نوشته‌ها

به‌روزرسانی فهرست ثروتمندان جهان

جف بزوس جایگاه خود را در صدر فهرست ثروتمندان جهان حفظ کرد.

 نشریه فوربس طبق روال گذشته اقدام به معرفی ثروتمندترین افراد جهان کرد که بر این اساس و تا پایان ماه آوریل، جف بزوس موفق شد بار دیگر به عنوان ثروتمندترین فرد جهان معرفی شود.

در حال حاضر ۵۳ فرد با ثروت بالای ۳۰ میلیارد دلار در جهان وجود دارند و برای قرار گرفتن در بین ۱۰۰ فرد ثروتمند جهان باید دست‌کم ۱۸.۴ میلیارد دلار ثروت داشت.

در ادامه با ثروتمندترین افراد جهان آشنا می‌شوید:

۱-جف بزوس

سمت شغلی: مدیرعامل فروشگاه اینترنتی آمازون

ثروت تا پایان این ماه: ۲۰۱.۴ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۲- برنارد آرنو

سمت شغلی: مدیرعامل برند لوئی ویتون

ثروت تا پایان این ماه: ۱۸۲.۸  میلیارد دلار

تابعیت: فرانسوی

۳- ایلان ماسک

سمت شغلی: بنیان‌گذار خودروسازی تسلا

ثروت تا پایان این ماه: ۱۷۳.۶ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۴- بیل‌گیتس

سمت شغلی: مدیرعامل شرکت مایکروسافت

ثروت تا پایان این ماه: ۱۳۰  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۵- مارک زاکربرگ

سمت شغلی: مدیرعامل فیس بوک

ثروت تا پایان این ماه: ۱۱۷.۸ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۶- وارن بافت

سمت شغلی: مدیرعامل صندوق سرمایه‌گذاری ” برک شایر”

ثروت تا پایان این ماه: ۱۰۳.۷ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۷- لری پیج

سمت شغلی: از سهامداران ارشد گوگل

ثروت تا پایان این ماه: ۱۰۲.۶  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۸- لری الیسون

سمت شغلی: مدیرعامل شرکت نرم افزاری اوراکل

ثروت تا پایان این ماه: ۱۰۰.۷  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۹- سرگی برین

سمت شغلی: سهامدار گوگل

ثروت تا پایان این ماه: ۹۹.۶  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۱۰- آمانسیو اورتگا

سمت شغلی: مدیرعامل گروه زارا

ثروت تا پایان این ماه: ۸۲.۶ میلیارد دلار

تابعیت: اسپانیایی

ثروتمندترین زنان جهان

۱-فرانسواز بتنکوق

سمت شغلی: مدیرعامل برند اورئال

ثروت تا پایان این ماه: ۸۲.۲ میلیارد دلار

تابعیت: فرانسوی

۲- الیس والتون

سمت شغلی: مدیرفروشگاه زنجیره ای والمارت

ثروت تا پایان این ماه: ۶۶ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۳- مک کینزی اسکات

سمت شغلی: سهامدار فروشگاه اینترنتی آمازون

ثروت تا پایان این ماه: ۶۱.۲ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۴- جولیا کوخ

سمت شغلی: مدیرصنایع کوخ

ثروت تا پایان این ماه: ۴۶.۴ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۵- میریام ادلسون

سمت شغلی: تفریح و سرگرمی

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۳۷.۷ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۶- یانگ هویی یان

سمت شغلی: املاک

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۳۴.۱ میلیارد دلار

تابعیت: چینی

۷- ژاکلین مارس

سمت شغلی: مدیر شکلات سازی مارس

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۳۱.۳ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۸- سوزان کلاتن

سمت شغلی: سهامدار بی ام و

ثروت تا پایان این ماه: ۲۹.۳ میلیارد دلار

تابعیت: آلمانی

۹- ایریس فونتانا

سمت شغلی: معدن

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۲۵ میلیارد دلار

تابعیت: شیلی

۱۰- جینا راینهارت

سمت شغلی: مالک معادن

ثروت تا پایان این ماه: ۲۴ میلیارد دلار

تابعیت: استرالیایی

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

زندگی‌نامه | قسمت 8 | از گارسونی تا ورشکستگی پیتزا فروشی!

 

دفتر جدیدمون دو طبقه بود. دو طبقه برای من زیاد بود و به‌همین دلیل یکی از اتاق‌های دفتر طبقه دوم رو به دوستم اجاره دادم. در واقع دفتر من شامل طبقه اول و نصف طبقه دوم می‌شد. این دوستی که گفتم همون کسی بود که به‌خاطر برگشت‌خوردن چکم زمانی که پسرعموم حسام فوت کرده بود، قفل دفتر رو عوض کرد و من رو راه نمی‌داد. ولی من هرگز به انتقام فکر نکردم؛ نه به‌خاطر این‌که آدم خیلی خوبیم، بلکه به این دلیل که توی اقتصاد گذشت خیلی بهتر جواب می‌ده و این‌که سود رو با هیچ چیز غیرمادی نمی‌شه عوض کرد. پس من به جای کینه و انتقام‌گرفتن اون اتاق رو بهش اجاره دادم؛ این‌طوری هم می‌تونستم ادعا کنم که دو طبقه دفتر در اختیار خودمه (چون دوستم بود) و هم این‌که ازش اجاره بگیرم.

خونه‌ام در گیشا رو عوض کردم و خونه‌ای نوساز و کمی بزرگتر گرفتم. دیگه شرکت ما شرکت مشهوری شده بود و مثل قبل دغدغۀ این‌که چکمون به‌خاطر مشکلات کوچیک برگش بخوره رو نداشتیم. ولی من همچنان دوست داشتم پولدارتر بشم. برای همین به‌فکر راه‌انداختن یک پیتزافروشی افتادم.

با یکی از دوستام برای پیتزافروشی شریک شدم. اون هم مثل من هیچ تخصصی توی پیتزافروشی و رستوران‌داری نداشت. اعتقاد داشتم برای انجام هر کاری بهتره با پول دیگران خاک اون کار رو بخوری، برای همین به‌واسطه یکی از دوستانم قرار شد تا به‌عنوان سرایدار شرکت خودم توی یک رستوران کار کنم. به‌عنوان یک کارگر ساده توی رستوران فرانسوی‌های جام‌جم شروع به کار کردم. بعد از معرفی، چند ساعتی توی آشپزخانه کار کردم و افراد اون‌جا کشف کردن که استعدادم خوبه و من رو به‌عنوان کمک‌گارسون به داخل رستوران بردن.

عصرها ماشینم را در دو خیابون بالاتر پارک می‌کردم و با یک لباس نسبتاً کهنه می‌رفتم به رستوران. یک هفته‌ای گارسون بودم، ولی به دلیل این‌که از ساعت ۷ صبح تا 6 عصر شرکت بودم و از ساعت ۶ تا 1 بامداد هم توی رستوران کار می‌کردم، دیگه نتونستم ادامه بدم و مجبور شدم اون‌جا رو ترک کنم. در طول اون یک هفته تجربیات خوبی به‌دست آوردم. روز آخری که اون‌جا بودم یک خانوادۀ تازه‌به‌دوران رسیده من رو به بهانۀ این‌که دست‌شویی کجاست کلی مسخره کردن. همون زمان با پول توی حسابم می‌تونستم کل اموالشون رو بخرم، ولی به‌روی خودم نیاوردم و آداب یک گارسون مؤدب رو به‌جا آوردم. این قبیل تجربه‌ها باعث شد تا بعدها بهتر بتونم به کارکنانم آموزش بدم که «همیشه حق با مشتریه».

پیتزافروشی رو افتتاح کردیم و بعد از 10 ماه ورشکست شدیم و با 11 میلیون تومن اون بیزینس رو ترک کردم. شاید بپرسید چرا؟ خدا نخواست؟ نه… مشکل این‌جا بود که اشتباه کردیم و این اشتباهات باعث شد چیزهای تازه‌ای یاد بگیرم. همه بهم گفتن که بچسب به کار خودت. ولی من هرگز این کار رو نکردم، چون دوست نداشتم تخم‌مرغ‌هام رو توی یک سبد بذارم. شروع کردم به یادگرفتن بورس و یک میلیون تومن توی بورس سرمایه‌گزاری کردم. شرکتی که سهامش رو خریدم ورشکست شد و من هیچ وقت به پولم نرسیدم. دوستام مسخره‌ام میکردن و میگفتن حالا یک کارت شانسی گرفته دیگه همین رو ادامه بده. ولی من مصمم بودم و شروع کردم به مطالعه در مورد کارهای دیگه.

با بدبختی موفق شدم درسم رو تموم کنم و 6 ماه بعد باید می‌رفتم سربازی. توی بخش‌های قبلی گفتم که دوره آموزشی رو تموم کرده بودم و به‌خاطر قبولی دانشگاه معافیت تحصیلی گرفتم و حالا باید 18 ماه باقیماندۀ خدمتم رو می‌رفتم. اسفند 86 رفتم سربازی. دیگه شرکتم به نقطه‌ای رسیده بود که با حضور روزی نیم ساعت منم کارش به‌درستی پیش می‌رفت. همون زمان یک ماشین پراید برای همسرم خریدم. دیگه هزینۀ ماهانه زندگی من به ماهی یک و نیم میلیون تومن رسیده بود.

 

ادامه دارد…

زندگی‌نامه | قسمت 7 | این بار هم بخیر گذشت

نزدیک عید نوروز شده بود و مجبور شدیم 206 رو بفروشیم تا بتونیم چک‌ها رو پاس کنیم. برای تعطیلات نوروز رفتیم اهواز. عموم با وانتی که برای شرکت خریده بودیم رفت اهواز و برای برگشت نوبت ما بود که از وانت استفاده کنیم و خوشحال بودیم که با ماشینی که نو هست برمی‌گشتیم. آخه برای ماه عسل با همون پیکان ۵۳ رفته بودیم شمال که توی راه خراب شد و کشاورزهای منطقه ماشینمون رو بکسل کردن، ولی حالا با ماشینی که نصفش مال خودمون بود، داشتیم مسافرت می‌کردیم. یک وانت مدل ۸۲.

خلاصه بعد از عید برگشتیم تهران. اوضاعم کمی بهتر شده بود. همسرم پیشنهاد کرد که مراسم عروسی رو به دو دلیل برگزار نکنیم؛ یکی این‌که اول زندگیمون باید خرج زیادی می‌کردیم و هم این‌که به‌خاطر فوت پسر عموم در مرداد سال گذشته، باید حداقل تا مرداد صبر می‌کردیم. توی این حین هم روابط مادرم با همسرم کم‌کم داشت رو به وخامت می‌رفت (البته هر دو نفر این موضوع رو انکار می‌کنن، ولی من قول دادم صادق باشم).

با همکاری همسرم عروسی نگرفتیم. یک ماشین 206 صفر خریدم و یک خانه 70 متری توی محله گیشا اجاره کردم. یک سری وسایل هم برای خونه خریدم. کمتر از 11 ماه از شروع به‌کار شرکت، تونسته بودم ۲۴ میلیون تومن پول دربیارم و با همون پول زندگی مشترکمون رو شروع کردیم. تونستیم دکل‌هایی که برای اون ارگان مذکور ساخته بودیم رو با هزار تا دردسر به ارگان دیگه‌ای با قیمت پایین‌تری بفروشیم. شرکت کم‌کم داشت جا می‌افتاد. برای کارخونه یک لیفتراک خیلی قدیمی خریدیم که اتفاق تازه‌ی افتاد.

مخابرات قزوین برای 40 سایت بی‌تی‌اس یک مناقصه به‌صورت کلید در دست برگزار کرده بود و یک شرکت هم برنده مناقصه شد. از اون‌جایی که ما برای مخابرات قزوین کار کرده بودیم و کارمون هم خوب بود، اون‌ها هم ما رو پیشنهاد دادند به شرکت برنده. مدیرعامل برای مذاکره اومد پیش ما. بر اساس تجربیات قبلی گفتم اول این‌که ما کار اجرایی نمی‌کنیم و پیمانکار معرفی می‌کنیم و خودتون مستقیم با پیمانکار کار کنین و دوم این‌که باید 25 درصد مبلغ رو به‌عنوان پیش‌پرداخت به ما بدن. مدیرعامل گفت که ما 12.5 درصد پرداخت می‌کنیم که من هم قبول نکردم و قرار شد نصف دکل‌ها رو بسازیم تا مرحله بعد و 25 در‌صد مبلغ رو به‌عنوان پیش‌پرداخت دادن.

من با اون پول سه طبقه آپارتمان قدیمی توی ستارخان قول‌نامه کردم و شروع کردم به بازسازیشون؛ به این امید که دکل‌ها رو سریع می‌سازیم و با بقیۀ پول قرارداد و قردادهای دیگه صاحب یک دفتر دو طبقه می‌شیم و یک طبقه هم می‌دیم اجاره، ولی اون شرکت کلاه‌بردار از آب دراومد و با ضمانت‌نامۀ جعلی سر مخابرات قزوین هم کلاه گذاشته بود.

من دکلی به اون‌ها تحویل نداده بودم ولی همون‌طور که قبلاً گفتم دکل یک سازۀ کاملاً سفارشیه و دکل ساخته شده به‌درد کس دیگه‌ای نمی‌خوره. دوباره موعد چک‌های من رسید و تازه باید پول آپارتمان‌ها رو هم می‌دادم. تنها راهم این بود که این دکل‌ها رو به مخابرات قزوین و برنده مناقصه بعدی می‌فروختم، ولی چند تا مشکل اساسی موجود داشت:

۱. ممکن بود من برنده مناقصه دکل نباشم؛

۲. من امکان اجرای کل مناقصه رو نداشتم؛

۳. اگر یک دکل‌ساز دیگه برنده می‌شد، هر گز دکل‌های من رو نمی‌خرید؛

۴. هر کسی برنده میشد با وجود اطلاع از دکل‌های من و این‌که مجبور بودم اون‌ها و بفروشم، به کمترین قیمت دکل‌ها رو می‌خرید.

خوش‌بختانه، آقایی که برنده مناقصه شد دکل‌ساز نبود و کاری به این حجم هم قبلاً انجام نداده بود. انسان خوبی هم بود و بعداً نماینده شرکت من (کیاسازه اهواز) توی قزوین شد.

با پیش‌پرداخت پول ساخت دکل، از زیر بار برگشت‌خوردن چک بیرون اومدم و تونستم بقیۀ پول آپارتمان‌ها رو بدم. توی این زمان من و عموم صاحب یک ساختمان سه طبقه نسبتاً شیک در ستارخان بودیم.

ادامه دارد…

ایلان ماسک در یک هفته ۱۳ میلیارد دلار به جیب زد!

ثروت ایلان ماسک به بیش از ۱۷۴ میلیارد دلار رسیده است.

 تنها در یک هفته اخیر ثروت ایلان ماسک به لطف افزایش سهام تسلا و شرکت اسپیس ایکس ۱۳ میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است.

در هفته اخیر ارزش سهام تسلا یک صعود خوب را تجربه کرد که ۹.۳ درصد بیشتر از هفته قبلی بود. ثروت ایلان ماسک در پایان معاملات هفته گذشته به ۱۷۴.۴ میلیارد دلار رسید تا وی پس از جف بزوس در رده دوم قرار گیرد. او اکنون حدود ۱۰ میلیارد دلار ثروت کمتری از جف بزوس در اختیار دارد.

سال ۲۰۲۰ در حالی به پایان رسید که ارزش سهام شرکت خودروسازی تسلا بیش از هفت برابر رشد کرد و این مساله باعث شد ایلان ماسک به دومین و حتی در مقاطعی به ثروتمندترین فرد در جهان تبدیل شود. تسلا که یکی از پیشروترین خودروسازان جهان در استفاده از تکنولوژی های نوین است در زمان همه گیری کرونا به یکی از محبوب ترین خودروسازها تبدیل شد.

ماسک با اطمینان خاطر دادن به سهامداران در خصوص تولید خودروها گفته است در سه ماهه دوم امسال کار تحویل خودروی سایبر تراک این شرکت آغاز خواهد شد. همچنین طبق گزارش خودروسازی تسلا در سال ۲۰۲۰ حدود نیم میلیون خودرو در زیرمجموعه های این شرکت تولید شده که از این مقدار بیش از ۱۸۰ هزار دستگاه در سه ماهه پایانی سال تولید شده است. علاوه بر افزایش تولیدات، تسلا در راستای عمل به استراتژی بازاریابی خود قیمت خودروهای خود را به طور متوسط ۱۱ درصد نسبت به سال قبل کاهش داد که از این مقدار، بیشترین کاهش قیمت مربوط به مدل ایگرگ این شرکت بوده است.

این هفته همچنین شرکت اسپیس ایکس موفق شد با پشت سر گذاشتن رقبای بزرگی چون بلو اورجین، برنده مناقصه سه میلیارد دلاری ناسا برای ارسال فضاپیما تا دو سال دیگر شود که این اتفاق باعث افزایش قابل توجه ارزش سهام این شرکت شد.

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

سراب درآمدزایی از طریق بازاریابی شبکه‌ای

بسیاری از جوانان به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی جذب شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای می‌شوند؛ درحالیکه فعالیت در این شرکت‌ها مانند یک تیغ دولبه بوده و ریسک بسیاری را متوجه افراد ناآگاه و تازه‌وارد می‌کند.

بازاریابی شبکه‌ای یا «Network Marketing» یکی از جدیدترین مشاغل نوظهور در جهان است؛ در این شیوه بازاریابی، یک شرکت محصولات خود را بدون استفاده از تبلیغات و در غیاب واسطه‌‎های تجاری، به مصرف‌کننده عرضه می‌کند. بر همین اساس، نقش منفعل مصرف‌کنندگان در فرآیند بازاریابی سنتی به یک نقش فعال تبدیل می‌شود، به طوریکه پس از خرید محصولات، این افراد در صورت تمایل می‌توانند به منظور دریافت سود مشخصی، نسبت به بازاریابی محصولات شرکت در میان اطرافیان خود اقدام کنند. بنابراین درآمدزایی در بازاریابی شبکه‌ای هم در ازای فروش مستقیم محصولات و هم در ازای فروش از طریق زیرمجموعه‌ها محقق می‌شود.

 

در نگاه اول، فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای بسیار جذاب و وسوسه‌برانگیز است؛ چرا که بر اساس تبلیغات این شرکت‌ها، افراد می‌توانند در یک دوره کوتاه‌مدت به درآمدهای بسیار بالا، دست پیدا کنند و بدون انجام فعالیت‌های مولد و زمانبر، مسیر رشد و توسعه کسب‌وکار خود را ادامه دهند.

بر همین اساس، لیدرهای بازاریابی شبکه‌ای در کشور معمولاً با تمرکز بر رواج عباراتی نظیر «راه صدساله را یک‌شبه طی کنید»، «کسب درآمدهای نجومی امکان‌پذیر است» و «ملال‌آور بودن مشاغل دیگر با وجود درآمدزایی اندک» سعی دارند توجه  قشر جوان جامعه را به فعالیت خود معطوف کنند. اما آیا این ادعاها با آنچه که در واقعیت رخ می‌دهد، تطابق دارد؟

بسیاری از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران طرح مناسبی برای توزیع عادلانه و تعیین محدودیت سطوح پرداخت پورسانت ندارند

 

حضور سرشاخه‌‎های سابق شرکت‌های هرمی در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای

شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای استاندارد در جهان، به طور معمول یک فرصت کاری واقعی را به افراد ارائه می‌دهد که به طور کامل بر اساس فروش کالا و خدمات بنا شده است؛ همچنین میزان درآمد افراد از این طریق کاملاً به انگیزه آن‌ها برای افزایش فروش کالا‎ها مربوط می‌شود و به مرور زمان افزایش می‌یابد. علاوه بر این، عضوگیری برای فعالیت در این شرکت‌ها الزامی نبوده و تمرکز اصلی بر فروش محصولات است و افزایش هرم زیرمجموعه‌ها و دریافت پورسانت از آن‌ها نیز ضرورت ندارد.

اما متأسفانه بسیاری از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران بر خلاف ضوابط و مقررات مصوب در این حوزه، طرح مناسبی برای توزیع عادلانه و تعیین محدودیت سطوح پرداخت پورسانت نداشته و بعضاً مانند شرکت‌های کلاهبرداری هرمی فعالیت می‌کنند. به طوریکه محصولات ارائه شده توسط این شرکت‌ها، ارزش بازاری تثبیت‌ شده‌ای نداشته و افراد معمولاً با ثبت‌نام اعضای جدید، خرید اجباری و گسترش زیرمجموعه خود به سود مالی دست پیدا می‌کنند؛ به عبارت دیگر می‌توان گفت که بر خلاف استاندارد‎‌های بین‌المللی، فرآیند عضوگیری و افزایش زیرمجموعه‌ها به یکی از شرایط الزامی فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران تبدیل شده است.

همچنین در مراحل جذب افراد در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای، معمولاً معرف شرکت، نوید هموار بودن مسیر فروش محصولات را داده و آن را بسیار ساده و آسان ترسیم می‌کند. این ایده در ظاهر بدون اشکال است اما بعد از گذشت مدتی، اعضای جدید این شرکت‌ها که قصد کسب درآمد و سود بالا را دارند، نمی‌‎توانند محصولات خریداری شده را بفروشند و سرمایه‌های خود را از دست می‌دهند؛ که این مسئله نیز به کیفیت و قیمت محصولات ارائه شده توسط شرکت‌ها مربوط می‌شود. این در حالی است که سرشاخه‌های این شرکت‌ها که برخی ازآن‌ها در گذشته از اعضای برجسته گروه‌های کلاهبرداری هرمی بودند، بهره زیادی از سهم فروش زیرشاخه‌های خود دریافت کرده و سود‎های نامتعارف و کلانی به دست می‌‎آوردند.

طرح‌های درآمدی توسط شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای می‌بایست به گونه‌ای تنظیم شود که هرم توزیع درآمد در آن منصفانه باشد

 

کسب ثروت در بازاریابی شبکه‌ای؛ سراب یا واقعیت؟

بر اساس گزارشی که توسط دانشکده مدیریت دانشگاه تهران منتشر شده است، مروجان بازاریابی شبکه‎ای برای جذب اعضای جدید به عنوان فروشنده، علاوه بر استفاده از تکنیک‌های کلامی و انگیزشی مانند کلاهبردارن هرمی، با وعده درآمدهای بالا به جذب افراد اقدام می‌کنند. به طور معمول آن‌ها با مثال زدن درآمد‎ چشمگیر سرشاخه‌ها و بازاریاب‌های موفق سعی در جذب زیرشاخه‌های جدید دارند.

اما بر اساس آمار ارائه شده توسط اکونومیست، تنها ۱۰ درصد فروشندگان شرکت Amway’s (از قدیمی ترین و بزرگترین شرکت‎های مبتنی بر بازاریابی شبکه‌ای در آمریکا و جهان) در انگلستان موفق شده‌اند تا درآمد کسب کنند. همچنین از ۳۳۰۰۰ فروشنده مورد بررسی از شرکت Amway’s تنها ۹۰ نفر موفق به کسب درآمد در حد متوسط جامعه شده بودند؛ که این آمار نشان دهنده ۹۹٫۷ درصد عدم موفقیت آن‌ها است. علاوه بر این در گزارش دیگری آمده است که تنها ۰٫۱۴ درصد از میان ۲٫۷ میلیون فروشنده شرکت Herbalife (از شرکت‌های بزرگ مبتنی بر بازاریابی شبکه‌ای آمریکایی) توانسته‌اند درآمد بالای ۲۰ هزار دلار در سال داشته باشند (این درآمد در آمریکا به مراتب از خط فقر کمتر است!) و ۹۳ درصد از فروشندگان هیچ سودی از محل فروش دریافت نکرده‌اند.

چرا فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای باعث تضییع حقوق اعضای جدید می‌شود؟

به عنوان مثال برخی از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای، دارای طرح‌های درآمدزایی غیرقانونی و غیرمنصفانه‌ای مانند «پاداش استخری» یا «bonus pool» هستند. در حال حاضر طبق بند 3 الزامات طرح سود دهی برای شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای که توسط دبیرخانه کمیته نظارت بر شرکت‌های هرمی ابلاغ شده است، اختصاص پاداش استخری به عنوان مشوقی جهت افزایش خرده فروشی بازاریاب ممنوع است، چرا که بر خلاف شرکت‌های هرمی، طرح‌های درآمدی توسط شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای می‌بایست به گونه‌ای تنظیم شود که هرم توزیع درآمد در آن منصفانه باشد و پورسانت ارائه شده به افراد فعال در شرکت، به صورت منطقی و پلکانی افزایش یابد تا هر فردی به میزان تلاش و فعالیت خود، سود کسب کند.

متأسفانه بر اساس توزیع پورسانت به شیوه پاداش استخری در برخی از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران، بخش عمده‌ای از سود به اعضای اصلی که در رأس هرم ایستاده‌اند، تعلق می‌گیرد و اعضای جدید و زیرمجموعه‌ها، درآمد مطلوب و متناسب با تلاش خود را به دست نمی‌آورند.

از منظر قانونی نیز باید گفت که بر اساس به بند(4) ماده(9) آیین نامه اجرایی مواد(2)، (12) و تبصره ماده (87) قانون نظام صنفی و همچنین بند(4) مصوبه مورخ 4/6/99 کمیته نظارت بر عملکرد شرکت های بازاریابی شبکه‌ای و کسب‌وکارهای مجازی، پرداخت حق کمیسیون و پاداش با توجه به شرح وظایف بازاریاب ها تا 3 سطح(با قابلیت تعدیل سطوح) محدود شده است.

نقض مکرر قوانین توسط برخی از شرکت‌های بازاریابی مجاز!

بر اساس آمار موجود در وب‌سایت دبیرخانه کمیته نظارت بر عملکرد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای و کسب‌وکارهای مجازی، در حال حاضر بیش از 20 شرکت‌ بازاریابی شبکه‌ای دارای پروانه کسب بوده و مجوز فعالیت در ایران را دارند.

با وجود اینکه، این شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مجوز قانونی دریافت کرده‌اند اما بسیاری از آن‌ها به علت تخلفات گوناگون مانند «عدم پرداخت تعهدات مربوط به بازاریابان در موعد مقرر»، «عدم رعایت قوانین صنفی و تصمیمات کمیته نظارت به صورت مکرر» و «عدم درج اطلاعات واریز پورسانت در پایگاه داده شرکت» تذکر کتبی دریافت کرده‌ و یا اینکه به طور کلی مجوز فعالیت آن‌ها لغو شده است.

به نظر می‌رسد که فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مانند یک تیغ دولبه بوده و ریسک بسیاری را متوجه افراد ناآگاه و تازه‌وارد در این شرکت‌ها می‌کند؛ بنابراین بهتر است افراد پیش از شروع به کار در این شرکت‌ها در مورد نحوه‌ طرح درآمدزایی و نحوه پورسانت‌دهی در شبکه، تحقیقات لازم را انجام دهند. همچنین مردم می‌توانند برای اطمینان از قابلیت اعتماد به شرکت‌ها‎ی بازاریابی شبکه‌‎ای از طریق سامانه پیامکی 30006082  در خصوص نحوه فعالیت آن‌ها اطلاعات کسب کنند.

منبع: خبرآنلاین

/ پایان نوشتار

زندگی‌نامه | قسمت 6 | لقمه گنده‌تر از دهان

 

به اون ارگان رفتم و پیشنهاد دادم که بدون پیش‌پرداخت 35 درصد از کار رو انجام بدم و اون‌ها هم کارشناساشون رو بفرستن و اگه مورد قبولشون بود، 25 درصد مبلغ رو به‌عنوان پیش‌پرداخت به من بدن. همچنین متقاعدشون کردم به جای ضمانت‌نامۀ حُسنِ انجام کار، چک شرکت رو قبول کنن. ولی اینجا چندتا مشکل وجود داشت:

۱. من باید برای 135 میلیون تومن کار، حداقل 100 میلیون تومن با چک دو ماهه مواد اولیه خریداری می‌کردم؛

 ۲. باید قبل از 40 روز جنس‌ها رو آماده می‌کردم و پولش رو می‌گرفتم تا چک‌ها پاس بشه؛

۳. توی تهران من غریبه بودم و کسی حاضر نمی‌شد چک 100 میلیونی من رو قبول کنه؛

۴. اصلاً کارخونه من توانایی این همه تولید رو نداشت!

عموم از طریق یکی از مشتریای مغازه‌اش توی اهواز فردی رو پیدا کرد که آهن‌فروش بود و مواد اولیه دکل هم تأمین می‌کرد. با اون شخص صحبت کرد و بالاخره حاضر شد با چک و تا یک مبلغی به ما جنس بده. من هم با یکی از همسایه‌های قدیمی داییِ همسرم حرف زدم و قرار شد ایشون هم به ما با چک جنس بده. خرید انجام شد. حجم کار برای ما وحشتناک بود و با هر بدبختی که شد تمام دکل‌ها رو که حدود ۱۰۰ تن بود ساختیم. تازه بدون لیفتراک! از اون ارگان خواستیم که فوری بیاد و دکل‌ها رو تحویل بگیره تا بتونیم زودتر پولمون رو بگیریم. تازه فهمیدیم به‌دلیل بعضی مسائل خاص سیاسی پول دکل‌ها جای دیگه‌ای هزینه شده و رئیس اون سازمان هم عملاً می‌گه، غلط کردین دکل خریدین! هیچ‌کسی هم پاسخگوی ما نبود. دکل هم یک چیز کاملاً سفارشیه، مثل عکسی که متعلق به یک نفره و نمی‌شه به فرد دیگه‌ای فروخت. دستم هم به‌جایی بند نبود. رئیس اون سازمان هم خیلی قوی شده بود. در واقع رئیس یک جایی شده بود که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران رو فرا می‌گرفت. بگذریم…

چک‌ها یکی‌یکی برگشت می‌خورد. اولیش چک آهن‌ها بود. طلبکارای دیگه حتی یک‌ثانیه هم منو ول نمی‌کردن. تصمیم گرفتم خودم برم کارگاه. این‌طوری هم یک نفر به کارگرها اضافه می‌شد، هم بهتر کار می‌کردن و هم از دست طلبکارا راحت بودم. ولی یکی از طلبکارا بود که از دفترم تکون نمی‌خورد. هر دقیقه کارمندام به من زنگ میزدن و می‌گفتن که این آقا می‌گه می‌اندازمتون توی گونی و می‌برمتون. دفترتونم آتیش می‌زنم. زنگ موبایلم حتی یک دقیقه قطع نمی‌شد، ولی چاره‌ای نبود.

یک کار کوچیک دیگه هم از مخابرات قزوین گرفته بودم و داشتم سعی می‌کردم که اون رو تموم کنم تا با پولش مشکلات کمتر بشه. هم‌زمان سعی می‌کردم سفارش کارای دیگه‌ای هم بگیرم و با پول پیش‌پرداختش، فعلاً از سایۀ زندان که روی سرم سنگینی می‌کرد، خلاص بشم. اون موقع ماشینم (همون پیکان قرمز مدل 53) رو هم فروخته بودم تا برای ساخت دکل‌های اون ارگان خاص یک دستگاه بخرم. شریکم هم ماشینش رو فروخته بود و با پولش یک وانت برای شرکت خریده بودیم. تا قبل از این‌که ماشین رو بفروشم، با اینکه تا دیر وقت کار می‌کردم، ولی در مسیر با ماشینم مسافرکشی هم می‌کردم. حتی اگر همسرم هم توی ماشین بود این کار رو انجام می‌دادم چون به‌نظرم هیچ پول‌درآوردن شرافتمندانه‌ای مایۀ شرم نیست، بلکه مایۀ سربلندیه.

به هر بدبختی که بود و با پولِ پیش چند پروژه که مجبور شدم با قیمت خیلی ارزون قبولشون کنم، خودم رو موقتاً از اون منجلاب خلاص کردم و یکم اوضاع عادی شده بود. مشترکاً با عموم یک ۲۰۶ خریدیم. به عموم گفتم برای جلسات شرکت خیلی بهتره با ماشینی بریم که حفظ آبرو بشه. البته احتمالاً دلیل اصلی خریدش این بود که پیش فامیل‌های همسرم خودی نشون بدم تا متوجه بشن دارم موفق می‌شم. عموم ۲۰۶ رو از اهواز خرید و آورد تهران.

ادامه دارد…

فیلم | مصائب يك كارآفرين

توفيق سخنرانى در هفتمين همايش “استيل پرايس” ماحصل يك نخبه‌كُشى بود كه داستانش مفصله… همايش برگزار می‌كنيم، از هم‌ديگه تعريف و تمجيد می‌كنيم، از الفاظ شيك و اتو كشيده استفاده می‌كنيم، در حالى كه در ميدان عمل، با چيدمان مديران نالايق در رأس امور، عرصه رو روز‌به‌روز براى بهترين‌هاى اين آب و خاك تنگ و تنگ‌تر می‌كنيم. باز هم می‌گم: كارآفرينى و نوآورى همايش نمی‌خواد. همين كه چوب لاى چرخ اهالى فن نذاريد، همه چيز درست پيش خواهد رفت.

مازاد تجاری ماهانه چین با آمریکا بیش از ۲۰ میلیارد دلار باقی ماند

 مازاد تجاری چین با آمریکا بر اساس محاسبات رویترز از روی داده‌های چینی، در ماه مارس به ۲۱.۳۷ میلیارد دلار رسید.

این در حالی است که در ماه فوریه هم چین به مازاد تجاری ۲۳.۰۱ میلیارد دلاری با آمریکا دست یافته بود.

بالاتر بودن تراز تجاری چین نسبت به آمریکا در دولت ترامپ و دولت جدید آمریکا به یک مساله مهم سیاسی تبدیل شد و باعث شد ترامپ برای برطرف کردن برتری تجاری چین با وضع تعرفه بر میلیاردها دلار از واردات این کشور، جنگ تجاری آغاز کند.

ماه گذشته جو بایدن اعلام کرد که دولت او به دنبال تقابل با چین به علت تفاوت‌های تجاری نیست. او اما از چین خواست به قوانین بین‌المللی عمل کند.

منبع: خبرگزاری مهر

/پایان نوشتار

 

کدام کشورها کمترین نرخ بیکاری را دارند؟

ژاپن کمترین نرخ بیکاری را تا پایان فوریه در بین کشورهای جهان داشته است. شیوع کرونا در ماه های گذشته باعث افزایش نرخ بیکاری در تقریبا تمام کشورهای جهان شده تا جایی که در برخی از کشورها رکوردهای تاریخی جدیدی از نرخ بیکاری به ثبت رسیده است. با این حال همزمان با شیوع واکسیناسیون و بازگشایی تدریجی کسب و کارها در کنار تداوم سیاست های حمایتی دولت ها و بانک های مرکزی، نرخ بیکاری مجددا رو به کاهش است. در ادامه با کشورهایی که کمترین نرخ بیکاری را در جهان دارند آشنا می شوید. این نرخ های بیکاری برگرفته از گزارشات مراکز آمار این کشورها، گزارشات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی هستند.

توضیح آن که ملاک رتبه بندی، آمارهای منتشره مربوط به فوریه امسال بوده است و کشورهایی که آمارهای این ماه را اعلام نکرده اند حتی با وجود کمتر بودن آخرین نرخ بیکاری رسمی اعلام شده از نرخ های موجود، در این رده بندی لحاظ نشده اند.

۱- ژاپن

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۲.۹ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: بدون تغییر

۲- هلند

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۳.۶ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: بدون تغییر

۳- تایوان:

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۳.۷۳ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۳ درصد کاهش

۴- کره جنوبی

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: چهار درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۱.۴ درصد کاهش

۵- مکزیک

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۴ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۳ درصد کاهش

۶- مجارستان

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۵ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۲ درصد افزایش

۷- آلمان

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۵ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۳ درصد کاهش

۸- دانمارک

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۳.۷۳ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۱ درصد افزایش

۹- مالزی

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۸ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۱ درصد کاهش

۱۰- چین

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۵.۵ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: بدون تغییر

برای مقایسه، تا پایان ماه فوریه نرخ بیکاری در استرالیا ۵.۸ درصد، آمریکا ۶.۰ درصد و ایتالیا ۱۰.۲ درصد بوده است.

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

حذف ۴صفر از پول ملی در ایستگاه آخر | ایرادات شورای نگهبان برطرف شد

حذف ۴ صفر از پول ملی که از سوی بانک مرکزی با کم‌رنگ‌کردن صفرهای اسکناس در سال گذشته وارد فاز جدیدی شده بود، به زودی عملیاتی خواهد شد.

تورم‌های بی‌سابقه در اقتصاد ایران به خصوص در سال ۹۹ سبب شده که صفرهای قرار گرفته پشت عدد و رقم‌های اسکناس دیگر معنایی جز بی‌ارزش شدن پول ملی نداشته باشد. حال دیگر تنها شاید حسابداران باشند که به صفرهای پولی ملی دل بسته‌اند و برای اینکه اسناد حسابداری و روش‌های سنتی خود را دچار تغییر نکنند؛ خیلی دل خوشی از حذف صفر از پول ملی نداشته باشند؛ به خصوص اینکه سیاستگذار پولی از سال گذشته کم کم تلاش کرده تا مردم را به شکل و شمایل دیگری از اسکناس آن هم با صفرهای کمرنگ شده و به نوعی بی‌ارزش شده، آشنا کند تا بلکه در صورت تصویب و تائید نهایی حذف صفرها از پول ملی، دیگر هزینه امحای اسکناس‌های کهنه و انتشار اسکناس جدید نداشته باشد.

خردادماه سال گذشته بود که شورای نگهبان برخی ایرادات را به لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی وارد دانست و به همین دلیل مجدد لایحه به دولت بازگشت تا بتواند مراحل حک و اصلاح را مجدد سپری کند و کار برای تبدیل شدن تومان به عنوان واحد پول ملی، یکسره شود.

در واقع آن روزها شورای نگهبان از بندی در لایحه حذف چهار صفر از پول ملی صحبت به میان آورده بود که بر اساس آن، تعهداتی در برابر صندوق بین المللی پول ایجاد شده بود که شورای نگهبان اعلام کرد این تعهدات به روشنی مطرح نشده و دارای ابهام است. اینجا بود که جلساتی با رئیس کل بانک مرکزی پیرامون لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی برگزار و اعلام شد تا زمانی که ابهامات نسبت به تعهدات به صندوق بین المللی پول رفع نشده، شورای نگهبان در مورد آن اظهارنظر قطعی نخواهد کرد.

حالا اما مقامات مسئول در بانک مرکزی اعلام می‌کنند که تمامی ایرادات شورای نگهبان برای عملیاتی کردن حذف ۴ صفر از پول ملی برطرف شده و کار از نظر بانک مرکزی تمام شده است.

پیگیری‌های خبرنگار مهر حکایت از آن دارد که هفته گذشته جلسه مشترکی میان رئیس کل بانک مرکزی با رئیس مجلس برگزار شده و در آن، علاوه بر ارائه توضیحاتی در این خصوص، رئیس مجلس وعده داده تا این لایحه را مجدد در اولویت قرار داده و به صحن علنی مجلس بیاورد.

در واقع، اکنون حذف ۴ صفر از پول ملی به ایستگاه آخر رسیده و منتظر تائید نهایی در صحن علنی مجلس است.

یک مقام مسئول در نظام بانکی در این رابطه می‌گوید: هزینه انهدام پول در این حوزه وجود ندارد و فقط در سیستم‌های حسابداری باید موضوع مورد اصلاح قرار گیرد که ممکن است مساله ساز شود؛ اما پیش بینی نظام بانکی آن است که عملیاتی شدن کامل این کار، یکسال زمان ببرد تا بتوان سیستم‌ها را اصلاح کرد و با واحد پولی جدید تطبیق داد.

بر این اساس این امیدواری وجود دارد که تا قبل از اتمام دولت یازدهم، حذف ۴ صفر از پول ملی که تا کنون حداقل سه رئیس کل (محمود بهمنی- ولی الله سیف و عبدالناصر همتی) را درگیر امور مربوط به خود کرده است، صورت گیرد و واحد پول ملی ایران رسماً به تومان تبدیل شود.

منبع: خبرگزاری مهر

/ پایان نوشتار