نوشته‌ها

درآمدزایی بانک‌ها از سودها سخت می‌شود

با توجه به اینکه پیش از این وزیر اقتصاد، بانک‌ها را مکلف به تمکین از سودهای مصوب بانکی کرد و تخلف از این امر را مشمول جریمه مالیاتی اعلام کرد، معاون سازمان امور مالیاتی گفت: تخلفات بانک‌ها در مصوبه شورای پول و اعتبار در زمینه سودها بانکی، برای آن‌ها درآمد محسوب و مالیات درآمد کسب شده از بانک‌ها اخذ خواهد شد. به عبارت دیگر، بانک‌ها نمی‌توانند درآمدزایی نامتعارفی از سودهای بانکی داشته باشند.

چندی پیش وزیر اقتصاد در نامه‌ای به مدیران عامل بانک‌ها تاکید کرد که با توجه به لزوم حمایت از تولید در راستای تحقق شعار سال، باید نرخ‌های سود سپرده و تسهیلات مصوب شورای پول و اعتبار را به دقت رعایت کنید و در غیراینصورت مشمول جریمه مالیاتی می‌شوند.

حال، معاون فنی و حقوقی سازمان امور مالیاتی درباره چگونگی محاسبه مالیات از این محل برای بانک‌ها توضیحاتی ارائه کرده است.

محمود علیزاده اظهار کرد: در صورتی که بانک‌ها برخلاف مصوبه شورای پول و اعتبار، بهره بیشتری به سپرده گذار پرداخت کنند و سود بیشتری هم از آن‌ها دریافت کنند، این موارد برای بانک‌ها به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی برای سازمان پذیرفته نخواهد شد.

طبق گفته وی، این هزینه مالیاتی پس از عدم پذیرش، برگشت داده و از آن مالیات دریافت می‌شود.

معاون سازمان امور مالیاتی در پایان تاکید کرد: تخلفات بانک‌ها در مصوبه شورای پول و اعتبار در زمینه سودها بانکی، برای آن‌ها درآمد محسوب و مالیات درآمد کسب شده از بانک‌ها اخذ خواهد شد.

گفتنی است، سود مصوب برای سپرده‌های یک ساله ۱۶ درصد و دو ساله ۱۸ درصد است ضمن اینکه سقف سود تسهیلات ۱۸ درصد تعیین شده است.

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

تورم آمریکا در اوج خود از 2 درصد عبور کرد

برای اولین بار از سال ۲۰۱۸ نرخ تورم آمریکا از دو درصد عبور کرد.

متوسط نرخ تورم بزرگ‌ترین اقتصاد جهان در ۱۲ ماه منتهی به مارس با ۰.۹ درصد افزایش نسبت به دوره مشابه منتهی به ماه قبل به سطح ۲.۶ درصد رسید.

این نرخ تورم که ۰.۲ درصد بیشتر از نرخ مورد انتظار قبلی و بالاترین سطح تورمی ثبت شده در آمریکا در ۲۶ ماهه اخیر بوده، بیش از همه تحت تاثیر افزایش قیمت بخش انرژی قرار گرفته؛ به گونه ای که تورم این بخش به ۱۳.۲ درصد رسیده است. پس از آن نیز مواد غذایی با تورم ۳.۵ درصد قرار گرفته است.

از سوی دیگر اما بیشترین عامل کاهشی نرخ تورم آمریکا در ماه فوق مربوط به گروه آب و برق بوده است که تورم منفی ۲.۵ درصدی برای آن به ثبت رسیده است. پس از آن نیز بخش وسایل نقلیه با ۱.۵ درصد قرار دارد.   همچنین هسته تورمی که تغییرات گروه اقلام انرژی و مواد غذایی را به دلیل نوسانات بالای آن‌ها در نظر نمی‌گیرد تا پایان ماه مارس به ۱.۸ درصد رسید که نسبت به ماه قبل خود ۰.۵ درصد بیشتر است.

بر مبنای ماهانه نیز نرخ تورم آمریکا در این ماه با ۰.۲ درصد افزایش نسبت به ماه قبل به ۰.۶ درصد رسید. متوسط نرخ تورم در بازه زمانی ۱۹۱۴ تا ۲۰۲۰ معادل ۳.۲۱ درصد بوده است که بالاترین تورم ثبت شده مربوط به تورم ۲۳.۷ درصدی ژوئن ۱۹۲۰ و کمترین تورم ثبت شده نیز مربوط به تورم منفی ۱۵.۸ درصدی ژوئن ۱۹۲۱ بوده است.

در مدل جدید سیاست گذاری فدرال رزرو، اجازه داده خواهد شد تا برای تقویت رشد اقتصادی و تزریق نقدینگی لازم به بازارها، نرخ تورم از سطح دو درصدی هدف گذاری شده قبلی عبور کند اگر چه طبق گفته جروم پاول- رئیس بانک مرکزی آمریکا، اجازه فاصله گرفتن بیش از حد تورم از سطح دو درصدی داده نخواهد شد.

پس از ۱۲ سال رشد مثبت متوالی،  رشد اقتصادی آمریکا تحت تاثیر شیوع کرونا و تعطیلی کسب و کارها در سال ۲۰۲۰ منفی شد.

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

کدام کشورها کمترین نرخ بیکاری را دارند؟

ژاپن کمترین نرخ بیکاری را تا پایان فوریه در بین کشورهای جهان داشته است. شیوع کرونا در ماه های گذشته باعث افزایش نرخ بیکاری در تقریبا تمام کشورهای جهان شده تا جایی که در برخی از کشورها رکوردهای تاریخی جدیدی از نرخ بیکاری به ثبت رسیده است. با این حال همزمان با شیوع واکسیناسیون و بازگشایی تدریجی کسب و کارها در کنار تداوم سیاست های حمایتی دولت ها و بانک های مرکزی، نرخ بیکاری مجددا رو به کاهش است. در ادامه با کشورهایی که کمترین نرخ بیکاری را در جهان دارند آشنا می شوید. این نرخ های بیکاری برگرفته از گزارشات مراکز آمار این کشورها، گزارشات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی هستند.

توضیح آن که ملاک رتبه بندی، آمارهای منتشره مربوط به فوریه امسال بوده است و کشورهایی که آمارهای این ماه را اعلام نکرده اند حتی با وجود کمتر بودن آخرین نرخ بیکاری رسمی اعلام شده از نرخ های موجود، در این رده بندی لحاظ نشده اند.

۱- ژاپن

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۲.۹ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: بدون تغییر

۲- هلند

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۳.۶ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: بدون تغییر

۳- تایوان:

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۳.۷۳ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۳ درصد کاهش

۴- کره جنوبی

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: چهار درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۱.۴ درصد کاهش

۵- مکزیک

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۴ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۳ درصد کاهش

۶- مجارستان

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۵ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۲ درصد افزایش

۷- آلمان

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۵ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۳ درصد کاهش

۸- دانمارک

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۳.۷۳ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۱ درصد افزایش

۹- مالزی

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۴.۸ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: ۰.۱ درصد کاهش

۱۰- چین

نرخ بیکاری اعلام شده در ماه فوریه: ۵.۵ درصد

میزان تغییر نرخ بیکاری به نسبت ماه قبل: بدون تغییر

برای مقایسه، تا پایان ماه فوریه نرخ بیکاری در استرالیا ۵.۸ درصد، آمریکا ۶.۰ درصد و ایتالیا ۱۰.۲ درصد بوده است.

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

زندگی‌نامه | قسمت 5 | فصل خوش کارخانه

توی بخش قبل گفتم که ۵ میلیون تومن کل سرمایۀ ما بود. این طوری تقسیمش کردم: یک و نیم میلیون برای پول پیش کارگاه، یک و نیم میلیون برای نصف پول یک دستگاه پرس (با زحمت زیادی یکی را راضی کردم که بقیه‌اش رو از من چک بگیره، حالا کی می‌خواست چک رو پاس کنه خدا می‌دونست!). با بقیه‌اش هم یک دریل ایستاده و یک اره صابونی خریدم و پول تمام شد.
در همون زمان، مستاجر اون اتاقی که توی دفتر اجاره شده بود رفت و قرار شد که من اجاره‌اش کنم. یک چک یک و نیم میلیونی دادم به دوستم و شروع کردم به بازاریابی. حدود 5 روز بود که اتاق رو اجاره و مثلاً کارگاه رو تجهیز کرده بودم که بدترین اتفاق زندگیم افتاد.
من برادر ندارم. یک پسر عمو داشتم که اونم برادری نداشت و 5 سال از من کوچکتر بود. در اون زمان داشت خدمت سربازیش رو می‌گذروند. خبر دادن که حین خدمت تیرخورده (شاید هم خودکشی کرده) و من 9 مرداد 83 رفتم به سمت اهواز و یک هفته‌ای اون‌جا بودم. حسام برای من خیلی عزیز بود و شاید باورتون نشه، اما هنوز هم وقتی به‌یادش می‌افتم گریه‌ام می‌گیره. سال 88 که خدا به من پسری ارزانی کرد به یاد اون، اسمش رو گذاشتم حسام.
برای پول پیش اتاق اجاره‌ای، مبلغ یک و نیم میلیون تومن چک داده بودم. با این امید اکه سفارش کاری بگیرم و اون چک رو پاس کنم. ولی من کل هفته رو اهواز بودم و دوستم هم چک رو برگشت زده بود. بعد از یک هفته برگشتم. مستقیم با همسر و عموم (شریکم) رفتیم دفتر دوستم. اون هم می‌دونست که ما داریم میایم، برای همین قفل در رو عوض کرده بود و به منشی مشترکمون هم گفته بود که یک ساعت دیرتر بیاد. من و همسرم و عموم مجبور شدیم یک ساعت پشت در بشینیم تا منشی ساعت 9 بیاد و در رو باز کنه.
من با هزار بدبختی مدیر فنی کارخونه‌ای که قبلاً مدیرش بودم و اون هم از اون کارخونه بیرون اومده بود رو آوردم پیش خودمون و یک قرارداد ترکمانچای به نفع اون باهاش امضا کردم. می‌تونست با ضایعات شابلون دکل مهاری درست کنه. یک هفته بعد یک نفر اومد دفترمون و سفارش ساخت دکل مهاری داد و 800 هزار تومن هم بابت پول پیش پرداخت کرد. منم تونستم چک پول پیش اجاره رو پاس کنم.
سه ماه بعد خودم یک واحد توی طبقه ششم همون ساختمان اجاره کردم. یک واحد با لوازم کامل. یک منشی هم استخدام کردم. تا اون موقع همسرم کمکم می‌کرد. همسرم واقعاً توی راه‌اندازی شرکت نقش خیلی مؤثری داشت و بعد از استخدام منشی دیگه توی شرکت حضور نداشت. دو نفر بازاریاب هم بدون حقوق ثابت استخدام کردم.
کارخونه‌ام دیگه هر روز داشت کامل‌تر می‌شد. یک مناقصه هم از شرکت گاز خوزستان برنده شدم به‌مبلغ بیست و یک میلیون تومن. با هزارتا داستان تونستم ضمانت‌نامه بگیرم و پیش‌پرداخت هم دریافت کنم. کم‌کم به تعداد دستگاه‌ها اضافه می‌کردم و سعی می‌کردم کار جدید بگیرم.
تا اینکه یکی از ارگان‌ها مناقصه‌ای به مبلغ 586 میلیون تومن برگزار کرد و من توی این مناقصه شرکت کردم. درصد ریسکش وحشتناک بود. الان دیگه همچین کاری نمی‌کنم. شاید دلیلش اینه که الان خیلی چیزها برای از دست دادن دارم، ولی اون موقع هیچی نداشتم که از دست بدم. مناقصه رو برنده شدم. برای شرکت در جلسه مناقصه رفتم و قرار شد معادل ۱۲۵ میلیون تومن ضمانت‌نامه ارائه کنم تا پیش‌پرداخت دریافت کنم، ولی متاسفانه بانک بیشتر از 8 میلیون تومن به من ضمانت‌نامه نمی‌داد. برای ضمانت‌نامه سند خونه می‌خواستن. من هم هیچ سندی نداشتم و تنها خونۀ پدریم در شهرک شهید محلاتی بود که اونم سند نداشت. کسی هم حاضر نمی‌شد توی اون شرایط ریسک کنه و سندش رو برای من گرو بزاره. به یکی از فامیل‌ها هم گفتم که قبول نکرد و اعتراف می‌کنم اگه منم به جای اون بودم قبول نمی‌کردم.
ادامه دارد…

زندگی‌نامه | قسمت 4 | بیزینس هفتم و دوران عقد

 

توی این بخش از زندگیم دو نکته خیلی مهم هست: ۱. منی که تا چند روز قبلش 40 نفر آدم داشتن زیرمجموعه‌ام کار می‌کردن، الان داشتم با یک پیکان پکیده مسافرکشی می‌کردم و هیچ ناراحتی هم نداشتم؛ ۲. مسافرکشی پنجمین بیزینسم بود و هر روز داشتم با خودم فکر می‌کردم که چطوری با مسافرکشی پول بیشتری دربیارم، ولی متأسفانه ماشینم داغون بود و من اصلاً آدم فنی نبودم که بتونم خودم از پس مشکلاتش بربیام.

یک کار جدید توی شهرک صنعتی علی‌آباد پیدا کردم. این شهرک ابتدای استان سمنان بود و تا خونه ما حدود 70 کیلومتر فاصله داشت و تقریباً 2 ساعت طول می‌کشید تا به اون‌جا برسم. شغلم هم مهندسی کیفیت بود که من تخصصی توش نداشتم. تازه باید اون‌ها رو هم راضی می‌کردم چون یه مشکل اساسی وجود داشت؛ برای اولین بار این پست شغلی رو ایجاد کرده بودن و برای همین یک مهندس صنایع می‌خواستن.

این شرکت هم داستان خاص خودش رو داشت که بعداً مفصل توضیح می‌دهم.

3 ماه و نیم اون‌جا موندم. تعطیلات نوروز شروع شد. وقتی بعد از تعطیلات برگشتم رئیس ‌اون‌جا من رو خواست و گفت: «دیگه تو رو نمی‌خوام». خب این چندیمن بیزینس بود؟ ششمین!

هشتم فروردین‌ماه سال 82 بود. حالا وضعیتم رو براتون شرح میدم:

۱. از کارم اخراج شدم؛

۲. سربازی نرفته بودم؛

۳. هیچ پس‌اندازی نداشتم؛

۴. درسم تموم نشده بود؛

۵. می‌خواستم 17 اردیبهشت عقد کنم.

بیزینس هفتم و شروع دوران ثروتمندشدن

اگه خاطرتون باشه توی یک کارخونۀ دکل‌سازی کار می‌کردم. تصمیم گرفتم خودم یه کارخونه ایجاد کنم. عموم قبلاً بهم پیشنهاد شراکت داده بود. عموم یک مغازه فروش لوازم موتورسیکلت توی اهواز داشت. قرار شد 5 میلیون تومن بیاره و کار رو شروع کنیم. پول از اون و کار و تخصص از من. شراکتمون هم 50 -50 بود. برای این‌که بدونید اون موقع ۵ میلیون تومن چه ارزشی داشت باید بهتون بگم قیمت پراید حدود ۶ تا ۷ میلیون تومن بود. یعنی ما با 80 درصد پول یک پراید می‌خواستیم کارخونه بزنیم!

دوستی داشتم که یک دفتر توی برج مهستان داشت. این دفتر که حدود پنجاه متر بود رو از دوستش اجاره کرده بود. یک اتاق اون دفتر رو هم اجاره داده بود. من توی دفترش یک صندلی اجاره کردم و چند روز با تلفنش تماس می‌گرفتم. یک کارگاه هم توی جادۀ ساوه اجاره کردم که کاملاً خالی بود. خودم به‌همراه دوستم اون‌جا رو برق‌کشی کردیم. یک سوله داشت که حتی پنجره‌هاش شیشه هم نداشت و زمینش بیابانی بود. یادم هست عموم به اولین کارگری که استخدام کردیم گفته بود که خارهای روی زمین رو بکنه. کار رو شروع کرده بودیم، اما مشکلات مهمی وجود داشت:

۱. من آدم فنی نبودم و دکل و دکل‌سازی رو نمی‌شناختم. عموم هم اصلاً نمی‌دونست دکل چی‌چی هست!؛

۲. هیچ آدم فنی نداشتیم؛

۳. هیچ سفارشی نمی‌تونستیم بگیریم؛

۴. پولی نداشتیم که آدم متخصصی رو استخدام کنیم؛

۵. حتی پولی نداشتیم که کارگاه رو تجهیز کنیم؛

۶. من با همون شرایط عقد کرده بودم و همسرم رو آورده بودم خونۀ پدرم و مثلاً دوران عقدمون بود.

ادامه دارد…

فیلم | یک فرصت عالى براى درآمد عالى

یکی از بهترین گزینه‌های کسب و کار در شرایط فعلی ایران، با توجه به افزایش نرخ ارز و عدم افزایش قیمت انرژی و نیروی کار، تولید است.
خصوصا با توجه به حضور کشورهای توسعه نیافته در همسایگی ایران، بازار مناسبی هم برای صادرات محصولات تولیدی وجود دارد.
البته از حق نگذریم که تولید بسیار دشوار است. اما با یک برنامه‌ریزی، تیم سازی و مدیریت درست، دست یافتنی و بسیار پرسود هم هست.

زندگی‌نامه | قسمت 2 | آغاز راه ثروتمند شدن

 

آژانس مشاور املاکی که توش کار می‌کردم رو به‌خاطر مشکلاتی پلمب کردن. من هم رفتم آژانس دیگه‌ای و 6 ماه کارکردم و باز هم در آمدم صفر بود. سال ۱۳۸۰ شده بود و من تقریباً هیچ پولی نداشتم. واحدهای تخصصی دانشگاه هم شروع شده بود و سرم شلوغ بود. ترم 5 بالاخره تونستم یک معامله رو جوش بدم و حدود 200 هزار تومان کمیسیون گرفتم. حدود شش ماهی اون‌جا بودم تا این‌که یکی از شرکا رفت یک آژانس بهتر توی برج آرین میرداماد. منم تصمیم گرفتم به‌همراه همون شخص و برای پیشرفت بیشتر برم.

توی 6 ماهی که اون‌جا بودم (اواخر سال 80) حدود یک و نیم میلیون تومن درآمد کسب کردم. دیگه ترم 6 دانشگاه هم تموم شده بود. تیر سال ۸۱ تصمیم گرفتم برم سراغ کاری که با رشتم همخونی داشته باشه. برای همین دوباره رفتم سراغ اگهی‌های روزنامه.

چجوری ثروتمندشدنم شروع شد؟

چشمم به یک آگهی خورد که نوشته بود «مهندس صنایع، با تجربه کار، آشنا به MS Project، جهت کنترل پروژه». برام جالب، اما چند تا مشکل وجود داشت:

۱. من مهندس نبودم و کلاً 80 واحد دانشگاهی پاس کرده بودم؛

  1. با توجه به شرایطم فقط می‌تونستم نیمه‌وقت کار کنم؛
  2. حتی درس کنترل پروژه هم پاس نکرده بودم و نمی دونستم چی هست اصلاً!؛
  3. کارم با کامپیوتر افتضاح بود و هیچ‌کدوم از نرم‌افزارهای تخصصی رشته‌ام رو بلد نبودم.

دل رو زدم به دریا و رفتم برای مصاحبه. باید توی فرم کاری اسم نرم‌افزار MS Project رو می‌نوشتم. حتی اسمشم بلد نبودم و مجبور شدم زنگ بزنم یکی از دوستان و اِسپِل انکلیسیش رو بپرسم.  با خودم گفتم نهایتش اینه که می‌فهمن که چیزی بلد نیستم و رد میشم، کتکم که نمی‌زنند! حداقل می‌فهمم برای استخدام چه چیزایی لازم دارم.

از قضا، شخصی که داشت با من مصاحبه می‌کرد مدرک دیپلم داشت و چیزی از کنترل پروژه نمی‌دونست (الان اون آقا از بهترین دوستانم هست). شرکت هم فقط به‌خاطر دستور مشاور شرکت تصمیم به استخدام گرفته بود. منم ادعا کردم که کنترل پروژه بلدم و چند جمله هم که از این و اون یاد گرفته بودم گفتم. انتهای فرم نوشته بود که حقوق پیشنهادیتون چقدره؟ من این قسمت رو خالی گذاشته بودم. مدیر شرکت ازم پرسید که قسمت حقوق پیشنهادی رو ننوشتی؟ گفتم که من حقوق نمی‌خوام. گفت از خونه‌ات تا کارخونه ما 5 خط تاکسی میشه (کارخونشون بین اسلامشهر و رباط‌کریم بود). گفتم مهم نیست و من حقوق نمی‌خوام. خلاصه گفت یه چیزی بنویس و من نوشتم ماهی 50 هزار تومن (اون‌موقع پایه حقوق کارگری 69 هزار تومن بود).

دو هفته گذشت از زمان مصاحبه گذشت. رفته بودم شمال خونه پدربزرگم. با موبایلم تماس گرفتن و گفتن که بیا برای استخدام. منم رفتم. قرار بود مشاور شرکت منو چک کنه. اون آقا دکترای صنایع داشت و بعدش هم مشاور اقتصادی رییس جمهور دولت دهم. اون هم متوجه نشد که من کنترل پروژه بلد نیستم. شرکت قرار بود یک مهندس صنایع استخدام کنه، ولی به‌خاطر نوع حرف زدنم و حقوق پایین تصمیم گرفتن یه نفر رو که مهندس صنایع بود و سربازی هم رفته بود بکنند مدیر کارخانه و من هم بشم مدیر برنامه‌ریزی و کنترل پروژه.

شروع مشکلات

مشکلاتی که حالا باید باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کردم این‌ها بود:

۱. باید ۵:۳۰ صبح پا میشدم که 8 برسم کارخونه و از کارخونه تا دانشگاهم هم حدود ۹ خط تاکسی باید عوض می‌کردم؛

۲. من توی هیچ کارگاه یا کارخونه‌ای کار نکرده بودم و هیچ محیط کارگری هم ندیده بودم؛

۳. اونا تازه می‌خواستن کارگاه دکل‌سازیشون رو به یک کارخونه تبدیل کنن و مکانشون هنوز آماده نبود. ما باید کارگاه رو می‌بردیم به محل جدید. جایی که هنوز راه آسفالته هم نداشت.

۴. خود مالکین شرکت رفتن مسافرت؛

۵. مدیر کارخونه که از من بزرگتر بود یک روز می‌اومد و یک روز نمی‌اومدو چون فهمیده بود اوضاع شرکت به‌هم ریخته است، می‌خواست زرنگی کنه.

۶. من یک عضو جدید برای شرکت بودم که کارگرها به این راحتی بین خودشون قبولم نمی‌کردن. تازه ۲۱ سالم بود و هیچکسی آدم حسابم نمی‌کرد!

ادامه دارد…

فیلم | استارت‌آپی از جنس آموزش و استخدام

توی همه این سال‌هایی که کار کردم همیشه یکی از دغدغه‌های بزرگم نیروی انسانی کارآمد بوده و هنوز هم هست. فرقی هم نداشته که موضوع کار چی بوده و نیاز به متخصص در چه حوزه‌ای داشتم. به طور کلى استخدام یکی از مشکلات بزرگ سر راه همه کسب و کارهاست. . من و همکارام در تیم شرکت‌های بهنام کیامرزی چاره‌ای برای این مشکل اندیشیدیم که نه تنها راهگشای ماست که شاید گره از کار خیلی از شما هم باز کنه.

استارتاپی از جنس آموزش و استخدام که مدل مشابهش رو ندیدید…

فیلم | سفر به ورزنه، «شتر چاه» و «آسیاب شتر»

«شتر چاه» و «آسیاب شتر» از جاذبه های گردشگری شهر ورزنه ست. راهکاری کهن برای کشیدن آب از چاه در این منطقه کویری و آسیاب گیاهان در روزگاران دور. چند وقت پیش در سفری که به این شهر داشتم تصاویری رو ضبط کردم که دیدنش خالی از لطف نیست.

فیلم | قماربازی سیاوش!

داستان سیاوش، روایت واقعی سرگذشت ناخوشایند یکی از دوستامه. مردابی که خیلی‌ها رو در حسرت یک شبه پولدارشدن به عمق خودش کشیده. متأسفانه کم خردی برخی از ما بازار سایت‌های شرط بندی رو چنان داغ کرده که چهره‌هایی پوشالی با لقب «شاخ اینستا» از حسرت این افراد به آرزوهایشان می‌رسند. سرتان را گرم می‌کنند، جیبتان را می‌زنند و به خودتان پُزش را می‌دهند.