نوشته‌ها

به‌روزرسانی فهرست ثروتمندان جهان

جف بزوس جایگاه خود را در صدر فهرست ثروتمندان جهان حفظ کرد.

 نشریه فوربس طبق روال گذشته اقدام به معرفی ثروتمندترین افراد جهان کرد که بر این اساس و تا پایان ماه آوریل، جف بزوس موفق شد بار دیگر به عنوان ثروتمندترین فرد جهان معرفی شود.

در حال حاضر ۵۳ فرد با ثروت بالای ۳۰ میلیارد دلار در جهان وجود دارند و برای قرار گرفتن در بین ۱۰۰ فرد ثروتمند جهان باید دست‌کم ۱۸.۴ میلیارد دلار ثروت داشت.

در ادامه با ثروتمندترین افراد جهان آشنا می‌شوید:

۱-جف بزوس

سمت شغلی: مدیرعامل فروشگاه اینترنتی آمازون

ثروت تا پایان این ماه: ۲۰۱.۴ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۲- برنارد آرنو

سمت شغلی: مدیرعامل برند لوئی ویتون

ثروت تا پایان این ماه: ۱۸۲.۸  میلیارد دلار

تابعیت: فرانسوی

۳- ایلان ماسک

سمت شغلی: بنیان‌گذار خودروسازی تسلا

ثروت تا پایان این ماه: ۱۷۳.۶ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۴- بیل‌گیتس

سمت شغلی: مدیرعامل شرکت مایکروسافت

ثروت تا پایان این ماه: ۱۳۰  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۵- مارک زاکربرگ

سمت شغلی: مدیرعامل فیس بوک

ثروت تا پایان این ماه: ۱۱۷.۸ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۶- وارن بافت

سمت شغلی: مدیرعامل صندوق سرمایه‌گذاری ” برک شایر”

ثروت تا پایان این ماه: ۱۰۳.۷ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۷- لری پیج

سمت شغلی: از سهامداران ارشد گوگل

ثروت تا پایان این ماه: ۱۰۲.۶  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۸- لری الیسون

سمت شغلی: مدیرعامل شرکت نرم افزاری اوراکل

ثروت تا پایان این ماه: ۱۰۰.۷  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۹- سرگی برین

سمت شغلی: سهامدار گوگل

ثروت تا پایان این ماه: ۹۹.۶  میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۱۰- آمانسیو اورتگا

سمت شغلی: مدیرعامل گروه زارا

ثروت تا پایان این ماه: ۸۲.۶ میلیارد دلار

تابعیت: اسپانیایی

ثروتمندترین زنان جهان

۱-فرانسواز بتنکوق

سمت شغلی: مدیرعامل برند اورئال

ثروت تا پایان این ماه: ۸۲.۲ میلیارد دلار

تابعیت: فرانسوی

۲- الیس والتون

سمت شغلی: مدیرفروشگاه زنجیره ای والمارت

ثروت تا پایان این ماه: ۶۶ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۳- مک کینزی اسکات

سمت شغلی: سهامدار فروشگاه اینترنتی آمازون

ثروت تا پایان این ماه: ۶۱.۲ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۴- جولیا کوخ

سمت شغلی: مدیرصنایع کوخ

ثروت تا پایان این ماه: ۴۶.۴ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۵- میریام ادلسون

سمت شغلی: تفریح و سرگرمی

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۳۷.۷ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۶- یانگ هویی یان

سمت شغلی: املاک

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۳۴.۱ میلیارد دلار

تابعیت: چینی

۷- ژاکلین مارس

سمت شغلی: مدیر شکلات سازی مارس

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۳۱.۳ میلیارد دلار

تابعیت: آمریکایی

۸- سوزان کلاتن

سمت شغلی: سهامدار بی ام و

ثروت تا پایان این ماه: ۲۹.۳ میلیارد دلار

تابعیت: آلمانی

۹- ایریس فونتانا

سمت شغلی: معدن

ثروت تا پایان ماه این ماه: ۲۵ میلیارد دلار

تابعیت: شیلی

۱۰- جینا راینهارت

سمت شغلی: مالک معادن

ثروت تا پایان این ماه: ۲۴ میلیارد دلار

تابعیت: استرالیایی

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

کشورهای جهان چه قدر بدهی دارند؟

چین کمترین نسبت بدهی به اندازه اقتصاد خود را در بین اقتصادهای بزرگ جهان دارد.

 طبق اعلام سایت بدهی آمریکا، تا پایان ماه آوریل، ایرلند بیشترین نسبت بدهی خارجی به تولید ناخالص داخلی را در جهان داشته است؛ به گونه‌ای که این کشور اکنون بیشتر از هفت برابر اندازه اقتصاد خود بدهی خارجی دارد.

در ادامه با میزان بدهی کشورهای مختلف آشنا می شوید:

– آمریکا

جمعیت: ۳۳۲ میلیون و ۹۹۶ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: ۲۲ تریلیون ۱۰۷ میلیارد دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۱۳۲.۱۹ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۹۹.۳۴ درصد

– چین

جمعیت: یک میلیارد و ۴۴۱ میلیون نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: ۱۴ تریلیون و ۸۷۹ میلیارد دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۱۲.۸۹ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۵۴.۱۱ درصد

– ژاپن

جمعیت: ۱۲۶ میلیون و ۴۰۴ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: پنج تریلیون و ۴۱۷ میلیارد دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۷۹.۴۳ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۲۷۲.۴۰ درصد

– آلمان

جمعیت: ۸۴ میلیون و ۴۰ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: سه تریلیون و ۷۷۸ میلیارد دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۱۷۱.۴۵ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۸۵.۴۲ درصد

– انگلیس

جمعیت: ۶۸ میلیون و ۴۸ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: سه تریلیون ۲۶۹ میلیارد دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۳۱۷.۲۳ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۱۱۰.۶۴ درصد

– فرانسه

جمعیت: ۶۵ میلیون و ۳۱۴ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: دو تریلیون و ۶۹۶ میلیارد دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۲۵۳.۱۲ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۱۱۸.۰۸ درصد

– کانادا

جمعیت: ۳۷ میلیون و ۸۶۰ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: یک تریلیون و ۶۹۶ میلیارد دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۱۳۶.۴۳ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۱۱۱.۲۹ درصد

– بلژیک

جمعیت: ۱۱ میلیون و ۶۱۴ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: ۵۰۵ میلیارد و ۷۴۸ میلیون دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۳۰۳.۲۳ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۱۳۴.۱۸ درصد

– هلند

جمعیت: ۱۷ میلیون و ۱۴۷ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: ۸۲۴ میلیارد و ۷۲۱ میلیون دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۵۹۱.۱۷ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۸۱.۱۳ درصد

– سوئیس

جمعیت: هشت میلیون و ۶۷۸ هزار نفر

میزان تولید ناخالص داخلی در ۱۲ ماه منتهی به آوریل: ۶۷۰ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار

نسبت بدهی خارجی به اندازه اقتصاد: ۲۹۷.۹۳ درصد

نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی: ۵۲.۶۱ درصد

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

زندگی‌نامه | قسمت 8 | از گارسونی تا ورشکستگی پیتزا فروشی!

 

دفتر جدیدمون دو طبقه بود. دو طبقه برای من زیاد بود و به‌همین دلیل یکی از اتاق‌های دفتر طبقه دوم رو به دوستم اجاره دادم. در واقع دفتر من شامل طبقه اول و نصف طبقه دوم می‌شد. این دوستی که گفتم همون کسی بود که به‌خاطر برگشت‌خوردن چکم زمانی که پسرعموم حسام فوت کرده بود، قفل دفتر رو عوض کرد و من رو راه نمی‌داد. ولی من هرگز به انتقام فکر نکردم؛ نه به‌خاطر این‌که آدم خیلی خوبیم، بلکه به این دلیل که توی اقتصاد گذشت خیلی بهتر جواب می‌ده و این‌که سود رو با هیچ چیز غیرمادی نمی‌شه عوض کرد. پس من به جای کینه و انتقام‌گرفتن اون اتاق رو بهش اجاره دادم؛ این‌طوری هم می‌تونستم ادعا کنم که دو طبقه دفتر در اختیار خودمه (چون دوستم بود) و هم این‌که ازش اجاره بگیرم.

خونه‌ام در گیشا رو عوض کردم و خونه‌ای نوساز و کمی بزرگتر گرفتم. دیگه شرکت ما شرکت مشهوری شده بود و مثل قبل دغدغۀ این‌که چکمون به‌خاطر مشکلات کوچیک برگش بخوره رو نداشتیم. ولی من همچنان دوست داشتم پولدارتر بشم. برای همین به‌فکر راه‌انداختن یک پیتزافروشی افتادم.

با یکی از دوستام برای پیتزافروشی شریک شدم. اون هم مثل من هیچ تخصصی توی پیتزافروشی و رستوران‌داری نداشت. اعتقاد داشتم برای انجام هر کاری بهتره با پول دیگران خاک اون کار رو بخوری، برای همین به‌واسطه یکی از دوستانم قرار شد تا به‌عنوان سرایدار شرکت خودم توی یک رستوران کار کنم. به‌عنوان یک کارگر ساده توی رستوران فرانسوی‌های جام‌جم شروع به کار کردم. بعد از معرفی، چند ساعتی توی آشپزخانه کار کردم و افراد اون‌جا کشف کردن که استعدادم خوبه و من رو به‌عنوان کمک‌گارسون به داخل رستوران بردن.

عصرها ماشینم را در دو خیابون بالاتر پارک می‌کردم و با یک لباس نسبتاً کهنه می‌رفتم به رستوران. یک هفته‌ای گارسون بودم، ولی به دلیل این‌که از ساعت ۷ صبح تا 6 عصر شرکت بودم و از ساعت ۶ تا 1 بامداد هم توی رستوران کار می‌کردم، دیگه نتونستم ادامه بدم و مجبور شدم اون‌جا رو ترک کنم. در طول اون یک هفته تجربیات خوبی به‌دست آوردم. روز آخری که اون‌جا بودم یک خانوادۀ تازه‌به‌دوران رسیده من رو به بهانۀ این‌که دست‌شویی کجاست کلی مسخره کردن. همون زمان با پول توی حسابم می‌تونستم کل اموالشون رو بخرم، ولی به‌روی خودم نیاوردم و آداب یک گارسون مؤدب رو به‌جا آوردم. این قبیل تجربه‌ها باعث شد تا بعدها بهتر بتونم به کارکنانم آموزش بدم که «همیشه حق با مشتریه».

پیتزافروشی رو افتتاح کردیم و بعد از 10 ماه ورشکست شدیم و با 11 میلیون تومن اون بیزینس رو ترک کردم. شاید بپرسید چرا؟ خدا نخواست؟ نه… مشکل این‌جا بود که اشتباه کردیم و این اشتباهات باعث شد چیزهای تازه‌ای یاد بگیرم. همه بهم گفتن که بچسب به کار خودت. ولی من هرگز این کار رو نکردم، چون دوست نداشتم تخم‌مرغ‌هام رو توی یک سبد بذارم. شروع کردم به یادگرفتن بورس و یک میلیون تومن توی بورس سرمایه‌گزاری کردم. شرکتی که سهامش رو خریدم ورشکست شد و من هیچ وقت به پولم نرسیدم. دوستام مسخره‌ام میکردن و میگفتن حالا یک کارت شانسی گرفته دیگه همین رو ادامه بده. ولی من مصمم بودم و شروع کردم به مطالعه در مورد کارهای دیگه.

با بدبختی موفق شدم درسم رو تموم کنم و 6 ماه بعد باید می‌رفتم سربازی. توی بخش‌های قبلی گفتم که دوره آموزشی رو تموم کرده بودم و به‌خاطر قبولی دانشگاه معافیت تحصیلی گرفتم و حالا باید 18 ماه باقیماندۀ خدمتم رو می‌رفتم. اسفند 86 رفتم سربازی. دیگه شرکتم به نقطه‌ای رسیده بود که با حضور روزی نیم ساعت منم کارش به‌درستی پیش می‌رفت. همون زمان یک ماشین پراید برای همسرم خریدم. دیگه هزینۀ ماهانه زندگی من به ماهی یک و نیم میلیون تومن رسیده بود.

 

ادامه دارد…

احتمال تعطیلی صرافی‌های ارز دیجیتالی، این بار در کره جنوبی؟

مدیر کمیسیون خدمات مالی کره جنوبی گفت: هر کسی که وارد معاملات ارزهای دیجیتالی می شود، خودش باید مسیولیت همه چیز را قبول کند.

 اون سونگ سو- مدیر کمیسیون خدمات مالی کره جنوبی با اشاره به اینکه هیچ کدام از صرافی های ارزهای دیجیتالی فعال در این کشور تاکنون درخواستی برای اخذ مجوز از این نهاد برای فعالیت در کره اخذ نکرده اند، هشدار داد قانون برخورد با فعالیت های غیرقانونی در حوزه ارزهای دیجیتالی به زودی اجرایی می شود و احتمال تعطیلی این صرافی ها تا ماه سپتامبر وجود دارد.

سال گذشته کره جنوبی قوانین مبارزه با پولشویی و گزارش دهی صورت های مالی را به روزرسانی کرد که بخش بزرگ این بروزرسانی مربوط به فعالیت های مالی در حوزه ارزهای دیجیتالی بوده است. دولت کره جنوبی پیشتر در بیانیه ای به کسب و کارهای مرتبط با ارزهای دیجیتالی مهلت داده بود که در بازه زمانی آوریل تا سپتامبر نسبت به اخذ مجوزهای قانونی از مراجع ذی ربط اقدام کنند.

به گفته سو، بیش از ۲۰۰ صرافی ارزهای دیجیتالی در کره جنوبی مشغول فعالیت هستند که امکان تعطیلی همه آن ها وجود دارد. این مقام ارشد کره جنوبی با ابراز نگرانی از امنیت کاربران در حوزه ارزهای دیجیتالی گفت: در شرایط فعلی محافظت از منافع معامله گران کار خیلی دشواری است. آن ها باید بداند که دولت هیچ مسیولیتی در قبال کلاهبرداری از آنان یا جعل تراکنش ها قبول نمی کند. هر کسی که وارد معاملات می شودخودش باید مسیولیت همه چیز را قبول کند.

علاقه به ارزهای دیجیتالی در کره جنوبی طی ماه های اخیر رشد چشمگیری داشته است تا جایی که فقط حدود ۲.۵ میلیون کاربر در چهار صرافی بزرگ ارزهای دیجیتالی این کشور ثبت نام کرده اند. تخمین زده می شود حدود دو سوم کاربران ارزهای دیجیتالی در کره جنوبی جوانان ۲۰ تا ۳۰ سال باشند.

در روزهای اخیر تعطیلی دو صرافیارزهای دیجیتالی در ترکیه سر و صدای زیادی به پا کرده است. برخی از گزارش ها همچنین از احتمال ممنوعیت فعالیت های مرتبط با ارزهای دیجیتالی در هند خبر می دهند.

منبع: ایسنا به نقل از کوین دسک

/ پایان نوشتار

استخراج ۴ تا ۶ درصد از رمزارزهای جهان در ایران

مدیرکل دفتر سرمایه‌گذاری و امور طرح‌های وزارت صمت اظهار داشت: ظرفیت پردازش استخراج مراکز مجاز امروز ۶۵۰ هزار تراهش برثانیه است که با نرخ روز بیت کوین معادل روزانه ۲۰۰هزار دلار می‌شود. به نظر می‌رسد با فرض بسیار ضعیف اختصاص تمام رمزارز استخراجی به بانک مرکزی حتی استخراج در یک سال هم پاسخگوی نیاز یک روز سامانه نیما هم نخواهد بود.

علیرضا هادی در مورد استفاده از رمزارزها در حوزه تجارت اظهار کرد: اگر رمزارزهایی که استخراج شده‌اند به درستی احراز شود و در خدمت تولید و تجارت کشور قرار بگیرند می‌توانند کمک کننده باشند اما متاسفانه میزان رمز استخراج شده در کشور آمار کمی دارد.

وی خاطرنشان کرد: تاکنون به دلیل اینکه فعالیت رسمی خود را تازه آغاز کرده‌اند رمزارز قانونی چندانی تولید نشده است. ضمن اینکه استخراج کنندگان مخیر هستند که مالیات بدهند و رمزارز را نگه دارند یا مالیات صفر شود و رمزارز را به بانک مرکزی تسلیم کنند. پس تعداد زیادی نگه می‌دارند به این امید که بعدها با قیمت بالاتری بفروشند. پس خیل عظیمی از اینها اصلا به تجارت خارجی کشور نخواهد رسید.

هادی در ادامه افزود: بانک مرکزی استفاده از رمز ارزهای حاصل از استخراج را برای تجارت مجاز کرده است و آنها رمزارز سفید نیز گفته می‌شود که عدد بزرگی را دربر نمی‌گیرند. بانک مرکزی که مسئول سیاست‌گذاری در این مورد است رمز ارزهای حاصل از مبادله را برای مصارف این چنینی مجاز نمی‌شمارد. با این حال هر میزان هم که رمز ارزهای حاصل از استخراج کم یا زیاد باشد امکان استفاده از آن در تجارت خارجی وجود دارد اما متاسفانه به علت میزان کم، تاثیر چندانی در تجارت خارجی کشور ندارد. یک بخش از درآمد هم بایستی برای واردات تجهیزات و دستگاه‌های استخراج رمزارز صرف شود چون این تجهیزات به شدت نیاز به بروزرسانی دارند باز هم بخش بزرگی برای تجارت خارجی حذف خواهد شد.

مدیرکل دفتر سرمایه‌گذاری و امور طرح‌های وزارت صمت در پاسخ به سوالی در مورد راه‌های افزایش استفاده از رمزارزها در تجارت گفت: ما در دستورالعمل‌هایی که برای صدور مجوز صادر کرده‌ایم، حداقل سخت‌گیری‌ها را گذاشته‌ایم و محدودیت‌های چندانی نداریم تا افراد به صورت قانونی کار کنند، بنابراین از طرف وزارت وزارت صمت محدویتی وجود ندارد.

وی اضافه کرد: مذاکراتی با بانک مرکزی و سازمان توسعه تجارت برای استفاده از رمزارزها در تجارت و واردات انجام شده است.

هادی در مورد روند میزان استخراج رمزارز خاطرنشان کرد: استخراج رمزارز بیشتر به قیمت رمز ارزها و جذابیت آن برای افراد است، اینکه ما آنها را در تجارت خارجی به رسمیت بشناسیم حتما در افزایش استخراج تاثیرگذار است اما نقش اصلی را بخش اقتصادی موضوع بازی می‌کند.

وی با اشاره به آمار مجوزهای صادره و میزان استخراج در کشور گفت: در مجموع ۲۳۳۳ فقره جواز تاسیس و ۱۵ فقره پروانه بهره‌برداری برای رمزارزها صادر شده است. برآورد می‌شود که حدود ۴ تا ۶ درصد از استخراج جهانی رمزارز در ایران انجام می‌شود، این استخراج غیرقانونی و زیرزمینی است.

هادی همچنین اضافه کرد: ظرفیت پردازش استخراج مراکز مجاز امروز ۶۵۰ هزار تراهش برثانیه است که با نرخ روز بیت کوین معادل روزانه ۲۰۰هزار دلار می‌شود. به نظر می‌رسد با فرض بسیار ضعیف اختصاص تمام رمزارز استخراجی به بانک مرکزی حتی استخراج در یک سال هم پاسخگوی نیاز یک روز سامانه نیما هم نخواهد بود.

منبع: ایلنا

/ پایان نوشتار

زندگی‌نامه | قسمت 7 | این بار هم بخیر گذشت

نزدیک عید نوروز شده بود و مجبور شدیم 206 رو بفروشیم تا بتونیم چک‌ها رو پاس کنیم. برای تعطیلات نوروز رفتیم اهواز. عموم با وانتی که برای شرکت خریده بودیم رفت اهواز و برای برگشت نوبت ما بود که از وانت استفاده کنیم و خوشحال بودیم که با ماشینی که نو هست برمی‌گشتیم. آخه برای ماه عسل با همون پیکان ۵۳ رفته بودیم شمال که توی راه خراب شد و کشاورزهای منطقه ماشینمون رو بکسل کردن، ولی حالا با ماشینی که نصفش مال خودمون بود، داشتیم مسافرت می‌کردیم. یک وانت مدل ۸۲.

خلاصه بعد از عید برگشتیم تهران. اوضاعم کمی بهتر شده بود. همسرم پیشنهاد کرد که مراسم عروسی رو به دو دلیل برگزار نکنیم؛ یکی این‌که اول زندگیمون باید خرج زیادی می‌کردیم و هم این‌که به‌خاطر فوت پسر عموم در مرداد سال گذشته، باید حداقل تا مرداد صبر می‌کردیم. توی این حین هم روابط مادرم با همسرم کم‌کم داشت رو به وخامت می‌رفت (البته هر دو نفر این موضوع رو انکار می‌کنن، ولی من قول دادم صادق باشم).

با همکاری همسرم عروسی نگرفتیم. یک ماشین 206 صفر خریدم و یک خانه 70 متری توی محله گیشا اجاره کردم. یک سری وسایل هم برای خونه خریدم. کمتر از 11 ماه از شروع به‌کار شرکت، تونسته بودم ۲۴ میلیون تومن پول دربیارم و با همون پول زندگی مشترکمون رو شروع کردیم. تونستیم دکل‌هایی که برای اون ارگان مذکور ساخته بودیم رو با هزار تا دردسر به ارگان دیگه‌ای با قیمت پایین‌تری بفروشیم. شرکت کم‌کم داشت جا می‌افتاد. برای کارخونه یک لیفتراک خیلی قدیمی خریدیم که اتفاق تازه‌ی افتاد.

مخابرات قزوین برای 40 سایت بی‌تی‌اس یک مناقصه به‌صورت کلید در دست برگزار کرده بود و یک شرکت هم برنده مناقصه شد. از اون‌جایی که ما برای مخابرات قزوین کار کرده بودیم و کارمون هم خوب بود، اون‌ها هم ما رو پیشنهاد دادند به شرکت برنده. مدیرعامل برای مذاکره اومد پیش ما. بر اساس تجربیات قبلی گفتم اول این‌که ما کار اجرایی نمی‌کنیم و پیمانکار معرفی می‌کنیم و خودتون مستقیم با پیمانکار کار کنین و دوم این‌که باید 25 درصد مبلغ رو به‌عنوان پیش‌پرداخت به ما بدن. مدیرعامل گفت که ما 12.5 درصد پرداخت می‌کنیم که من هم قبول نکردم و قرار شد نصف دکل‌ها رو بسازیم تا مرحله بعد و 25 در‌صد مبلغ رو به‌عنوان پیش‌پرداخت دادن.

من با اون پول سه طبقه آپارتمان قدیمی توی ستارخان قول‌نامه کردم و شروع کردم به بازسازیشون؛ به این امید که دکل‌ها رو سریع می‌سازیم و با بقیۀ پول قرارداد و قردادهای دیگه صاحب یک دفتر دو طبقه می‌شیم و یک طبقه هم می‌دیم اجاره، ولی اون شرکت کلاه‌بردار از آب دراومد و با ضمانت‌نامۀ جعلی سر مخابرات قزوین هم کلاه گذاشته بود.

من دکلی به اون‌ها تحویل نداده بودم ولی همون‌طور که قبلاً گفتم دکل یک سازۀ کاملاً سفارشیه و دکل ساخته شده به‌درد کس دیگه‌ای نمی‌خوره. دوباره موعد چک‌های من رسید و تازه باید پول آپارتمان‌ها رو هم می‌دادم. تنها راهم این بود که این دکل‌ها رو به مخابرات قزوین و برنده مناقصه بعدی می‌فروختم، ولی چند تا مشکل اساسی موجود داشت:

۱. ممکن بود من برنده مناقصه دکل نباشم؛

۲. من امکان اجرای کل مناقصه رو نداشتم؛

۳. اگر یک دکل‌ساز دیگه برنده می‌شد، هر گز دکل‌های من رو نمی‌خرید؛

۴. هر کسی برنده میشد با وجود اطلاع از دکل‌های من و این‌که مجبور بودم اون‌ها و بفروشم، به کمترین قیمت دکل‌ها رو می‌خرید.

خوش‌بختانه، آقایی که برنده مناقصه شد دکل‌ساز نبود و کاری به این حجم هم قبلاً انجام نداده بود. انسان خوبی هم بود و بعداً نماینده شرکت من (کیاسازه اهواز) توی قزوین شد.

با پیش‌پرداخت پول ساخت دکل، از زیر بار برگشت‌خوردن چک بیرون اومدم و تونستم بقیۀ پول آپارتمان‌ها رو بدم. توی این زمان من و عموم صاحب یک ساختمان سه طبقه نسبتاً شیک در ستارخان بودیم.

ادامه دارد…

افزایش ۲۰ تا ۱۱۰ درصدی قیمت کالاها

افزایش تورم در ماه گذشته به نحوی بوده که کالا و خدمات بین ۲۰ تا ۱۱۰درصد نسبت به پارسال افزایش قیمت داشته است و «روغن و چربی ها» در صدر این گرانی قرار دارد.

پایان فروردین ماه سال جاری با افزایش تورم و ثبت ارقام بالا در این شاخص همراه بود؛ به طوری که کالا و خدمات در مقایسه با اسفندماه ۲.۷ درصد (تورم ماهانه) افزایش قیمت داشت. از سویی تورم نقطه به نقطه ۴۹.۵ درصد اعلام شد که نشان داد هزینه خانوارها به طور متوسط تا مرز ۵۰ درصد نسبت به فروردین ماه سال ۱۳۹۹ افزایش دارد و از سویی تورم ۱۲ ماهه منتهی به فروردین  ۳۸.۹ درصد گزارش شد.

افزایش ۶۳ درصدی هزینه خرید خوراکی ها و آشامیدنی ها 

اما بررسی جزییات این تورم در فروردین ماه از این حکایت دارد  که خوراکی ها و آشامیدنی های مورد استفاده مردم تا بیش از ۶۳ درصد نسبت به پارسال و ۲.۹ درصد در مقایسه با اسفندماه افزایش قیمت دارد. در بین آنها خوراکی ها ۶۲.۹ درصد افزایش تورم داشته است.

در بین کالا و خدمات در شاخص تورم ماهانه بالاترین افزایش مربوط به «هتل و رستوران» با ۶.۲ درصد، «گوشت قرمز و ماکیان» ۵.۸ درصد و همچنین گروه «گوشت قرمز و سفید و فرآورده های آن» با ۵.۵ درصد است.

 فقط سیزیجات ارزان شده است

سبزیجات تنها کالایی است که در فروردین ماه ارزان شده و تورم منفی ۰.۲ درصد دارد و گروه «شیر، پنیر و تخم مرغ» نیز جزو اقلام با کمترین تورم ماهانه با ۰.۲ درصد

روغن تا ۱۱۰ درصد  گران شد

در فروردین ماه بالاترین افزایش قیمت نسبت به پارسال به گروه «روغن و چربی ها» با ۱۰۹.۳ درصد اختصاص دارد بعد از آن گروه «شیر، پنیر و تخم مرغ» با ۷۷.۴ درصد و همچنین گروه «چای، قهوه و نوشابه» با ۷۵.۱ درصد قرار دارد.

کمترین افزایش قیمت نسبت به فروردین ماه سال ۱۳۹۹ برای گروه «آب، برق و سوخت» با ۲۰.۴ درصد ثبت شده است.

بررسی جریان تورم سالانه نیز از این حکایت دارد که بیشترین تورم برای میوه و خشکبار با ۵۴.۹ و بعد از آن گروه «روغن و چربی ها» و همچنین «شیر، پنیر و تخم مرغ» با حدود ۵۳ درصد است.

 

منبع: ایسنا

/ پایان نوشتار

سراب درآمدزایی از طریق بازاریابی شبکه‌ای

بسیاری از جوانان به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی جذب شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای می‌شوند؛ درحالیکه فعالیت در این شرکت‌ها مانند یک تیغ دولبه بوده و ریسک بسیاری را متوجه افراد ناآگاه و تازه‌وارد می‌کند.

بازاریابی شبکه‌ای یا «Network Marketing» یکی از جدیدترین مشاغل نوظهور در جهان است؛ در این شیوه بازاریابی، یک شرکت محصولات خود را بدون استفاده از تبلیغات و در غیاب واسطه‌‎های تجاری، به مصرف‌کننده عرضه می‌کند. بر همین اساس، نقش منفعل مصرف‌کنندگان در فرآیند بازاریابی سنتی به یک نقش فعال تبدیل می‌شود، به طوریکه پس از خرید محصولات، این افراد در صورت تمایل می‌توانند به منظور دریافت سود مشخصی، نسبت به بازاریابی محصولات شرکت در میان اطرافیان خود اقدام کنند. بنابراین درآمدزایی در بازاریابی شبکه‌ای هم در ازای فروش مستقیم محصولات و هم در ازای فروش از طریق زیرمجموعه‌ها محقق می‌شود.

 

در نگاه اول، فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای بسیار جذاب و وسوسه‌برانگیز است؛ چرا که بر اساس تبلیغات این شرکت‌ها، افراد می‌توانند در یک دوره کوتاه‌مدت به درآمدهای بسیار بالا، دست پیدا کنند و بدون انجام فعالیت‌های مولد و زمانبر، مسیر رشد و توسعه کسب‌وکار خود را ادامه دهند.

بر همین اساس، لیدرهای بازاریابی شبکه‌ای در کشور معمولاً با تمرکز بر رواج عباراتی نظیر «راه صدساله را یک‌شبه طی کنید»، «کسب درآمدهای نجومی امکان‌پذیر است» و «ملال‌آور بودن مشاغل دیگر با وجود درآمدزایی اندک» سعی دارند توجه  قشر جوان جامعه را به فعالیت خود معطوف کنند. اما آیا این ادعاها با آنچه که در واقعیت رخ می‌دهد، تطابق دارد؟

بسیاری از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران طرح مناسبی برای توزیع عادلانه و تعیین محدودیت سطوح پرداخت پورسانت ندارند

 

حضور سرشاخه‌‎های سابق شرکت‌های هرمی در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای

شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای استاندارد در جهان، به طور معمول یک فرصت کاری واقعی را به افراد ارائه می‌دهد که به طور کامل بر اساس فروش کالا و خدمات بنا شده است؛ همچنین میزان درآمد افراد از این طریق کاملاً به انگیزه آن‌ها برای افزایش فروش کالا‎ها مربوط می‌شود و به مرور زمان افزایش می‌یابد. علاوه بر این، عضوگیری برای فعالیت در این شرکت‌ها الزامی نبوده و تمرکز اصلی بر فروش محصولات است و افزایش هرم زیرمجموعه‌ها و دریافت پورسانت از آن‌ها نیز ضرورت ندارد.

اما متأسفانه بسیاری از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران بر خلاف ضوابط و مقررات مصوب در این حوزه، طرح مناسبی برای توزیع عادلانه و تعیین محدودیت سطوح پرداخت پورسانت نداشته و بعضاً مانند شرکت‌های کلاهبرداری هرمی فعالیت می‌کنند. به طوریکه محصولات ارائه شده توسط این شرکت‌ها، ارزش بازاری تثبیت‌ شده‌ای نداشته و افراد معمولاً با ثبت‌نام اعضای جدید، خرید اجباری و گسترش زیرمجموعه خود به سود مالی دست پیدا می‌کنند؛ به عبارت دیگر می‌توان گفت که بر خلاف استاندارد‎‌های بین‌المللی، فرآیند عضوگیری و افزایش زیرمجموعه‌ها به یکی از شرایط الزامی فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران تبدیل شده است.

همچنین در مراحل جذب افراد در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای، معمولاً معرف شرکت، نوید هموار بودن مسیر فروش محصولات را داده و آن را بسیار ساده و آسان ترسیم می‌کند. این ایده در ظاهر بدون اشکال است اما بعد از گذشت مدتی، اعضای جدید این شرکت‌ها که قصد کسب درآمد و سود بالا را دارند، نمی‌‎توانند محصولات خریداری شده را بفروشند و سرمایه‌های خود را از دست می‌دهند؛ که این مسئله نیز به کیفیت و قیمت محصولات ارائه شده توسط شرکت‌ها مربوط می‌شود. این در حالی است که سرشاخه‌های این شرکت‌ها که برخی ازآن‌ها در گذشته از اعضای برجسته گروه‌های کلاهبرداری هرمی بودند، بهره زیادی از سهم فروش زیرشاخه‌های خود دریافت کرده و سود‎های نامتعارف و کلانی به دست می‌‎آوردند.

طرح‌های درآمدی توسط شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای می‌بایست به گونه‌ای تنظیم شود که هرم توزیع درآمد در آن منصفانه باشد

 

کسب ثروت در بازاریابی شبکه‌ای؛ سراب یا واقعیت؟

بر اساس گزارشی که توسط دانشکده مدیریت دانشگاه تهران منتشر شده است، مروجان بازاریابی شبکه‎ای برای جذب اعضای جدید به عنوان فروشنده، علاوه بر استفاده از تکنیک‌های کلامی و انگیزشی مانند کلاهبردارن هرمی، با وعده درآمدهای بالا به جذب افراد اقدام می‌کنند. به طور معمول آن‌ها با مثال زدن درآمد‎ چشمگیر سرشاخه‌ها و بازاریاب‌های موفق سعی در جذب زیرشاخه‌های جدید دارند.

اما بر اساس آمار ارائه شده توسط اکونومیست، تنها ۱۰ درصد فروشندگان شرکت Amway’s (از قدیمی ترین و بزرگترین شرکت‎های مبتنی بر بازاریابی شبکه‌ای در آمریکا و جهان) در انگلستان موفق شده‌اند تا درآمد کسب کنند. همچنین از ۳۳۰۰۰ فروشنده مورد بررسی از شرکت Amway’s تنها ۹۰ نفر موفق به کسب درآمد در حد متوسط جامعه شده بودند؛ که این آمار نشان دهنده ۹۹٫۷ درصد عدم موفقیت آن‌ها است. علاوه بر این در گزارش دیگری آمده است که تنها ۰٫۱۴ درصد از میان ۲٫۷ میلیون فروشنده شرکت Herbalife (از شرکت‌های بزرگ مبتنی بر بازاریابی شبکه‌ای آمریکایی) توانسته‌اند درآمد بالای ۲۰ هزار دلار در سال داشته باشند (این درآمد در آمریکا به مراتب از خط فقر کمتر است!) و ۹۳ درصد از فروشندگان هیچ سودی از محل فروش دریافت نکرده‌اند.

چرا فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای باعث تضییع حقوق اعضای جدید می‌شود؟

به عنوان مثال برخی از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای، دارای طرح‌های درآمدزایی غیرقانونی و غیرمنصفانه‌ای مانند «پاداش استخری» یا «bonus pool» هستند. در حال حاضر طبق بند 3 الزامات طرح سود دهی برای شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای که توسط دبیرخانه کمیته نظارت بر شرکت‌های هرمی ابلاغ شده است، اختصاص پاداش استخری به عنوان مشوقی جهت افزایش خرده فروشی بازاریاب ممنوع است، چرا که بر خلاف شرکت‌های هرمی، طرح‌های درآمدی توسط شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای می‌بایست به گونه‌ای تنظیم شود که هرم توزیع درآمد در آن منصفانه باشد و پورسانت ارائه شده به افراد فعال در شرکت، به صورت منطقی و پلکانی افزایش یابد تا هر فردی به میزان تلاش و فعالیت خود، سود کسب کند.

متأسفانه بر اساس توزیع پورسانت به شیوه پاداش استخری در برخی از شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای در ایران، بخش عمده‌ای از سود به اعضای اصلی که در رأس هرم ایستاده‌اند، تعلق می‌گیرد و اعضای جدید و زیرمجموعه‌ها، درآمد مطلوب و متناسب با تلاش خود را به دست نمی‌آورند.

از منظر قانونی نیز باید گفت که بر اساس به بند(4) ماده(9) آیین نامه اجرایی مواد(2)، (12) و تبصره ماده (87) قانون نظام صنفی و همچنین بند(4) مصوبه مورخ 4/6/99 کمیته نظارت بر عملکرد شرکت های بازاریابی شبکه‌ای و کسب‌وکارهای مجازی، پرداخت حق کمیسیون و پاداش با توجه به شرح وظایف بازاریاب ها تا 3 سطح(با قابلیت تعدیل سطوح) محدود شده است.

نقض مکرر قوانین توسط برخی از شرکت‌های بازاریابی مجاز!

بر اساس آمار موجود در وب‌سایت دبیرخانه کمیته نظارت بر عملکرد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای و کسب‌وکارهای مجازی، در حال حاضر بیش از 20 شرکت‌ بازاریابی شبکه‌ای دارای پروانه کسب بوده و مجوز فعالیت در ایران را دارند.

با وجود اینکه، این شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مجوز قانونی دریافت کرده‌اند اما بسیاری از آن‌ها به علت تخلفات گوناگون مانند «عدم پرداخت تعهدات مربوط به بازاریابان در موعد مقرر»، «عدم رعایت قوانین صنفی و تصمیمات کمیته نظارت به صورت مکرر» و «عدم درج اطلاعات واریز پورسانت در پایگاه داده شرکت» تذکر کتبی دریافت کرده‌ و یا اینکه به طور کلی مجوز فعالیت آن‌ها لغو شده است.

به نظر می‌رسد که فعالیت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مانند یک تیغ دولبه بوده و ریسک بسیاری را متوجه افراد ناآگاه و تازه‌وارد در این شرکت‌ها می‌کند؛ بنابراین بهتر است افراد پیش از شروع به کار در این شرکت‌ها در مورد نحوه‌ طرح درآمدزایی و نحوه پورسانت‌دهی در شبکه، تحقیقات لازم را انجام دهند. همچنین مردم می‌توانند برای اطمینان از قابلیت اعتماد به شرکت‌ها‎ی بازاریابی شبکه‌‎ای از طریق سامانه پیامکی 30006082  در خصوص نحوه فعالیت آن‌ها اطلاعات کسب کنند.

منبع: خبرآنلاین

/ پایان نوشتار

زندگی‌نامه | قسمت 6 | لقمه گنده‌تر از دهان

 

به اون ارگان رفتم و پیشنهاد دادم که بدون پیش‌پرداخت 35 درصد از کار رو انجام بدم و اون‌ها هم کارشناساشون رو بفرستن و اگه مورد قبولشون بود، 25 درصد مبلغ رو به‌عنوان پیش‌پرداخت به من بدن. همچنین متقاعدشون کردم به جای ضمانت‌نامۀ حُسنِ انجام کار، چک شرکت رو قبول کنن. ولی اینجا چندتا مشکل وجود داشت:

۱. من باید برای 135 میلیون تومن کار، حداقل 100 میلیون تومن با چک دو ماهه مواد اولیه خریداری می‌کردم؛

 ۲. باید قبل از 40 روز جنس‌ها رو آماده می‌کردم و پولش رو می‌گرفتم تا چک‌ها پاس بشه؛

۳. توی تهران من غریبه بودم و کسی حاضر نمی‌شد چک 100 میلیونی من رو قبول کنه؛

۴. اصلاً کارخونه من توانایی این همه تولید رو نداشت!

عموم از طریق یکی از مشتریای مغازه‌اش توی اهواز فردی رو پیدا کرد که آهن‌فروش بود و مواد اولیه دکل هم تأمین می‌کرد. با اون شخص صحبت کرد و بالاخره حاضر شد با چک و تا یک مبلغی به ما جنس بده. من هم با یکی از همسایه‌های قدیمی داییِ همسرم حرف زدم و قرار شد ایشون هم به ما با چک جنس بده. خرید انجام شد. حجم کار برای ما وحشتناک بود و با هر بدبختی که شد تمام دکل‌ها رو که حدود ۱۰۰ تن بود ساختیم. تازه بدون لیفتراک! از اون ارگان خواستیم که فوری بیاد و دکل‌ها رو تحویل بگیره تا بتونیم زودتر پولمون رو بگیریم. تازه فهمیدیم به‌دلیل بعضی مسائل خاص سیاسی پول دکل‌ها جای دیگه‌ای هزینه شده و رئیس اون سازمان هم عملاً می‌گه، غلط کردین دکل خریدین! هیچ‌کسی هم پاسخگوی ما نبود. دکل هم یک چیز کاملاً سفارشیه، مثل عکسی که متعلق به یک نفره و نمی‌شه به فرد دیگه‌ای فروخت. دستم هم به‌جایی بند نبود. رئیس اون سازمان هم خیلی قوی شده بود. در واقع رئیس یک جایی شده بود که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران رو فرا می‌گرفت. بگذریم…

چک‌ها یکی‌یکی برگشت می‌خورد. اولیش چک آهن‌ها بود. طلبکارای دیگه حتی یک‌ثانیه هم منو ول نمی‌کردن. تصمیم گرفتم خودم برم کارگاه. این‌طوری هم یک نفر به کارگرها اضافه می‌شد، هم بهتر کار می‌کردن و هم از دست طلبکارا راحت بودم. ولی یکی از طلبکارا بود که از دفترم تکون نمی‌خورد. هر دقیقه کارمندام به من زنگ میزدن و می‌گفتن که این آقا می‌گه می‌اندازمتون توی گونی و می‌برمتون. دفترتونم آتیش می‌زنم. زنگ موبایلم حتی یک دقیقه قطع نمی‌شد، ولی چاره‌ای نبود.

یک کار کوچیک دیگه هم از مخابرات قزوین گرفته بودم و داشتم سعی می‌کردم که اون رو تموم کنم تا با پولش مشکلات کمتر بشه. هم‌زمان سعی می‌کردم سفارش کارای دیگه‌ای هم بگیرم و با پول پیش‌پرداختش، فعلاً از سایۀ زندان که روی سرم سنگینی می‌کرد، خلاص بشم. اون موقع ماشینم (همون پیکان قرمز مدل 53) رو هم فروخته بودم تا برای ساخت دکل‌های اون ارگان خاص یک دستگاه بخرم. شریکم هم ماشینش رو فروخته بود و با پولش یک وانت برای شرکت خریده بودیم. تا قبل از این‌که ماشین رو بفروشم، با اینکه تا دیر وقت کار می‌کردم، ولی در مسیر با ماشینم مسافرکشی هم می‌کردم. حتی اگر همسرم هم توی ماشین بود این کار رو انجام می‌دادم چون به‌نظرم هیچ پول‌درآوردن شرافتمندانه‌ای مایۀ شرم نیست، بلکه مایۀ سربلندیه.

به هر بدبختی که بود و با پولِ پیش چند پروژه که مجبور شدم با قیمت خیلی ارزون قبولشون کنم، خودم رو موقتاً از اون منجلاب خلاص کردم و یکم اوضاع عادی شده بود. مشترکاً با عموم یک ۲۰۶ خریدیم. به عموم گفتم برای جلسات شرکت خیلی بهتره با ماشینی بریم که حفظ آبرو بشه. البته احتمالاً دلیل اصلی خریدش این بود که پیش فامیل‌های همسرم خودی نشون بدم تا متوجه بشن دارم موفق می‌شم. عموم ۲۰۶ رو از اهواز خرید و آورد تهران.

ادامه دارد…

فیلم | مصائب يك كارآفرين

توفيق سخنرانى در هفتمين همايش “استيل پرايس” ماحصل يك نخبه‌كُشى بود كه داستانش مفصله… همايش برگزار می‌كنيم، از هم‌ديگه تعريف و تمجيد می‌كنيم، از الفاظ شيك و اتو كشيده استفاده می‌كنيم، در حالى كه در ميدان عمل، با چيدمان مديران نالايق در رأس امور، عرصه رو روز‌به‌روز براى بهترين‌هاى اين آب و خاك تنگ و تنگ‌تر می‌كنيم. باز هم می‌گم: كارآفرينى و نوآورى همايش نمی‌خواد. همين كه چوب لاى چرخ اهالى فن نذاريد، همه چيز درست پيش خواهد رفت.