در حالی به وقوع پیوست که بخش مهمی از قانون جدید چک تازه از ابتدا سال ۱۴۰۰ به مرحله اجرا رسید. در همین خصوص از ابتدا فروردین سال جاری، ثبت و تأیید اطلاعات چکهای جدید در سامانه صیاد الزامی شد تا از این پس شخصیتهای حقوقی و حقیقی موظف باشند تا اطلاعات چکهای خود را در سامانه صیاد ثبت و تأیید کنند.
ثبت و تأیید اطلاعات چکهای جدید در سامانه صیاد این فرصت را برای صادرکنندگان و دریافت کنندگان چک ایجاد کرد تا با توجه به ثبت الکترونیک اطلاعات با خیال راحت از چک در مبادلات خود استفاده کنند و نگرانی از جهت سرقت، جعل و مفقودی چک نداشته باشند.
با وجود مزایای قانون جدید چک برای افراد، شیوه اجرای این قانون در مرحله الزامی شدن ثبت اطلاعات چکهای جدید در سامانه صیاد به گونهای نبود که رضایت خاطر همه استفاده کنندگان چک را به دست بیاورد. در این زمینه عملکرد برخی از بانکها موجب سردرگمی استفاده کنندگان حقوقی چک شده زیرا بر اساس گزارشهای میدانی، برخی از شعب بانکهای عامل آموزشهای لازم را در رابطه با اجرای قانون جدید چک به کارکنان خود ارائه ندادهاند یا در اجرای این قانون از رویه ثابتی پیروی نمیکنند.
انتقاد از فقدان وحدت رویه بانکها در اجرای قانون جدید چک
احمد آتشهوش، رئیس کمیسیون حقوقی و حمایت قضائی و مقرراتی اتاق ایران در گفت و گو با خبرنگار مهر با اذعان به تأثیر قانون جدید چک بر کاهش چکهای برگشتی از رویه برخی از بانکها در اجرای قانون انتقاد کرد و اظهار داشت: ما معتقدیم که در حال حاضر رویه ثبت اطلاعات چک در سامانه صیاد به خود بانکها واگذار شده است و هر بانکی یک روش خاص را در درگاه اینترنتی خود قرار داده است.
وی ادامه داد: انتظار ما این است که رویه ثابتی در بانکها به وجود بیاید که برای این کار، بانک مرکزی میتواند یک اپلیکیشن واحدی درست کند که کار ثبت، تأیید و انتقال همه چکها از آن طریق انجام شود.
رئیس کمیسیون حقوقی و حمایت قضائی و مقرراتی اتاق ایران با اشاره به اقدامات بانک مرکزی برای حل مشکلات اجرای قانون جدید چک گفت: در جلساتی که با بانک مرکزی داشتیم خوشبختانه بانک مرکزی متوجه برخی مشکلات شده و هم اکنون تلاش میکند تا نظارت بیشتری بر بانکها اعمال کند.
آتش هوش خاطر نشان کرد: در اتاق بازرگانی از اجرای قانون جدید چک استقبال میکنیم اما لازم است بانک مرکزیزیرساختهای را تکمیل کند تا اجرای این قانون، اختلالی در امور جاری فعالان اقتصادی از جمله شرکتهای پخش ایجاد نکند.
تدابیر برخی از بانکها برای اجرای بهینه قانون
در حالی برخی از بانکها به دلیل ارائه نکردن آموزشهای کافی به کارکنان خود و همچنین نداشتن وحدت رویه، مشکلاتی را برای شرکتهای حقوقی در ثبت و تأیید اطلاعات چکهای جدیدرقم زدهاند که برخی از بانکهای دیگر با اندیشیدن تدابیری از ایجاد مشکل برای این شرکتها جلوگیری کردهاند.
در همین زمینه مازیار فرزین، معاون اداره مبادلات یکی از بانکهای کشور ضمن مفید خواندن قانون جدید چک و اذعان به نقش مثبت این قانون در افزایش اعتبار چک گفت: در قانون جدید چک ۲ سال به بانک مرکزی و شبکه بانکی فرصت داده شد تا قانون را اجرا کنند. در این میان بانک مرکزی یک مهلت سه ماهه اضافه، هم گرفت و بر همین اساس بخش مهمی از قانون جدید چک که شامل الزامی شدن ثبت اطلاعات چکهای جدید در سامانه صیاد میشد از ابتدا امسال اجرایی شد.
وی با اشاره به مشکلاتی که برای برخی از افراد در فرایند ثبت کردن چکها به وجود آمده است خاطر نشان کرد: این قانون در شرایط کرونا و زمانی که بسیاری از نیروهای بانکها مستهلک شده بودند به اجرا درآمد با این حساب بانک مرکزی و شبکه بانکی برای اجرای قانون جدید چک مصمم هستند و مشکلات هم به زودی حل میشود.
این مقام مسئول در نظام بانکی درباره اقدامات این بانک برای خدمت رسانی مناسب به مشتریانی که از چک استفاده میکنند، عنوان داشت: ما در بانک خودمان قبل از اینکه ثبت اطلاعات چک در سامانه صیاد الزامی شود در بروشورها و کاتالوگهایی نسبت به اطلاع رسانی و تبلیغ شرایط جدید به شیوه کاربردی برای مشتریان اقدام کرد که این موضوع تأثیر خوبی در اجرای قانون گذاشت و موجب شد تا در فرایند ثبت اطلاعات مشکل خاصی در این بانک به وجود نیامد.
فرزین درباره روش ایجاد وحدت رویه در بانک پارسیان گفت: علاوه بر این ما برای کارکنان خود از پایینترین کارکنان تا بالاترین آنها، دورههای آموزشی برگزار کردیم تا همه افراد از رویههای اجرای قانون جدید چک مطلع شوند.
وی افزود: بانک مرکزی برای وقفه ایجاد نشدن در فرایند نقدشوندگی چکها، سامانهای مرکزی را برای انجام این کار راه انداخت تا بانکهایی که زیرسامانههای خود را آماده نکردهاند از این سامانه استفاده کنند اما بانک ما از همان ابتدا سامانه مخصوص به خود را راه اندازی کرد تا کاربران از مسیر سامانه اختصاصی بانک کارپردازیهای مربوط به چک را به راحتی انجام دهد.
دبیر کمیسیون خزانه داری و نظامهای پرداخت کانون بانکهای خصوصی در خصوص اقدامات انجام شده برای حل مشکلات شرکتهای حقوقی خاطر نشان کرد: هنوز مشکلاتی وجود دارد اما بانک ما تلاش کرد تا با استفاده از اینترنت بانک این مشکلات را حل کند. برای همین هم این امکان را در اینترنت بانک ایجاد کردیم تا هیأت مدیرههایی که فرصت ندارند برای صدور چک وارد پرتال شوند، یک امین شرکت معرفی کنند که آن فرد بتواند کارها را انجام دهد و فقط لازم باشد صاحبان امضا برای کلیک نهایی وارد پورتال شوند.
لزوم نظارت بیشتر بر شبکه بانکی
همان طور که توضیح داده شد، اجرای بخشیهایی از قانون جدید چک تاکنون موجب کاهش چکهای برگشتی و افزایش اعتبار چک در بازار شده است. بر این اساس انتظار میرود اجرایی شدن بقیه بخشهای قانون مانند الزامی شدن ثبت اطلاعات چکهای جدید در سامانه صیاد نیز بر افزایش اعتبار چک در بازار تأثیر بسزایی داشته باشد.
در این میان موضوعی که برخی شرکتهای حقوقی را با مشکل مواجه کرده نه خود قانون بلکه شیوه اجرای آن در برخی از بانکها است. در مقابل برخی از بانکها هم با شیوه صحیح اجرای قانون جدید چک، موجب رضایتمندی مشتریان خود شدهاند. در این شرایط لازم است تا بانک مرکزی برای ساماندهی بانکهایی که در اجرای قانون، وحدت رویه ندارند و خدمات مناسبی را به مشتریان حقوقی خود ارائه نمیکنند، وارد عمل شود و شبکه بانکی را ملزم کند که قانون جدید چک را با رویه مشخص و کاربردی به اجرا گذارند.
منبع: خبرگزاری مهر
/پایان نوشتار