فیلم | ناترازی منطقی
شرح این ویدئو قصه آشنای اقتصاد دولتی و دستوریه قصه تحریم و رانت و تورم و فقر که تمومی نداره مگر با صلح، صلح با آمریکای زورگو!

شرح این ویدئو قصه آشنای اقتصاد دولتی و دستوریه قصه تحریم و رانت و تورم و فقر که تمومی نداره مگر با صلح، صلح با آمریکای زورگو!
دو دیدگاه متفاوت با هدفی مشترک؛
انتخاب شما کدام گزینه است؟
روایت کوبا و تحریم 65 ساله آمریکا، ماجرای بلاییست که گریبانگیر اقتصاد ماست اما هنوز با عمق فاجعه فاصله داریم.
روایت آقای دنیا؛ که باید پذیرفت.
زورگوست؟ بله
قلدرمابست؟ بله
غیرمنطقیست؟ بله
باید از نزدیک ببینید کشوری که 65 سال با دنیا تجارت نکرده به چه روزی میافته که بفهمید لجاجت راه چاره نیست. فقط ارتباط و دوستی هوشمندانه.
شما نظر دیگهای دارید؟
راه موفقیت دولت سیزدهم از بازگشت به آموزههای علم اقتصاد و باز کردن باب گفتوگو با جامعه میگذرد. این نکته از بنیادی استوار برخوردار است و بر پایه تجربیات موفق جهانی در زمینه توسعه بنا شده است. این دو موضوع که در پانزدهمین نشست هیات نمایندگان اتاق ایران از سوی رئیس اتاق مطرح شدند، به عقیده شافعی کلید رفع مشکلات کشور و خروج دولت از تنگنای کنونی هستند. «تقاضا از دولت برای توجه به منطق علم اقتصاد در اداره امور کشور» و «گفتوگوی صادقانه با مردم، نهادهای مدنی و گروههای مرجع برای عبور از مشکلات» دو توصیهای است که رئیس اتاق بازرگانی ایران بهطور مشخص به ابراهیم رئیسی رئیسجمهور منتخب داشت. غلامحسین شافعی در این نشست مسائل اقتصادی کشور را نه منتسب به عملکرد یک شخص یا یک تیم، بلکه مرتبط با رویههای غلط موجود در ساختار تخصیص منابع دانست. از آنجا که اخیرا بحثهای بسیاری حول محور فردی بودن چالشهای کشور مطرح شده، شافعی به این نگرش پاسخ داد و تاکید کرد: «بهنظر میرسد مسائل اقتصادی در ایران بیش از آنکه به هنر مدیریت مربوط باشد، به میزان مقید بودن به آموزههای دانش اقتصاد و رابطه اقتصاد و سیاست مربوط است.» وی با یادآوری نقش مشورتی اتاق بازرگانی برای سران قوا اظهار کرد: «اگر اقتصاد اولویت اول کشور است، سیاست داخلی و سیاست خارجی باید در خدمت دستیابی به اهداف چنین اولویتی تنظیم شود. واضح است که برای رفع بیثباتی در اقتصاد کلان کشور و بهبود وضعیت معیشتی مردم، تنها رفع تحریمها و رفع اختلاف با کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی کافی نیست؛ اما صادقانه باید پذیرفت در شرایط تحریمی، رشد اقتصادی پایدار و ثبات اقتصادی بهوجود نخواهد آمد.»
شافعی با اشاره به نتایجی که در دو دوره ریاستجمهوری محمود احمدینژاد و حسن روحانی حاصل شد، به منتخب سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری یادآوری کرد: «نه خواست آقای احمدینژاد بود که کشور را با میانگین رشد اقتصادی حدود ۵/ ۴ درصدی تحویل بگیرد و با میانگین رشد ۳/ ۳ درصدی در طول دوره تحویل بدهد و نه خواست آقای احمدینژاد بود که کشور را با تورم ۱۵ درصدی و نرخ دلار ۸۵۰ تومانی تحویل بگیرد و با نرخ تورم ۳۰ درصدی و نرخ دلار ۳ هزار و ۵۰۰ تومانی تحویل دهد. نه خواست آقای روحانی بود که زمان تحویل کشور نرخ تورم ۴۲ درصد و نرخ دلار حدود ۲۵ هزار تومان باشد. این سادهاندیشی است که همه این اتفاقات را فقط و فقط به عملکرد یک شخص یا یک تیم منتسب کنیم؛ واقعیت آن است که اگر افراد دیگری که هنر مدیریت بهتری دارند بازهم در ساختار تخصیص منابع موجود با روندهای غلط تحکیم شده در آن بنشینند، وضعیت بهبود نخواهد یافت. بهنظر میرسد مسائل اقتصادی در ایران بیش از آنکه به هنر مدیریت مربوط باشد، به میزان مقید بودن به آموزههای دانش اقتصاد و رابطه اقتصاد و سیاست مربوط است.» وی در ادامه تاکید کرد: جناب آقای رئیسی؛ لازم نیست اینجانب برای جنابعالی و در حضور اعضای هیات نمایندگان اتاق ایران که خود در صف مقدم تولید و تجارت هستند، فهرست مشکلات فعلی اقتصادی و اجتماعی ایران که در هم آمیختهاند را بازگو کنم. وی افزود: کشور به لحاظ رشد اقتصادی، تورم، توزیع درآمد و فقر، سرمایهگذاری، کسری بودجه و ناترازی منابع و مصارف بانکی و نظام بازنشستگی در وضعیت نامناسبی است. به این اینها باید مسائلی که کشور در منابع پایه مانند آب، خاک، محیطزیست و انرژی روبه روست را هم اضافه کرد. از همه اینها مهمتر، تنزل سرمایه اجتماعی و امید به آینده مطلوب در کشور است. اعتماد مردم و همراهی آنها با دولت برای حل مسائل و امید به آینده شرط کافی برای اجرای اصلاحات ساختاری است که متاسفانه چندان وضعیت مطلوبی ندارد.
رئیس پارلمان بخش خصوصی مهمترین و کلیدیترین اقدام برای بازگرداندن منطق به اقتصاد را از طریق اجماع در دولت و کلیه ارکان نظام بر دو موضوع دانست و گفت: «اول، رابطه اقتصاد و سیاست در سطح داخلی و بینالمللی و دوم افزایش رشد اقتصادی.» شافعی با تبریک به ابراهیم رئیسی بابت پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری، گفت: «بازخوانی تجارب تاریخی کشور در سیاستگذاری برای بهبود وضعیت اقتصاد نشان میدهد مهمترین عامل توضیحدهنده توفیق کم در مسائل، غفلت از رعایت منطق علمی در سیاستگذاریها از جمله در حوزه مسائل اقتصادی بوده است.»
شافعی با اشاره به شرایط شکننده کشور در مقابله با چالشهای متعدد حکمرانی افزود: «تغییر دولت و ریل اجرایی کشور در زمانی مطرح میشود که اقتصاد و جامعه ایران در وضعیت بسیار حساسی قرار گرفته است که شاید بتوان گفت در تاریخ معاصر این مرز و بوم اگر بیسابقه نباشد، کمسابقه است. این وضعیت ایجاب میکند که اولا خبرگان کشور، نهادهای مدنی و صنفی و جامعه دانشگاهی و تشکلهای اقتصادی، همه توان علمی و تجربیات ذیقیمت خود را در اختیار دولت و مجلس و قوهقضائیه قرار دهند. در همین راستا، اتاق ایران در دوران انتخابات در قالب دو گزارش مهم، هم دیدگاههای گنجآفرین اقتصادی و هم انتظارات فعالان اقتصادی را برای کاندیداها و مردم تشریح کرد و طی چند روز آینده نیز ویرایش نهایی گزارش خود را برای دولت منتخب ارسال خواهد کرد. امید داریم این تلاشها و نظرات در طراحی سیاستهای آتی مفید واقع شود.»
در این نشست که به صورت مجازی برگزار شد، حسن فروزانفرد نکاتی در خصوص مسکوت ماندن لایحه دوقلوی شفافیت و تعارض منافع نکاتی را یادآور شود. فرشید شکرخدایی نیز در سخنانی، بر لزوم توجه به نظام ارزیابی عملکرد معاونتها و هیات نمایندگان و نظام جامع آموزش و مدیریت دانش تاکید کرد. پیام باقری نیز مشکلات خاموشی و اقتصاد برق را یادآوری کرد و ناصر ریاحی نیز درباره دلایل عدم تامین واکسن کرونا توسط بخشخصوصی توضیحاتی ارائه کرد. مهمترین نکات مطرح شده در این نشست، اما از زبان رئیس اتاق بازرگانی، صنعت، معدن و کشاورزی ایران خطاب به رئیسجمهور منتخب ارائه شد.
یکی از نکاتی که در پانزدهمین نشست هیات نمایندگان اتاق ایران از زبان غلامحسین شافعی بیان شد، مساله تحریم و ضرورت احیای برجام بود. وی یادآور شد: «اگر اقتصاد اولویت اول کشور است، سیاست داخلی و سیاست خارجی باید در خدمت دستیابی به اهداف چنین اولویتی تنظیم شود. واضح است که برای رفع بیثباتی در اقتصاد کلان کشور و بهبود وضعیت معیشتی مردم، تنها رفع تحریمها و رفع اختلاف با کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی کافی نیست؛ اما صادقانه باید پذیرفت در شرایط تحریمی، رشد اقتصادی پایدار و ثبات اقتصادی بهوجود نخواهد آمد.» شافعی تصریح کرد: «عملکرد اقتصاد کشور بهطور مستقیم و غیرمستقیم از تحریمها تاثیر پذیرفته است و بخش زیادی از انرژی مسوولان تراز اول کشور بهجای فرصتآفرینی برای استفاده از مزیتهای کشور در عرصه بینالمللی و منطقهای صرف مدیریت روزمره اقتصاد کشور و بهاصطلاح دور زدن تحریمها شده است.»
شافعی با تشریح شرایط کشور اعلام کرد: «بخش خصوصی معتقد است اگر وضع اقتصادی عمومی مردم و بهویژه کارگران مناسب نیست، اگر دولت دچار کسری بودجه مزمن است، اگر وضعیت صندوقهای بازنشستگی و بازنشستگان نامساعد است و اگر سرمایهگذاری افت کرده و دهها اگر دیگر، دو دلیل عمده دارد؛ اول نامناسب بودن وضعیت تولید و ثروت آفرینی در کشور و دوم، عدم شایستهسالاری در انتخاب مدیران ارشد و تحکیم ساختارهای غلط توسط آنها.» رئیس اتاق بازرگانی ایران اعلام کرد: «زمینهسازی برای درمان رشد اقتصاد، در گرو بهبود محیط کسبوکار و بسترسازی برای ورود سهل سرمایهگذاران و کارآفرینان به عرصه فعالیتهای مولد اقتصاد است.» وی خطاب به منتخب ملت گفت: «محیط کسبوکار نتیجه و محصول یک مجموعه سیاست است؛ از تنشزدایی و توسعه روابط بینالملل گرفته تا توسعه دولت الکترونیک و سهل کردن فرآیندهایی که تولید درگیر آن است. بنابراین انتظار بر آن است که دولت جدید با تغییر رویکرد نسبت به دولتهای پیشین، بهبود محیط کسبوکار را فراتر از بهبود اعداد و ارقام در گزارشهای داخلی و خارجی و اجرای برخی از اقدامات مقطعی و نمادین مورد توجه قرار دهد.»
شافعی با یادآوری الگوهای جهانی بهبود محیط کسب وکار، گفت: «بازخوانی تجارب موفق در خصوص بهبود محیط کسبوکار در کشورهای دیگر نظیر چین و ترکیه نشان میدهد که برقراری ثبات اقتصادی پیشنیاز بهبود محیط کسبوکار است و پس از آن اصلاح رویههای اجرایی در بهبود محیط کسبوکار هستند و شاهکلید سادهسازی رویهها، توسعه دولت الکترونیک است که بیش از قانونگذاری اهمیت دارد.»
اما پس از صحبتهای غلامحسین شافعی، تعدادی از اعضای هیات نمایندگان اتاق ایران و نیز فعالان بخش خصوصی به ایراد نظرات خود در خصوص مسائل مختلف پرداختند. بحثهایی در خصوص وضعیت تولید، مصرف و سیاستگذاری برق که به بهانه خاموشیهای اخیر صورت گرفت حاوی نکات مهمی بود.
پیام باقری یکی از سخنرانان نشست بود که به تشریح وضعیت نیروگاهی کشور پرداخت. نایبرئیس هیاتمدیره سندیکای صنعت برق ایران اعلام کرد: از سال ۱۳۹۲ به بعد، بخش خصوصی وارد سرمایهگذاری برق نمیشود؛ چراکه این بخش نمیتواند با دولتی که در صنعت برق ناظر، داور، مصرفکننده، تولیدکننده، طلبکار، بدهکار، سرمایهگذار و نرخگذار است، رقابت کند. باقری با اشاره به اینکه فشار به صنایع و اقتصاد تحتالشعاع خاموشیهاست، گفت: بحث سرمایهگذاری آثار بلندمدتی دارد و همزمان نگهداری و تعمیر نیروگاهها در کنار سرمایهگذاری برای ساخت واحدهای جدید نیز دارای اهمیت است. بر اساس مصوبات باید ۲۲ درصد رشد ظرفیت را تجربه میکردیم، اما شاهد شیب نزولی جدید در سرمایهگذاری صنعت برق هستیم و در این شرایط خاموشی در تابستان ۱۴۰۰ محتوم بود که البته فشار عمده آن روی صنایع است.
نایبرئیس هیاتمدیره سندیکای صنعت برق ایران تاکید کرد: اینکه میگویند مصرف برق در ایران بالاست، آدرس غلط میدهند ،چراکه در ایران شدت مصرف در مقایسه با تولید ناخالص داخلی بالاست که دلیل آنهم به بهرهوری پایین برمیگردد. به عقیده باقری، این بهرهوری پایین ناشی از این است که در اقتصاد ایران انرژی یارانهای است و ۸۶ میلیارد دلار در حوزه انرژی یارانه پرداخت میشود که میتوانست وارد سرمایهگذاری شود.
او همچنین نظام حقوقی و قراردادی یکجانبه در صنعت برق را از جمله مشکلات این حوزه دانست و گفت: متاسفانه قراردادهای سلیقهای به صنعت تحمیل شده و حالا با ۴۰۰ قرارداد تعلیقی در صنعت برق مواجه هستیم که مشکل بزرگی است و در نتیجه آن، بخش خصوصی روز به روز نحیفتر شده و درنهایت با تعدیل نیرو کاهش ظرفیت تولید و ورشکستگی مواجه است.
باقری همچنین با اشاره به اینکه زنجیره تامین و صادرات برق مشکلاتی دارد، تصریح کرد: همه این عوامل باعث شده ما از اهداف برنامه ششم بهشدت عقب باشیم؛ بهگونهای که باید امروز ۵ هزار مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر وارد مدار میکردیم که بخش تحقق یافته آن فقط حدود ۸۰۰ هزار مگاوات است.
او عارضه اصلی صنعت برق را تصدیگری دولت دانست و افزود: وزارت نیرو باید دست از رقابت با بخش خصوصی بردارد و اجرای قوانین بالادستی مثل قانون ماده ۱۲ و اصلاح اقتصاد برق و افزایش تدریجی حاملهای انرژی در دستور کار قرار گیرد.
نایبرئیس هیاتمدیره سندیکای صنعت برق ایران همچنین با اشاره به اینکه تبادل برق به معنای صادرات برق نیست، گفت: اینکه برق را از کشورهای شمالی که در پیک نیستند وارد کرده و به مقاصد دیگری ارسال کنیم، تجارت برق است و برای حل مشکلات داخل باید به سرمایهگذاری در این حوزه توجه شود.
در ادامه نشست ناصر ریاحی، رئیس اتحادیه واردکنندگان دارو، درباره دلایل عدم تامین واکسن کرونا توسط بخشخصوصی توضیحاتی ارائه کرد. ریاحی تصریح کرد: در فروردین ۱۴۰۰ رئیسجمهوری اعلام کرد بخش خصوصی نمیتواند با ارز نیمایی یا ارز آزاد واکسن ضدکرونا وارد کند. آن دوران، دوران خاصی بود. از ژانویه ۲۰۲۱ کشورهای خارجی واکسیناسیون را شروع کرده بودند ولی برآورد دقیقی از شرایط نداشتند. واکسنهای تولیدشده بعد از کار آزمایی فاز سوم، وارد بازار شده بود و منتظر تاثیر بالینی آن نمانده بودند. تاریخمصرف واکسنهای تولیدشده دو یا سه ماه بود. او ادامه داد: در ایران هم اجازه مصرف اضطراری به واکسنهای اسپوتنیک و سینوفارم داده شد. واکسن آسترازنکا هم در کره جنوبی، برزیل، روسیه، امارات و هند تولید شده بود، اجازه واردات داشتند و وزارت بهداشت به واردات واکسن آسترازنکا بهشرط تولید غیراروپایی اجازه واردات میداد.
عضو هیات نمایندگان اتاق ایران تصریح کرد: همان زمان ۶میلیون دز واکسن آسترازنکا و اسپوتنیک به ما معرفی شد. این کشورها نامهای از طرف دولت میخواستند اما وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سختگیری کرد. البته در همان زمان به ۳۸ شرکت مجوز واردات واکسن داده بودند، ولی به اهلیت این شرکتها توجه نشده بود. وقتی برآورد هزینه انجام شد، قرار بود با همه ملاحظات هزینه واکسن توسط بخش خصوصی ۲۵۰هزار تومان اعلام شود.
ریاحی ادامه داد: همان زمان یکی از بانکها خصوصی اعلام کرد عملیات بانکی را مجانی انجام میدهد و وعده هماهنگی ارزی داده شد. ما دنبال نامه رفتیم، ولی دو هفته مقاومت شد. از طرفی پروفرمای ما دو هفته اعتبار داشت. نامه را که صادر کردند دوره موج سوم بود، اما وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نامه را با پست عادی فرستاد، در واقع ما دوران طلایی را از دست دادیم.
ریاحی تصریح کرد: ساختار وزارت بهداشت نمیتواند سریع کار کند. ما در آخرین مورد واکسن آسترازنکا در هند پیدا کردیم که با ریسک شخصی و اعتبار اسنادی چهار هفته وارد کنیم که بعد صادرات واکسن از هند ممنوع شد مگر به امضای نخستوزیر هند. الان هم صلیب سرخ چین واکسن را به هلالاحمر ایران میدهد. بههرحال این رویه مشکلآفرین بود. اگر از اول انجام میدادیم بخشی از واکسن توسط بخش خصوصی وارد میشد. الان هم ما برای ۳ میلیون دز ال سی باز کردهایم و امیدواریم انجام شود.
حسن فروزانفرد، عضو هیات نمایندگان اتاق ایران نیز در این نشست گفت: دولت روحانی یک لایحه دوقلو درباره شفافیت و تعارض منافع در دستور کار داشت که از اتاق ایران نیز دعوت شده بود در کمیته فرعی بررسی حضور داشته باشد و درباره کلیات و بندها نظر دهد که سعی شد بر بهبود نگارش اثر گذاشته شود.
او ادامه داد: این لوایح در سال ۹۹ تدوین شد و قسمتی از خواسته اتاق ایران نیز در آن مورد توجه قرار گرفت و امیدوار بودیم در تعامل با مجلس اصلاح شود که تا پایان مجلس دهم عملی نشد، اما در مجلس جدید لایحه را کنار گذاشتهاند و نظرات متفاوتی مطرح میکنند؛ حتی در مواردی مسابقه ارائه طرح به راه افتاده است. بهنظر میرسد لایحه جامع شفافیت کنار گذاشته شده و لایحه تعارض منافع نیز که در قالب طرح مطرح شده، ملغمهای است که حتی مرکز پژوهش مجلس بهصورت رسمی منتقد آن بوده و در دستور کار صحن قرار گرفته است. فروزانفرد افزود: در برنامه شاخص اتاق نهم به اصلاحات زیرساختی در شفافیت و خرد جمعی تاکید شده بود و در دوره گذشته پیشنهادی ارائه شد برای راهاندازی کمیته شفافیت که مطالبهگری خوبی محسوب میشد و در برنامه جدید اتاق نیز به این موارد تاکید شده بود. حالا در مواجهه با واقعیتی هستیم که به اتاق آسیب میزند و کارکرد و نحوه تصمیمگیری اتاق نکاتی مطرح میکنند که به ضرر بخش خصوصی است. او با تاکید بر اینکه وضعیت در تعارض منافع خطرناکتر است، اظهار کرد: باید به تفاوت ماهیتی اتاق ایران با وزارتخانهها توجه شود. در نگاه تعارض منافع دیدگاه دولتی این است که کارمندان ثابت کنند بنگاهدار نیستند، ولی اعضای هیات نمایندگان باید صاحب کسبوکار باشند. تعاریف این دو یکی نیست. باید دستبهکار شویم شفافیت و تعارض منافع مشخص شود وگرنه با تصویر ساخته شده از اتاق و جهتگیریهای مجلس، شاهد طرحهای خاص ضد اتاق خواهیم بود.
منبع: دنیای اقتصاد
/ پایان نوشتار
منابع بلوکه شده ایران که با تمدید ۹۰ روزه معافیت از تحریم احتمالا قرار است آزاد شود، به گفته برخی منابع آگاه حدود ١۵ میلیارد دلار است.
منابع بلوکه شده ایران در سایر کشورهای دنیا از جمله کره و ژاپن در حالی قرار است با تمدید معافیت قبلی برای ۹۰ روز دیگر، در کشورهای کره و ژاپن آزاد شود که منابع آگاه میزان این منابع را ۱۵ میلیارد دلار برآورد میکنند.
طبق ابلاغیهای که وزارت امور خارجه آمریکا به کنگره ارسال کرده است، این معافیت تحریمی که به امضای «آنتونی بلینکن» وزیر خارجه ایالات متحده درآمده است، «انتقال وجوه ایران در حسابهای محدود شده به صادرکنندگان در ژاپن و جمهوری کره (کره جنوبی) را مجاز میداند».
در بخشی از ابلاغیه وزارت خارجه ایالات متحده آمده است که این معافیت اجازه میدهد تا پولهای ایران که در نتیجه تحریمهای آمریکا مسدود شده بود، بدون نقض قانون آزاد شود.
وزارت خارجه آمریکا در خصوص هدف از این اقدام به کنگره اعلام کرد: «صدور مجوز برای استفاده از این وجوه برای بازپرداخت به صادرکنندگان در این حوزهها (کره جنوبی و ژاپن) موجب میشود که این نهادها صادرات کالا و ارائه خدمات به ایران را ابقاء کنند و یک محرک مداومی در روابط دوجانبه مهم ایجاد شود و ذخایر خارجی ایران نیز کاهش یابد».
ادعای مقامات امریکایی در حالی است که معافیت مذکور در سه ماه گذشته نیز بیاثر بود و منجر به آزاد شدن منابع ایران نشد.
با این وجود و اگرچه منابع خبری اعلام کرده بودند که داراییهای بلوکه شده در این مرحله، صرفاً صرف واردات کالاهای اساسی خواهد شد، اکنون یک منبع مطلع در نظام بانکی در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید که منابع در ازای واردات کالاهای غیراساسی نیز قابلیت تخصیص دارد.
او میافزاید: برآوردها حکایت از آن دارد که بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار منابع بلوکه شده آزاد خواهد شد؛ این در حالی است که بانک مرکزی در سال گذشته حدود ۹ میلیارد دلار ارز به کالاهای اساسی اختصاص داده است.
این مقام مسئول در نظام بانکی میگوید: منابع مالی موجود در کره حدود ۷ میلیارد دلار است که ناشی از فروش نفت و میعانات گازی ایران در دوران ریاست جمهوری ترامپ بوده که در کره جنوبی بلوکه شده است.
وی اظهار داشت: منابع مالی در ژاپن هم ناشی از فروش نفت بوده و ارز ین در دسترس است که از این منابع میتوان برای خرید کالاهای اساسی و سایر کالاها استفاده کنیم، پس منابع صرفاً مختص کالاهای اساسی نخواهند بود؛ از سوی دیگر، این منابع در بانکهای بزرگ و معتبر کره و ژاپن قرار دارند و کشورهایی که قرار است ایران از آنها کالا وارد کند، در این بانکها حساب دارند؛ پس اگر دولت برنامه دقیقی برای هزینه کرد این منابع داشته باشد، به طور قطع میتوان بخشی از نیاز صنایع داخلی به تجهیزات و ماشین آلات را تأمین کرد.
منبع: خبرگزاری مهر
/ پایان نوشتار
روز گذشته، یک خبر مهم درخصوص دسترسی ایران به داراییهای خود در دو کشور مخابره شد که میتواند آغازی بر پایان تحریمهای اقتصادی باشد. بر این اساس آمریکا بهمنظور تسهیل دسترسی ایران به منابع خود در کرهجنوبی و ژاپن از بخشی از تحریمهای تجاری چشمپوشی میکند. به گزارش یک پایگاه خبری آمریکایی، وزارتخارجه آمریکا به کنگره این کشور اطلاع داده است که با هدف دادن دسترسی به ایران، بخشی از تحریمهای تجاری را لغو خواهد کرد. این در حالی است که چند روز قبل توافقات بین جنت یلن، وزیر خزانهداری آمریکا و وزیر اقتصاد کرهجنوبی در حاشیه اجلاس جی ۲۰ خبرساز شده بود. در روزهای گذشته «دنیایاقتصاد» در گزارشی با عنوان «سیگنال آزادسازی دلارها از ونیز» به جزئیات این توافق پرداخت. طی این توافق کرهجنوبی و آمریکا درباره دسترسی ایران به منابع مالی خود در کره به توافق رسیدند و قرار شد ایران از طریق کانال مالی سوئیس بتواند از داراییهای بلوکهشده خود در کرهجنوبی برای واردات محصولاتی چون موادغذایی و کالاهای پزشکی استفاده کند.
داراییهای ایران در کرهجنوبی بالغ بر ۷میلیارد دلار اعلام شده است. سفر وزیرخارجه ژاپن به ایران را که بهزودی انجام میشود، میتوان نشانه هماهنگی و همکاریهای بیشتر با ایران برای آزادسازی منابع دانست. گذشته از این اخبار سیاسی بهنظر میرسد در صورت آزاد شدن منابع ایران در کره با توجه به خرید این منابع خارجی از سوی بانکمرکزی و تحویل معادل ریالی آن به دولت، این ارزها متعلق به بانکمرکزی خواهد بود. برای پیشبینی تاثیرات آزادسازی این دلارهای بلوکهشده بر اقتصاد ایران میتوان گفت این اقدام هم در بخش انتظارات موثر خواهد بود و هم بخش متغیرهای کلان مانند تورم و پایه پولی را تحتتاثیر قرار خواهد داد. «دنیایاقتصاد» ضمن ارائه این خبر به تحلیل اثرات آن بر فضای اقتصاد کلان پرداخته است.
یک پایگاه خبری آمریکایی از قصد دولت این کشور برای لغو برخی از تحریمهای تجاری ایران خبر داد. پایگاه خبری واشنگتنفریبیکن گزارش داد وزارت خارجه آمریکا به کنگره اعلام کرده با هدف ایجاد دسترسی جمهوری اسلامی ایران به داراییهای بلوکهشده خود در ژاپن و کرهجنوبی، از بخشی از تحریمهای تجاری ایران چشمپوشی میکند. براساس این گزارش، این معافیت که آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا آن را امضا کرده است، انتقال وجوه ایران به حسابهای محدود به صادرکنندگان در ژاپن و جمهوریکره را مجاز میداند. این معافیت امکان میدهد تا پول ایران که در نتیجه تحریمهای آمریکا بلوکه شده بود، بدون نقض قانون آزاد شود. البته طبق اعلام وزارتخارجه آمریکا این معافیت اجازه انتقال وجوه به ایران را نمیدهد و صرفا امکان بازپرداخت به شرکتهای ژاپنی و کرهای را که کالاها و خدمات غیرتحریمشده را قبل از تشدید تحریمهای ایالاتمتحده توسط دولت قبلی صادر میکردند، ایجاد میکند.
در متن این گزارش آمده است: براساس اعلام سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بلینکن لغو تحریمها را امضا کرد تا به ژاپن و کره ۹۰روز دیگر فرصت دهد معاملات خود را با ایران کامل کنند. منابع مسدود ایران در ژاپن و کرهجنوبی بالغ بر ۵/ ۸میلیارد دلار است که با توجه به قیمت ارز در بازار آزاد معادل ریالی آن رقم قابلتوجهی بالغ بر ۲۰۰هزار میلیارد تومان است.
با اخبار آزادسازی منابع بلوکهشده ایران، صحبتهای بسیاری درباره عاملیت استفاده این منابع ارزی شده است؛ درنهایت این دلارها متعلق به دولت است یا بانکمرکزی؟ برخی معتقدند دلارهای آزادشده در اختیار دولت قرار میگیرد خرج مخارج جاری و پوشش کسری بودجه میشود و در طرف مقابل برخی این منابع را متعلق به بانک مرکزی میدانند. نکته کلیدی درباره این موضوع این است که نقطه اثر این منابع در اقتصاد ایران در هر کدام از شرایط محتمل، متفاوت خواهد بود.
پیگیریهای «دنیایاقتصاد» حاکی از آن است که عاملیت این ارزها به بانک مرکزی تعلق دارد. باید توجه داشت آزادسازی این منابع متفاوت از فروش منابع نفتی است که منجر به افزایش پایه پولی میشود و در حقیقت آزادسازی این منابع اتفاقی جدید در اقتصاد ایران است. بهنظر میرسد دولت در سالهای اخیر این منابع ارزی را در دورانی که دسترسی به این منابع وجود نداشت، به بانکمرکزی فروخته و معادل ریالی آن را دریافت کرده و یکی از دلایل اصلی رشد قابل توجه پایه پولی و نقدینگی در سالهای پس از خروج آمریکا از برجام و نرخهای تورم بالا از همین محل رخ داده است. با توجه به این موضوع بهنظر میرسد دلارهای آزادشده میتواند بر شرایط واقعی و انتظارات درباره نرخ ارز و متغیرهای کلان تاثیرگذار باشد.
در بخش ارز، ورود دلارهای بلوکهشده موجب میشود انتظارات افزایشی نسبت به قیمت ارز تعدیل شود و در بخش واقعی اقتصاد بازارساز بتواند با کاهش فشار تقاضا قیمت ارز را تا حدودی کنترل کند. از سوی دیگر این دلارها به بانکمرکزی اجازه میدهد تا بتواند از طریق تامین دلار مورد نیاز واردکنندگان و دیگر تقاضاکنندگان در بازار ارز و دریافت معادل ریالی این ارزها از آنها اقدام به جمعآوری نقدینگی و پایه پولی از بازار کند.
این اقدام از چند کانال تاثیرات مثبتی بر فضای اقتصاد کلان بر جای میگذارد؛ ابتدا با کاهش پایه پولی به کنترل تورم میانجامد و از طرف دیگر با تامین ارز برای ورود مواد اولیه و دیگر کالاهای وارداتی فضای بهتری را برای رونق اقتصادی ایجاد خواهد کرد. باید توجه کرد این اقدامات به تعدیل انتظارات در اقتصاد کلان، مخصوصا انتظارات تورمی منجر میشود تا در مجموع دو تاثیر مثبت در اقتصاد کلان و دو تاثیر مثبت در بخش انتظارات نتیجه آزادسازی این منابع باشد.
باید منتظر ماند و دید که در نهایت این منابع ارزی به چه شکل و چه زمانی در اختیار بانکمرکزی قرار خواهد گرفت و وعدههای آزادسازی منابع بلوکهشده ایران چه زمانی جامه عمل میپوشد.
هفته گذشته ونیز ایتالیا شاهد برگزاری اجلاس موسوم به جی۲۰ به ریاست این کشور بود. در حاشیه این اجلاس توافق میان جنت یلن، وزیرخزانهداری آمریکا و وزیر اقتصاد کرهجنوبی درباره موضوعات مختلف، ازجمله ۷میلیارد دلار دارایی بلوکهشده ایران خبرساز شد. خبرگزاری یونهاپ کرهجنوبی اعلام کرد که روز شنبه در حاشیه اجلاس جی۲۰ سیاستگذاران عالی آمریکا و کره با هم دیدار کرده و به گفتوگو پرداختهاند و توافقاتی میان آنها حاصل شده است. توافق هر دو کشور بر سر آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران در کره توسط کانال مالی سوئیس، بهمنظور دسترسی ایران برای خرید برخی کالاها، مهمترین بخش این گفتوگوها بود. این خبرگزاری جزئیات بیشتری درباره انتقال این منابع منتشر نکرده است. «دنیایاقتصاد» در گزارش «سیگنال آزادسازی دلارها از ونیز» بهصورت جداگانه به این توافق پرداخته است. بهنظر میرسد خبر اخیر درباره لغو برخی تحریمها از سوی وزیر خارجه آمریکا در راستای همین توافق است.
ماه گذشته بانکمرکزی در خبری کوتاه از عملیاتیشدن اولین برداشت از منابع بلوکهشده در کرهجنوبی خبر داد. براین اساس بانکمرکزی موفق شد با استفاده از اموال مسدود در کرهجنوبی حق عضویت ایران در سازمان ملل متحد را پرداخت کند. میزان این بدهی از سوی سازمان ملل ۱۶میلیون دلار اعلام شده بود. این خبر در آن زمان نشان میداد که با تلاشهای انجامشده برای آزادسازی این منابع بانکمرکزی دسترسی اولیهای به اموال مسدود ایران در کرهجنوبی پیدا کرده است. با تحقق اولین پرداخت از داراییهای کره بهنظر میرسید این پرداختها میتواند ادامه پیدا کند و احتمال پرداختهای دیگر نیز از این داراییها وجود دارد. این پرداخت زمانی رخ داد که حدود دوماه پیش از آن نخستوزیر کره پس از ۴۴سال به ایران سفر کرد و درباره برخی موضوعات به مذاکره و گفتوگو پرداخت.
او در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره منابع ایران در کره گفت: «قبلا گفتهام که این پول، پول ایران است و باید به صاحب آن برگردانده شود. بهتر است راهی پیدا شود و سریع این مبلغ را برگردانیم.» این اظهارنظرها نشان میدهد سئول سعی دارد در دوره جدید مذاکرات برجامی، روابط خود را با تهران گسترش دهد. رئیسجمهور کرهجنوبی طی پیامی انتخاب، ابراهیم رئیسی را بهعنوان رئیسجمهور ایران، تبریک گفته بود. البته این تقاضا در کشور ژاپن نیز مشاهده میشود. بهنظر میرسد با توجه به اتفاقات پس از این سفر و اخبار مثبت مربوط به آن و اخبار سفر وزیرخارجه ژاپن در آیندهای نزدیک به ایران، گشایش جدیدی درباره منابع ژاپن هم در راه است.
یک رسانه ژاپنی اعلام کرده است وزیرخارجه این کشور که قرار است به زودی به ایران سفر کند، قصد دارد در جریان این سفر با دولت جدید ایران روابط ایجاد کند. بهنظر میرسد وزیرخارجه ژاپن با مقامات ایران احتمالا درباره آنچه مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و پیرامون توافق هستهای خوانده شده است به گفتوگو بپردازد. از سوی دیگر، قرار است ژاپن حدود ۳میلیون دز واکسن از طریق برنامه کوواکس به ایران اهدا کند. همه این اتفاقات در کنار نیمنگاهی به تجربه کرهجنوبی حاکی از آن است که در آیندهای نزدیک اتفاقات مهمی درباره منابع ایران در ژاپن رخ خواهد داد.
منبع: دنیای اقتصاد
/ پایان نوشتار
رئیسکل پیشین بانکمرکزی طی یادداشتی در اینستاگرام، ماشین چاپ پول را در شرایط تحریمی و غیرتحریمی تشریح کرده و در اینباره هشدار داده است. اول اینکه در شرایط تحریمی موجود عدم دسترسی بانکمرکزی به ارزهای نفتی مانع میشود سیاستگذار پولی نقدینگی ایجاد شده توسط دولت را جمع کند که این امر به معنای افزایش پایه پولی خواهد بود. دوم اینکه در شرایط غیرتحریمی، همتی پیشبینی کرده دولت بانکمرکزی را موظف به تخصیص ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی میکند. در شرایطی که دولت ارزها را به قیمت ارز نیمایی به بانکمرکزی فروخته است، موظف کردن بانکمرکزی به فروش این ارزها به قیمت ارز ترجیحی به معنای افزایش نقدینگی خواهد بود. البته به گفته همتی، این مابهالتفاوت قیمت ارز ترجیحی و ارز نیمایی بدهی دولت به بانکمرکزی خواهد بود. در مقابل دولت به جای پرداخت این بدهی با تسعیر داراییهای خارجی این بدهی را پرداخت میکند. این دو هشدار رئیس پیشین بانکمرکزی نشان میدهد عدم استقلال بانکمرکزی در عمل به وظایف خود عملا موجب افزایش نقدینگی و ایجاد تورم در اقتصاد ایران شده است.
رئیس کل پیشین بانکمرکزی مکانیزم چاپ پول را تشریح کرده است. همتی به تفصیل توضیح داده که چگونه در شرایط تحریمی و غیرتحریمی عملا ماشین چاپ پول بهکار خود ادامه میدهد و موجبات تورم را در سالهای بعد از آن ایجاد میکند. بهنظر میرسد رابطه سیاستگذار مالی و پولی یک تعادل بد را بهوجود آورده است. این تعادل غلط، استقلال بانکمرکزی را غیرممکن کرده، امکان اجرای درست سیاستگذاری پولی را از بین برده و در آخر تورم را در اقتصاد ایران نهادینه کرده است. رئیسکل سابق بانکمرکزی در ابتدای سخنان خود به این رابطه غلط بین سیاستگذار پولی و مالی اشاره کرده است. او در اینباره نوشته است: «استقلال بانکمرکزی در گرو اصلاح عمرانی اقتصادی از اصلاحات کلیدی سیاستگذاری اقتصادی اصلاح رابطه مالی بین بانکمرکزی و دولت است که از علل اصلی تورم و کاهش ارزش پول ملی در بلندمدت است.» در ادامه، همتی به تشریح ماشین چاپ پول در شرایط تحریمی پرداخت. او در این باره تاکید کرده است: «در شرایط تحریم و عدم دسترسی بانکمرکزی به ارزهای خود، دولت با مجوزهای قانونی، بانکمرکزی را مکلف به خرید ارزهای حاصل از فروش نفت و البته، منابع صندوق توسعه ملی میکند. در ترازنامه بانکمرکزی از یکسو حساب ذخیره خارجی منبسط و از سوی دیگر، خالص بدهی دولت، واریز ریال منقبض میشود.» این جمله به آن معناست که دولت ارزهای حاصله از فروش نفت را نمیتواند در اختیار داشته باشد و آن را به بانکمرکزی بدهد. اما از آن طرف بانک براساس قانون موظف است ریال حاصل از ارز فروش رفته را به دولت پرداخت کند. در ادامه همتی توضیح میدهد که چگونه این موضوع سبب افزایش پایه پولی میشود. به گفته او، «ولی به محض خرج ریال توسط دولت، پایه پولی افزایش پیدا میکند. در شرایط عادی، بانکمرکزی میتواند با فروش دلارهایی که از دولت خریده، پایه پولی را جمع کند، ولی در زمان تحریم این امکانپذیر نیست. بنابراین، کنترل ترازنامه عملا از دست بانکمرکزی خارج شده و به دنبال آن رشد نقدینگی، تورم و نوسانات ارزی پیش میآید.» توضیح رئیسکل پیشین نشان میدهد بانکمرکزی بهدلیل دسترسی نداشتن به ارزهای خارجی امکان فروش دلار و جمع کردن نقدینگی را نخواهد داشت، اما از آن طرف دولت ریالهای دریافتی از بانکمرکزی را خرج کرده و پایه پولی و نقدینگی را افزایش میدهد. افزایش نقدینگی نیز دیر یا زود بازارهای دارایی را ملتهب کرده و تورم را شعلهور میکند.
رئیسکل پیشین بانکمرکزی پس از تشریح سیاستگذاری پولی در شرایط تحریمی، یک پیشبینی و هشدار برای آینده داد. براساس اظهارنظر همتی بهنظر میرسد روند افزایش نقدینگی در شرایط غیرتحریمی نیز ادامه داشته باشد. به گفته او «بهدلیل همین رابطه غلط مالی، با رفع تحریمها دولت به ناچار از بانکمرکزی میخواهد که ارزهای آزاد شده را برای واردات کالاهای اساسی، احتمالا با نرخ ترجیحی، اختصاص دهد. این البته ذخایر ارزی بانک را کاهش میدهد ولی با توجه به اینکه عمده ارزهای بانکمرکزی با نرخ ارز نیمایی خریداری و ذخیره شده است، معادل مابهالتفاوت آن با ارز ۴۲۰۰، به بدهی دولت در بانکمرکزی یا به زیان بانک اضافه میشود.» سخنان همتی نشان از آن دارد که احتمالا در شرایط تحریمی دولت با روشهای دیگری ماشین نقدینگی را سوخترسانی خواهد کرد. براساس اظهارنظر او، دولت ارزها را به قیمت نیمایی به بانکمرکزی فروخته است، اما زمانی که تحریمها لغو شود و بانکمرکزی به ارزهای فروخته شده دسترسی داشته باشد، دولت از بانکمرکزی میخواهد این ارزها را به قیمت ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی به فروش برساند.
اگر این پیشبینی درست باشد به آن معناست که دولت از یک طرف به قیمت ارز نیمایی پایه پولی را افزایش داده اما از آن طرف بانکمرکزی به قیمت ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، نقدینگی را از بازار جمع کرده است. نتیجه این موضوع افزایش پایه پولی و نقدینگی خواهد بود.
به گفته همتی این مابهالتفاوت ارز نیمایی و ترجیحی به بدهیهای دولت به بانکمرکزی افزوده میشود، اما دولت معمولا این بدهی را پرداخت نکرده و با یک عمل حسابداری این بدهی را تسویه میکند.
همتی در اینباره توضیح میدهد: «البته بدهی دولت، به نوبه خود، هرچند سال یکبار با تسعیر خالص داراییهای بانکمرکزی ناپدید میشود!» تسعیر به معنای تعیین نرخ برابری پولهای خارجی به ریال است و براساس قانون، افزایش برابری قانونی داراییهای بانکمرکزی به ریال صرف پرداخت بدهیهای دولت میشود.
ماده ۲۶ قانون پولی و بانکی کشور تصریح میکند که سود احتمالی حاصل از تغییر برابریهای قانونی نسبت به طلا و پولهای خارجی و اتفاقات ناشی از قوه قهریه به مصرف استهلاک اصل و بهره بدهیهای دولت به بانکمرکزی ایران خواهد رسید و مازاد آن به خزانه دولت تحویل خواهد شد. تمامی این مطالب به آن معناست که بدهیهای دولت به بانکمرکزی نیز اصلا پرداخت نشده و این بدهیها مستقیما تاثیر خود را در افزایش نقدینگی خواهند گذاشت.
نکته اصلی این است که عدم استقلال بانکمرکزی موجب شده پایه پولی افزایش یابد. این افزایش پایه پولی نیز تورمی نهادینه شده را در اقتصاد بهوجود آورده است. بهطوریکه چه در شرایط تحریمی و چه در غیر از آن، روند افزایش نقدینگی همچنان وجود داشته باشد. عدم استقلال در سیاستگذاری پولی، موظف بودن بانکمرکزی به خرید ارز از دولت و عدم اقتدار اجرایی بانکمرکزی همگی از فاکتورهای بهوجود آورنده وضع موجود هستند. همتی نیز در پایان نوشته خود در اینستاگرام پیشنهاد اصلاح وضع موجود را داده است. او در اینباره میگوید: «این پیچیدگی روابط مالی دولت و بانکمرکزی باید روزی اصلاح شود و بانکمرکزی، مانند همه جای دنیا، به مهار تورم پرداخته و صرفا تنظیمکننده نوسانات بازار ارز باشد.»
در مقابل این روش نادرست، راه درستی نیز برای مدیریت منابع ارزی بانک مرکزی وجود دارد. بهدلیل اینکه این دلارها پیش از این به بانک مرکزی فروخته شدهاند، اختیار آنها دست بانک مرکزی خواهد بود. اگر این دلارها را بانک مرکزی در بازار به فروش برساند، یک پنجم نقدینگی از بازار جمع خواهد شد. آزادسازی منابع ارزی بانک مرکزی میتواند دست سیاستگذار پولی را برای جلوگیری از نوسانات کوتاهمدت نرخ ارز بازتر کند. در مقابل، تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی نهتنها تورم را کنترل نکرده بلکه تقاضایی را از جانب نهادهای رانتجو در اقتصاد پدید میآورد. میتوان نتیجه گرفت راه درست این است که ارزها در اختیار بانک مرکزی قرار گیرند و خرج ارز ۴۲۰۰ تومانی نشوند.
منبع: دنیای اقتصاد
/ پایان نوشتار
اخیراً به نقل از معاون بانک مرکزی عنوان شده که داراییهای مالی ایران در بانکهای اروپایی آزاد شده، اما به دلیل قرار گرفتن ایران در لیست سیاهFATF انتقال این داراییها به کشور ممکن نیست. یکی از خبرگزاری ها گزارشی از اظهارات طیبی فرد، معاون حقوقی بانک مرکزی در رابطه با آزادسازی منابع بانک مرکزی در کشورهای اروپایی منتشر کرد. این خبرگزاری در تیتر گزارش خود عنوان کرد که عدم عضویت ایران در FATF باعث شده است که بانک مرکزی نتواند داراییهای مالی آزاد شده را به ایران انتقال دهد. بعد از گزارش مذکور، برخی دیگر از رسانهها نیز این خبر را بازتاب دادند.
واقعیت ماجرا چیست؟
با دقت در اظهارات طیبی فرد میتوان متوجه شد که آمریکا از سال ۲۰۱۲ به دنبال این بوده است که با بهانههای واهی سیاسی از جمله دست داشتن دولت ایران در توطئه ۱۱ سپتامبر، داراییهای بانک مرکزی در بانکهای اروپایی را غارت کند. دادگاههای آمریکا موفق شده بودند نظر دادگاههای اروپایی را در این رابطه جلب کنند و داراییهای بانک مرکزی را جهت مصادره توقیف نمایند. اما با پیگیری حقوقی بانک مرکزی، این داراییها رفع توقیف شده و حتی رویه قضائی شکل گرفته است که مانع این روند شود.
بنابراین آنچه که در مورد آزادسازی منابع در اظهارات معاون حقوقی بانک مرکزی گفته شده است، مربوط به رفع توقیف داراییها از مصادره است؛ نه اینکه داراییهای قابل انتقال به کشور باشند، اما عدم عضویت ایران در FATF مانع این کار شده باشد.
از طرف دیگر طبق توضیحات معاون حقوقی بانک مرکزی، آنچه که باعث شده است ایران نتواند داراییها را به کشور انتقال بدهد، نبود روابط کارگزاری بانکی است. علت نبود روابط کارگزاری بانکی هم تحریمها و عدم اجرای توصیههای FATF عنوان شده است. بنابراین بحث عدم عضویت ایران در FATF مطرح نیست.
FATF چقدر در عدم وجود روابط کارگزاری بانکی نقش داشته است؟
بعضیها FATF را با سازمان ملل اشتباه میگیرند. دو نوع عضویت در FATF وجود دارد: یکی عضویت در مجمع تصمیمگیری FATF است، که در حال حاضر ۳۷ کشور عضو تصمیمگیر هستند. بقیه کشورها که با FATF تعامل دارند، عضو همکار محسوب میشوند. ما نیز به دلیل بهانهگیریهای که از سوی صندوق بینالمللی پول صورت میگرفته است، از اواسط دهه ۸۰ شمسی با FATF تعامل داشتهایم. در سال 1394 FATF برنامه اقدامی برای ایران تدوین نمود که تاکنون ۳۹ بند از ۴۱ بند آن اجرا شده است. بنابراین این گزاره که ما عضو FATF نیستیم و یا توصیههای FATF در ایران اجرا نشده است، گزاره نادرستی است.
اما اینکه آیا واقعاً FATF موجب شده است روابط کارگزاری بانکی ایران با بانکهای خارجی قطع شود؛ باید گفت که در رابطه با نقش FATF بر روی تعاملات مالی و بانک خارجی به شدت اغراق میشود. ما از سال ۱۳۸۶ در فهرست اقدام مقابلهای این نهاد یا به اصطلاح لیست سیاه قرار داشتهایم، اما روابط کارگزاری بانکی برقرار بوده و تراکنشهای بانکی تسهیل میشده است. به دنبال اعمال تحریمهای ثانویه بانکی توسط آمریکا در سال ۱۳۸۹، روابط کارگزاری بانکی با بانکیهای خارجی (عمدتاً اروپایی) قطع شد. در همان زمان هم که در لیست سیاه FATF قرار داشتیم، با بانک کنلن چین (چین عضو تصمیم گیر FATF است) روابط کارگزاری بانکی برقرار بود.
FATF در بیانیه تفسیری مربوط به توصیه شماره ۱۹ خود، ۹ اقدام مقابلهای را به کشورها معرفی کرده است و در هیچکدام از این ۹ اقدام مقابلهای، قطع روابط کارگزاری بانکی یا قطع تراکنشهای بانکی و مالی وجود ندارد. مهمترین اقدام مقابلهای FATF رویهی شناسایی پیشرفته است که به موجب این اقدام، بانکها و مؤسسات مالی بایستی تراکنشهایی که از مبدا ایران است و یا به مقصد ایران است را پرریسک در نظر گرفته و نسبت به دریافت جزئیات ذینفعان واقعی تراکنش اقدام نمایند. اقدامات مقابلهای FATF حتی مانع ارائه خدمات بانکی به افراد ایرانی در خارج کشور نمیشود. در دستورالعملهای اوفک وزارت خزانهداری آمریکا، ایرانی بودن افراد و نهادهای ذینفع تراکنش دارای بالاترین شاخص ریسک است؛ در صورتی که طبق دستورالعملهای FATF اگر تراکنشی به مقصد یا از مبدا ایران باشد دارای ریسک است. اینها با یکدیگر متفاوت است و معمولاً تفاوت این دو درک نمیشود.
در چند سال گذشته، تقریباً هر خبری که در رابطه با قطع خدمات بانکی به افراد و نهادهای ایرانی و یا بستن حساب افراد ایرانی در خارج کشور شنیده شده، مربوط به فشار تحریمی آمریکا بوده است. به عنوان مثال، میتوان به اظهارات ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالزی اشاره نمود که گفته بود به خاطر فشارهای قلدرمآبانه آمریکا مجبور به بستن حساب بانکی افراد ایرانی شده است. در بهمن ماه ۹۸ یورونیوز اعلام کرد که بانکهای ایتالیایی به دلیل فشار تحریمی آمریکا در حال مسدودسازی حساب بانکی شهروندان ایرانی هستند. نکته جالب توجه دیگری که وجود دارد اظهارات سفیر فرانسه در آمریکاست. در آبانماه سال ۱۳۹۷ که روند بازگشت تحریمهای آمریکا در حال تکمیل شدن بود، سفیر فرانسه از آمریکا درخواست که برای تراکنشهای بشردوستانه کانال و چارچوب مشخصی را تعیین نماید، چرا که بانکهای اروپایی آنقدر از تحریمهای آمریکا میترسند که حاضر به برقراری روابط بانکی حتی برای تسهیل تراکنشهای بشردوستانه نیستند.
جالب اینجاست که اندیشکده شورای آتلانتیک که یک مؤسسه آمریکایی است نیز اذعان داشته است، به علت تحریمهای یکجانبه آمریکا قرار گرفتن ایران در لیست سیاه FATF، هیچ تأثیری بر روی اقتصاد ایران ندارد.
چرا برخی افراد و جریانها تلاش میکنند نقش FATF را برجسته کنند؟
باید به مسائل تجارت خارجی رویکرد علمی و واقعگرایانه داشت. وقتی که روند تجارت خارجی اعم از صادرات نفتی و غیرنفتی، واردات و یا سرمایهگذاری خارجی انجام شده در داخل کشور در طول دو دههی گذشته را بررسی کنیم، متوجه میشویم که FATF نقشی بر روی اقتصاد ایران ندارد. فعالین تجارت خارجی نیز که برای بیان مشکلات خود به نهادهای داخلی مراجعه میکنند، در بین مسائل خود اشارهای به FATF ندارند.
اینکه جریانهایی تلاش میکنند نقش FATF را در تجارت خارجی کشور پررنگ نمایند، به این دلیل است که نسبت به مسائل تجارت خارجی دیده سیاستزده دارند و با عینک ایدئولوژیک به مسائل بینالمللی نگاه میکنند. در دیدگاه این جریانها، سازوکارهای چندجانبه و رژیمهای بینالمللی در حوزه مالی و تجاری دارای اصالت هستند. دقیقاً همین نگاه سیاست زده و ایدئولوژیک زده بود که مانع انتفاع ایران از توافق هستهای شد. جریانی در طی مذاکرات هستهای عنوان میکرد که با برداشتن قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، دیگر تحریمها از جمله تحریمهای آمریکا جز تکه پارهای نخواهد بود. اما بعد از اجرای برجام دیدیم که با وجود لغو مفاد قطعنامههای شورای امنیت، به دلیل پا برجا بودن ساختارهای تحریمی آمریکا، به ویژه تحریمهای ثانویه بانکی نتوانستیم داراییهای مالی و بانکی را به داخل کشور انتقال بدهیم و همچنان دست به دامان روشهای چمدانی بودیم.
در سیاست خارجه و تجارت خارجی، ارادهی سیاسی حاکمیتها متنفذتر از سازوکارهای چندجانبه است. چنانچه دیدیم چین یک توافق همکاری راهبردی با ایران امضا نمود، در حالی که افق روشنی برای رفع تحریمها و خروج از لیست سیاه FATF در آینده نزدیک وجود ندارد. به عنوان مثالی دیگر میتوان به صادرات نفت در سال ۹۹ اشاره کرد؛ مشاور امنیت ملی دولت ترامپ در تابستان ۱۳۹۹ اعلام کرد که دیگر تحریمی برای اعمال علیه ایران وجود ندارد و از طرف دیگر ایران از اسفندماه ۱۳۹۸ در لیست سیاه FATF قرار گرفت. با وجود اشباع شدن فشار تحریمی آمریکا و بازگشت کامل اقدامات مقابلهای FATF، طبق اعلام رویترز صادرات نفت ایران در شهریورماه ۱۳۹۹ به بیش از یک میلیون بشکه در روز رسید و در اسفندماه ۱۳۹۹ نیز باز هم افزایش پیدا کرد و به بیش از دو میلیون بشکه در روز رسید. این یک مثالی است که به روشنی نشان میدهد اراده سیاسی حاکمیتها چقدر در تجارت خارجی مؤثر است. به همین دلیل نمیتوان FATF را برای تجارت خارجی کشور یک مسئله قلمداد کرد.
منبع: خبرگزاری مهر
/ پایان نوشتار
از یک میلیارد یورویی که قرار بود از محل صندوق توسعه ملی برای هزینه های کرونا برداشت شود بعد از گذشت ۱۵ ماه از این مجوز و با وجود ضرورت تامین فوری هزینه های مربوطه تاکنون ۸۶۰ میلیون یورو برداشت و همچنان این طلب باقی مانده است.
ابتدای سال گذشته، رئیس جمهور درخواست برداشت یک میلیارد یورویی از منابع صندوق توسعه ملی را به مقام معظم رهبری ارائه کرد. دلیل این درخواست افزایش هزینه های دولت در جریان شیوع ویروس کرونا و محدودیت هایی بود که در این رابطه وجود داشت و از این رو برای تأمین بخشی از هزینه های بهداشت و درمان در تجهیز مراکز درمانی و تأمین دارو و ملزومات پزشکی و از سویی کمک به صندوق بیمه بیکاری این درخواست مطرح و مقام معظم رهبری نیز به آن پاسخ مثبت دادند.
صدور مجوز برداشت از فروردین ۱۳۹۹
در نهایت با صدور مجوز در فروردین ماه سال گذشته و ابلاغ به بانک مرکزی از اردیبهشت ماه، برداشت یک میلیارد یورویی در دستور کار قرار گرفت و باید بانک مرکزی این منابع را با نرخ سامانه نیما به ریال تبدیل می کرد.
این در حالی است که تازه ترین گزارش از صندوق توسعه ملی نشان می دهد که بانک مرکزی تاکنون ۸۶۰ میلیون یورو از مجموع یک میلیارد یورو پیش بینی شده را به صورت مرحله ای از حساب صندوق توسعه ملی برداشت و با تبدیل به ریال در اختیار دولت قرار داده است.
روند این برداشت به این صورت بوده که ۴۱ درصد طی سه ماهه اول سال گذشته ۱۱ درصد در سه ماهه دوم، ۳۲ درصد در سه ماهه سوم، ۱۳ درصد در سه ماهه چهارم و سه درصد نیز در سه ماهه اول امسال انجام شده است.
صندوق: دستور برداشت یکجا دادیم ولی تسعیر طول کشید
تزریق تدریجی منابع یک میلیارد یورویی در ۱۵ ماه گذشته با وجود ضرورت نیاز حوزه بهداشت و درمان به این منابع در شرایطی صورت گرفته که صندوق توسعه ملی تأکید دارد که «تمامی تکلیف خود در رابطه با برداشت یک میلیارد یورویی را از همان ابتدا انجام داده و دستور برداشت کل یک میلیارد یورو را در ابتدای اردیبهشت ماه به بانک مرکزی صادر شده است ولی به دلیل محدودیت هایی که در رابطه با تسعیر ارز وجود دارد همچنان به طور کامل برداشت نشده و به صورت مرحله ای صورت می گیرد.»
وقتی وزیر ناراحت شد و پول را برگشت زد
اینکه برداشت یک میلیارد یورویی یکجا صورت نگرفت، موضوعی است که از سال گذشته و از زمان صدور این مجوز بارها مورد چالش بین دستگاه های مربوطه از جمله بانک مرکزی و وزارت بهداشت بود.
به هر صورت وزارت بهداشت و شخص وزیر بر نیاز فوری به این منابع جهت مدیریت شرایط و هزینه های کرونا تأکید داشت ولی آنچه اتفاق افتاد این بود که بانک مرکزی معتقد بود تسعیر یکجای این منابع موجب افزایش پایه پولی و تورم خواهد شد.
این در حالی است که منابع ارزی صندوق توسعه ملی در شرایط موجود تحریمی به صورت یکجا و در لحظه در اختیار بانک مرکزی قرار ندارد و این بانک معتقد است که در این شرایط تبدیل ریال منابعی که در دسترس نیست به نوعی استقراض کوتاه مدت از بانک مرکزی به شمار رفته و موجب افزایش پایه پولی و آثار تورمی می شود.
تزریق قطره چکانی منابع مورد نیاز برای مدیریت بخشی از هزینه کرونا در حالی صورت گرفت که وزیر بهداشت در سال گذشته طی انتقاداتی که نسبت به این موضوع داشت یک بار اعلام کرد که رئیس کل بانک مرکزی بخش اندکی از منابع ریالی صندوق را آزاد کرده است، وزیر از این شرایط آنقدر ناراضی بود که به همکارانش اعلام کرده بود همین میزان را هم برگردانند.
۱۴۰ میلیون یورو دیگر مانده!
با این روالی که طی شده همچنان این یک میلیارد یورو تسویه نشده و ۱۴۰ میلیون یورو آن باقی مانده در صورتی که این منابع جهت تامین فوری نیاز حوزه درمان برای کرونا بوده است.
منبع: ایسنا
/ پایان نوشتار
اگرچه دولت هنوز روی خوشی به بازگشایی دوباره واردات خودرو به کشور نشان نداده با این حال نمایندگان مجلس بهخصوص اعضای کمیسیون صنایع و معادن به دنبال مسیری برای لغو توقف ورود خودرو هستند. یکی از این مسیرها چندی است که از سوی خودروسازان پیش پای نمایندگان مجلس قرار گرفته است.
همزمان با مجوز ۹درصدی افزایش قیمت خودرو از سوی شورای رقابت و اعتراض خودروسازان به نحوه قیمتگذاری این شورا، طی یک ماه گذشته مدیران شرکتهای خودروساز، قطعهسازان و همچنین مسوولان صنعتی کشور جلسات متعددی با اعضای کمیسیون صنایع داشتهاند.
هر چند پیش از این پیشبینی میشد که جلسات بیشتر حول نظرات کارشناسی دستاندرکاران صنعت خودرو در مورد عرضه خودرو در بورس کالا باشد اما برخی نمایندگان فاش کردند که این جلسات با توجه به تداوم ضرر و زیان تولید و همچنین نحوه قیمتگذاری شورای رقابت که چندان همخوانی با هزینه نهادههای تولید ندارد، حول اصلاح قیمتگذاری خودرو برگزار شده است.
با این حال نمایندگان مجلس چندان موافق خواست صددرصدی خودروسازان مبنی بر آزادسازی قیمت خودرو نیستند چرا که برخی از اعضای کمیسیون تاکید کردند با وجود توقف واردات خودرو، واگذاری قیمتگذاری به تولیدکنندگان شرایط انحصاری تولید و عرضه خودرو در کشور را بیشتر خواهد کرد.
در نهایت اینکه خودروسازان برای جلب نظر مجلس اعلام کردند که موافق آزادسازی واردات خودرو هستند و مخالفتی با بازگشایی ورود خودروهای خارجی به کشور ندارند.
بر این اساس با توجه به اعلام نظر دستاندرکاران صنعت خودرو در این زمینه، مجلس که از پیش موافقت خود را برای بازگشایی واردات خودرو به طور ضمنی اعلام کرده بود، ظاهرا این روزها به دنبال مسیری است که با در نظر گرفتن منافع تولیدکنندگان خودرو داخلی و همچنین موضوعاتی همچون ساماندهی ارزی در صورت تداوم تحریمها، شرایطی را فراهم کند که واردات خودرو به کشور باردیگر از سر گرفته شود.
در این زمینه شنیده میشود که ممکن است مجلس با ابزار واردات خودرو، تولیدکنندگان را از واگذاری تعیین قیمت به آنها منصرف کند. در این مسیر گفته میشود که بخشی از واردات خودرو با تعرفهای مشخص به خودروسازان محول شود تا به ازای آزادسازی قیمتها، تولیدکنندگان بتوانند بخشی از زیان یا هزینه تولید را از این مسیر جبران کنند.
هرچند خودروسازان طی دو دهه گذشته نیز اقدام به واردات خودرو کردند اما آنچه مشخص است این مسیر به دلیل رقابتی که در بازار محصولات خارجی، همراه با نمایندگان رسمی و غیررسمی شکل گرفته بود نتوانست عایدی برای خودروسازان داشته باشد اما در شرایط کنونی به واسطه توقف واردات خودرو، اگر بازار انحصاری در این زمینه شکل بگیرد بهطور حتم خودروساز میتواند عایدی مناسبی داشته باشد.
هر چند این مسیر همچنان در حد یک ایده در مجلس باقی مانده، اما لغو توقف واردات خودرو از دیگر راههای موجود در دستور کار مجلس قرار دارد. برخی از نمایندگان در این مورد اذعان میکنند که اگر عرضه و قیمتگذاری خودرو در بورس کالا اجرایی شود، به نوعی انحصار موجود در بازار کمرنگ خواهد شد که همین عامل خود میتواند زمینهساز بازگشایی واردات خودرو به کشور شود. در این بین اما برخی کارشناسان خودرو تاکید دارند که تصمیم نهایی برای لغو توقف ورود خودروهای خارجی به کشور به دولت سیزدهم واگذار خواهد شد.
در عین حال این کارشناسان تاکید دارند که اگر مذاکرات برجام روند مثبتی داشته باشد که منجر به لغو تحریمها شود بهطور حتم ورود خودرو به کشور میتواند طبق رویه سابق ادامه داشته باشد حال آنکه اگر دولتمردان در دولت سیزدهم روی خوشی به مذاکرات برجام نشان ندهند، باید تا مقطعی طولانی از ورود خودرو به کشور چشمپوشی کرد. در این صورت رفتار واردکنندگان رسمی به کشور نیز مورد توجه قرار میگیرد. طبق گزارشی که در هفته جاری در همین صفحه منتشر شد، به تغییر جهت واردکنندگان به تولید محصولات خودرویی پرداختیم و اینکه بسیاری از واردکنندگان با احداث خطوط تولید، ظاهرا نفعشان را در مونتاژ خودرو دیدند تا انتظار برای بازگشایی واردات خودرو.
آنچه مشخص است واردکنندگان در شرایط کنونی و اینکه تکلیفی بر لغو تحریمها و بازگشایی دوباره واردات خودرو در آینده نزدیک نیست تصمیم گرفتهاند که همچون خودروسازان بخش خصوصی مونتاژ محصولات خودرویی را در دستور کار قرار دهند. هر چند تصور بر این بود که واردکنندگان به مونتاژ محصولاتی از برندهایی بپردازند که پیشتر اقدام به واردات آنها میکردند اما حالا خبر میرسد که نمایندگیها به سراغ شرکتهای چینی رفته و برای مونتاژ برخی از محصولات این شرکتها مذاکراتی داشتهاند.
مسیری که واردکنندگان در شرایط کنونی انتخاب کردهاند در اصل راهی است که از مدتها قبل مسوولان صنعتی کشور به آنها نشان داده بودند. وزرای دولتهای یازدهم و دوازدهم و حتی دولتهای قبلی همیشه به دنبال مسیری بودند که واردات را به مونتاژ تبدیل کنند؛ این در شرایطی است که خودروسازان معتبر بینالمللی با توجه به ریسک بالای سرمایهگذاری در کشور و همچنین تحولات سیاسی و اقتصادی هیچگاه حاضر به سرمایهگذاری در صنعت خودروی کشور نبودند.
بسیاری از برندها و شرکتهای معتبر خارجی خودروساز سالهاست که در کشورهایی همچون ترکیه حضور یافتهاند و با سرمایهگذاری، هم سهمی از بازار آن کشور را نصیب خود کردهاند و هم اقدام به صادرات به کشورهای دیگر کردهاند. این در حالی است که این برندها در ایران به دلیل شرایط سیاسی و اقتصادی حاضر به پذیرش ریسک سرمایهگذاری نیستند. به این ترتیب تغییر جهت واردکنندگان به تولید محصولات چینی با توجه به دلایلی که عنوان شد پیش از این نیز قابل تصور بود. از سوی دیگر مشخص است که دولت نیز در راستای قرارداد همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین، واردکنندگان را برخلاف رفتارهای گذشته همراهی خواهد کرد تا بازار خودروی ایران بهشت تولیدکنندگان چینی شود.
منبع: دنیای اقتصاد
/ پایان نوشتار