نوشته‌ها

فیلم | فقط با چک، پولدار شو

به قول اینستاگرام بازهای نسل جدید: این چه سمی بود من دیدم!

هر چی میخوام سراغ این رویافروش‌ها نرم باز یه ورژن‌های عجیب و غریبی ازشون بوجود میاد که سورپرایز میشم!

فقط خواهشم از شماست که تا میتونید و به هر شکل ممکن، اطرافیانتون رو آگاه کنید. بالاخره این جماعت دنبال‌کننده بین ما هستند، مردم ما هستند.

اندکی تفکر کافی‌ست.

فیلم | تاثیر همدلی

شاید صحبت راجع به این موضوع عجیب به نظر برسه. خصوصاً از طرف من و در حالی که اکثر پست‌های این صفحه ارتباط مستقیم با کسب‌وکار داره.

اما تعجب نکنید. این توصیه‌ای معطوف به روابط انسانی در محیط کاره و اتفاقاً در رابطه با همکاران نقش بسیار تعیین‌کننده ای ایفا میکنه و به شخصه تجربه‌اش کرده و تاثیراتش رو دیده‌م.

منابع انسانی معضل بزرگ این روزهای همه کسب‌وکارهاست. وقتی هم صحبت از روابط انسانی میشه، کار پیچیده‌تر از چیزی میشه که فکرشو میکنید. پس هر چی درباره این موضوعات تجربیاتمون رو به اشتراک بذاریم، باز هم جای کار داره.

کارفرمایان حاضر در جمع؛ چقدر برای آگاهی پیرامون روابط انسانی تلاش میکنید؟

سبک رابطه‌تون به عنوان مدیر، با دیگر همکاران چجوریه؟
– مثلا: من رو همه «بهنام» صدا میزنن؛ کسی حق نداره به‌خاطر من از جاش بلند بشه و تا حد ممکن سعی میکنم در جریان اتفاقات زندگی همکارانم باشم و به عنوان یک دوست (خارج از مباحث کاری) در حد توان هر کمکی از دستم برمیاد براشون انجام بدم.

️شما چطور؟

فیلم | معجزه نداریم

توی کار و بیزینس معجزه اتفاق نمیافته؛ صادقانه و شفاف بگم: اگه تا ٣٠، سی و یک و دو اتفاق خاصی تو کسب‌وکار برات نیافته، دیگه نمیافته.
اصلاً یه درصدم واسه شمایی که اومدی فلانی رو مثال بزنی. ولی من به عنوان کارفرما رو چنین فردی سرمایه‌گذاری نمیکنم، چون ریسکش بالاست.
اگر میشد جوری تنظیم میکردم که فقط دوستان کارفرما این پست رو ببینن؛ رفقا؛ قرار نیست شما معجزه زندگی کسی باشید که خودش برای خودش کاری نتونسته بکنه.

موضوع فقط بیزینس هم نیست! کدوم آدم کار کشته‌ای پیدا میشه که بیاد رو یه همچین کسی سرمایه گذاری کنه؟ بگو ورزش، هنر؛ کی حاضره ریسک کنه؟

فیلم | نه به تعصب

كل ماجرا يك خطه، اما مهم، اساسی و کاربردی:
بیزینسمن نباید روی اموالش تعصب داشته باشه.

فیلم | شريك، نه رفيق

عوامل متعددی در شناسایی شریک خوب حائز اهمیت هستند، اما سه نكته‌ به نظرم پیش نیاز دیگر موارد هست.

اولین مورد که بارها راجع بهش صحبت شده اینه که شریک خوب به هیچ عنوان نباید شبیه شما باشه، بلکه باید مکمل شما باشه.

دوم اینکه شریک خوب الزاماً رفیق صمیمی شما نیست و بالعکس، شخصی به صرف اینکه رفیق خوب شماست نمیتونه شریک خوبی هم باشه.

و نهایتاً این نکته رو در نظر داشته باشید که در جمع‌ شرکای قوی، بهتره سه با پنج نفر باشید تا در شرایط سخت تصمیم گیری و اختلاف نظر، نفر سوم با نقش تعیین کننده‌ای که داره حافظ ادامه یک شراکت خوب باشه.

فیلم | شانس اصلی

دیدید اینایی که میخوان یه کاری بکنن، بعد نمیشه یا نمیتونن، هزارتا بهونه واسه‌ش جور میکنن؟
– آی مملکت شلوغ شد
– دلار گرون شد
– تحریم شدید شد
– ماشینمو دزد برد
– زنم مریض شد

تا صبح واسه کار نکردن دلیل میشه آورد.

یادمه تو بحبوحه بگیر و ببندهای سال ٨٨ بود که ما تازه نیت کرده بودبم واسه راه انداختن آهن فروشی. یعنی بازار و کوچه و خیابون به یه روزی افتاد که یه پیچ کسی نمیخرید، وای به حال آهن، اونم از ما!

شرکای من تو آهن‌آنلاین چنان با ثبات قدم درگیر کار بودند که ٨٨ که هیچ، جنگ جهانی ام نمیتونست بهونه کار نکردنشون بشه و البته شانس هم که همیشه واسه اونیه که صدش رو گذاشته و به قول معروف تو میدونه.
بله؛ ما یه موقعیت خاص داشتیم که شاید شانس و علت اصلی موفقیت ما در آهن‌آنلاین بود.

️چی؟
پاسخ این سوال ماجراییه که تو ویدئو براتون گفتم.

فیلم | احساس مُخرب

خاطره‌ای به ذهنم رسید که مصداق بارز احساسات مُخرب در کسب‌وکار بود.
اساساً احساس در بیزینس جایگاهی نداره و من تجربه‌ای از گره‌گشایی احساس در روابط کاری ندارم.
اصلاً وظیفه بیزینسمن تفکر و تصمیم‌گیری منطقیه هر چند که ناراحت‌کننده باشه. چرا که معیار موفقیت در کسب‌وکار، نتایح درست و منفعت سازمانه، نه اینکه جوری تصمیم بگیریم که کسی ناراحت نشه.
شده توی کارتون ضربه از احساس بخورید؟

پ.ن: بخشی چالش‌بر‌انگیز از سخنرانی در دورهمی سوم رو میبینید.

فیلم | بيزينس دوم

تقريباً ٢٨ سالم بود. بیزینسم گرفته بودم و با سرعت تو مسیر پیشرفت بودم و واسه خودم احساس خدایی میکردم.
تصمیم گرفتم بزنم تو چند تا کسب‌وکار دیگه که از راه‌های دیگه‌ای هم پول دربیارم و سرمایه‌م یک جا نباشه.
همه میگفتن بی‌خیال! حالا چون یه کارت گرفته، دلیل نمیشه همه کاری بتونی انجام بدی، ولی کی بود که به این حرف‌ها گوش بده.
چه اشتباهی‌ام کردم…
البته نه اینکه حرف بقیه درست باشه و نه اینکه نشه چند‌تا بیزینس راه انداخت، بلکه باید صبر کرد تا شرایط یک بیزینس کاملا پایدار بشه و به شرایط ایده‌آل برسه، بعد رفت سراغ کارهای بعدی.

فیلم | مشکل خودتی

من مالک چند شرکت مختلف هستم اما اصلاً مدیرعامل خوبی نیستم، به همین خاطر در هیج یک از شرکت‌ها پست اجرایی ندارم. حتی از آخرین شرکتی که به عنوان مدیرعامل مشغول بودم، خودم رو اخراج کردم و شخص دیگری رو منصوب کردم.
حالا نمیدونم چه اصراریه که شما حتما رئیس شرکتی که راه انداختی هم باشی! اونم وقتی که دچار مشکل شدی و معتقدی هر کاری میکنی باز نظم لازم برای انجام کار در مجموعه‌ات وجود نداره.
یعنی چرا یک درصد هم احتمال ندادید که مشکل خودتون باشید؟
باور کنید خبلی از مواقع مشکل کسب‌وکارمون خود ما هستیم و راه‌اندازی یک بیزینس اصلا به این معنا نیست که هدایت کننده اون هم باید خودمون باشیم.
کسی اینجا هست که از کنار شاهد و ناظر کسب‌وکار خودش باشه؟

فیلم | طب سنتی

بیزینس مثل طب سنتیه؛ یعنی حتی بیماری یکسان در دو شخص مختلف ممکنه دوای متفاوت داشته باشه.
قطعاً برای مشکلات کسب‌وکارها همونطور که بارها گفتم، نمیشه نسخه واحد صادر کرد. حتی در شرایط کاملاً یکسان، موقعیت مکانی دو مغازه میتونه نوع هدایتشون رو به کل تغییر بده. چون هر بیزینسی داستان خودش رو داره.
پ.ن: در حاشیه دورهمی سوم در کانون توحید مشغول پاسخ به سوالات شما عزیزان بودم.